تبلیغات
بصیرت و صبر - یادداشت شفاهی دكتر احمد مسجد جامعی راهبری در عرصه فرهنگ‌

یادداشت شفاهی دكتر احمد مسجد جامعی
راهبری در عرصه فرهنگ‌
طبق قرار قبلی با احمد مسجد جامعی، بنا مصاحبه با وی را بر پایه بررسی سیاست‌های رهبری در عرصه فرهنگ گذاشتیم اما در مواجهه حضوری، مسجد جامعی ترجیح داد كه در قالب یادداشتی شفاهی به بیان دستاوردهای فرهنگی 30 سال اخیر بپردازد. تلقی وی از این گفتگو این بود كه این شیوه بهترین مدل دفاع از رهبری امام راحل و حضرت آیت‌الله‌خامنه‌ای و نحوه هدایتگری ایشان در عرصه فرهنگ است.
یادداشت شفاهی دكتر احمد مسجد جامعی
راهبری در عرصه فرهنگ‌
طبق قرار قبلی با احمد مسجد جامعی، بنا مصاحبه با وی را بر پایه بررسی سیاست‌های رهبری در عرصه فرهنگ گذاشتیم اما در مواجهه حضوری، مسجد جامعی ترجیح داد كه در قالب یادداشتی شفاهی به بیان دستاوردهای فرهنگی 30 سال اخیر بپردازد. تلقی وی از این گفتگو این بود كه این شیوه بهترین مدل دفاع از رهبری امام راحل و حضرت آیت‌الله‌خامنه‌ای و نحوه هدایتگری ایشان در عرصه فرهنگ است.

ما در حوزه فرهنگ، نزدیك به سه دهه فعالیت تقریباً به هم پیوسته داریم. این نگاه با انقلاب اسلامی آغاز می‌شود. براساس دیدگاه  ویژه‌ای كه امام داشتند تعاریفی را مطرح كردند و بواسطه  شجاعتی كه در اعمال این دیدگاه داشتند مبانی فرهنگ و هنر ما شكل گرفت. وضعیت فرهنگ و هنر در كشور ما به نحوی بود كه بعد از انقلاب دچار ركود و رخوتی  در فعالیت‌‌های رایج هنری شدیم. اعتبارات دستگاه‌های هنری بشدت كاهش پیدا كرد. در زمینه‌های سینما، موسیقی و تئاتر با نوعی بدبینی با عموم این فعالیت‌ها برخورد می‌شد. به خاطر همین، شما در كتاب آمار آن سال‌ها شاهد هستید كه اساساً این مقوله‌ها حذف شد و ما دیگر این عناوین را در كتاب برنامه و بودجه نداشتیم. موضعگیری‌هایی كه مرحوم امام در دفاع از حوزه فرهنگ كردند منجر به شكل‌گیری  فرهنگ و هنر ما در سال‌های بعد شد. می‌دانید كه امروز ما بیش از هزار جایزه بین‌المللی فقط در عرصه سینما داریم. این محصول نگاه و  شجاعت امام بود.

ما در باب هنرهای معاصر سه راه حل در پیش رو داشتیم. یا این‌كه بگوییم جامعه اسلامی بدون هنرهای معاصر هم تحقق پیدا می‌كند. كم و بیش این سبك در كشورعربستان وجود دارد. در آنجا  سینما به این معنا نیست. راه حل  دوم این بود كه ما از همان وضعیت معمول استفاده كنیم كه این هم طبعاً با نگاهی كه نسبت به انسان و جهان داشتیم سازگار نبود و راه دیگر این بود كه ما با استفاده از ظرفیت‌های جدید عالم و ذخائر فرهنگی اسلامی و ایرانی خودمان هنر جدیدی را در این قالب پایه‌ریزی كنیم و كم‌كم طرحی نو دراندازیم. راه سوم البته دشوار بود و علاوه بر ایده روشن، نیاز به تعیین استراتژی، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی داشت و این نكته از نخستین روزهای تاسیس نهاد شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد تاكید آقای خامنه‌ای بود. طبعاً ما این راه را انتخاب كردیم و در این  تجربه، آزمون و خطا هم داشتیم و آثار و فرصت‌های خوبی بدست آمد و امروز هنر ایران حتی در همین صورت‌های جدید از هنرهای ممتاز در جهان است كه نگاه اخلاقی و انسانی به مسائل پیرامونی دارد و با ایده‌های نو كه ریشه در خلاقیت فرهنگی و هویت اسلامی و ایرانی  دارد حرفهای جدیدی را در عرصه چهانی مطرح كرده است. این روند در قالب نظام برنامه‌ریزی كشوری از سال 68 شروع شد. در این دوره موفق شدیم كه نخستین بار از ظرفیت‌های فرهنگ و هنر كه یك دهه را پشت سر می‌گذاشت بصورت سازمان یافته  استفاده كنیم. در نخستین برنامه پنج ساله  بود كه  به طور مشخص اعتبار ویژه حمایتی در اختیار هنرهای معاصر قرار گرفت و حمایت از سینما و تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی، كتاب و مطبوعات شكل قانونی به خود پیدا كرد و در برنامه تدوین شد و به  تصویب مراجع ذیربط رسید.

روالی كه در آن سال‌ها بود با توجه به عدم شكلگیری بخش خصوصی قدرتمند یا بنا به قولی بخش خصوصی قابل اعتماد، سیاست بیشتر بر مبنای حمایت از فعالیت‌های دولتی شكل گرفت و این اعتبارات هم جذب و هم مصرف و هم محصولش توسط سازمان‌های دولتی  ساماندهی می‌شد و نقطه آغاز و نخستین تجربه برنامه‌ریزی مدون كشوری در بخش فرهنگ بود.

در برنامه دوم این روند ادامه پیدا كرد و در این سال‌ها مساله دیگری به برنامه اضافه شد كه مقام رهبری از آن تحت عنوان مقابله با تهاجم فرهنگی یاد كردند و  تعریفی هم از آن ارائه دادند. به دنبال این قضیه گروه كاری برای تبیین هرچه بیشتر این موضوع شكل گرفت كه افرادی از جمله آقایان خاتمی، روحانی، جنتی، جواد لاریجانی و برخی از شخصیت‌های دیگر و از جمله این جانب  عضو آن بودیم. این مباحث جلسات نسبتاً زیادی را بخود اختصاص داد و هرچند در پایان جمع‌بندی از مجموع دیدگاه‌ها ارائه نشد اما به روشن شدن جوانب موضوع كمك كرد و در روند و روال سیاست‌های اجرایی تاثیر گذاشت.

  اگر بخواهیم به این روند 20 ساله  در چارچوب برنامه به سیاست‌های كلان فرهنگی نگاه كنیم، حوزه فرهنگ و هنر از سال 68 و 69 اولا جنبه قانونی و رسمی پیدا كرد و در طول این سال‌ها به افزایش كمی و كیفی تولیدات فرهنگی منجر شد و جایگاه آن در برنامه رشد پیدا یافت. بگونه‌ای كه در برنامه اول و دوم  نگاه به حوزه فرهنگ و هنر صرفا بخشی بود در صورتی كه در برنامه سوم و چهارم  حوزه  فرهنگی در بخش، میان‌بخش و فرابخش و در ساختار سیاسی، افتصادی، اجتماعی وعلمی بیشتر حضور داشت و مجموعه برنامه‌ها و نظام اجرایی را تحت تاثیر قرار می‌داد

ما در این حوزه دو زاویه نگاه داشتیم. نگاه اول، نگاه سلبی و نگاه دوم، ایجابی بود و در مجموع این دو نگاه در كنارهم قرار گرفتند و مكمل یكدیگر شدند.

در حوزه برنامه‌ریزی عملاً این روش انتخاب شد كه ما نمی‌توانیم تنها با نگاه سلبی به این قضیه توجه كنیم و برای حضور موثر در عرصه‌های فرهنگی نیاز به تولیدات فراوان، ارزان و متنوع و در دسترس داریم كه با رویكرد به ذخائر ارزشمند ایرانی و اسلامی بتوانیم با استفاده از ظرفیت‌های جدیدی كه ایجاد شده این فعالیت‌ها را ساماندهی كنیم. این مساله به روند شكل‌گیری تاسیسات جدیدی در حوزه فرهنگ و هنر انجامید كه  رویكرد آن تولید كالای فرهنگی ارزان  با توزیع گسترده و عمدتاً مبتنی بر تولیدات داخلی كشور بود و بر این اساس نهادهایی شكل گرفت. افزایش تولیدات داخلی موجب اتخاذ تصمیماتی در سطح كلان شد از جمله استفاده از ظرفیت‌های بیشتر سمعی و بصری را در فضای كشور دامن زد. پس از آن در همین راستا برای ظرفیت‌سازی و توانمندسازی مخاطبان و دستگاه تولیدكننده فرهنگی و هنری توجه به افزایش شبكه‌های رسانه‌ای برنامه‌ای منظم تهیه و تدوین شد  و به عنوان یك رویكرد جدید توانمندی‌سازی و حمایت از مصرف‌كننده محصولات فرهنگی در دستور كار قرار گرفت.

 در این سال‌ها  شاهد شكل‌گیری  موسسات رسانه تصویری بودیم كه وظیفه ارائه تولیدات جدید را به عهده داشت. تغییراتی هم در سیاست‌های فرهنگی در این راستا بوجود آمد. مثلاً سیاستی كه در برنامه اول در باب ممنوعیت ویدئو وجود داشت در این دوره به رفع ممنوعیت استفاده ویدئو منجر شد.

در زمینه تولیدات بیشتر دو راهكار دیگر نیز مطرح شد. یكی آنكه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برای ایجاد یك شبكه تلویزیونی با همكاری صدا و سیما اقدام كند و از طرف دیگر دولت هم در حوزه رسانه‌های تصویری یك شبكه را طراحی كند. هدف از این كار در مجموع حمایت از تنوع تولید وتكثر محصول فرهنگی بود و در زمره برنامه‌های ایجابی به شمار می‌آمد. چون  نمی‌توانستیم صرفاً در جایی قرار بگیریم كه به نفی دیگران بپردازیم  و خودمان قادر به پركردن خلاها نباشیم. شرایط ایجاب می‌كرد كه  حضور موثر و گستردهای در عرصه فرهنگ در سطح ملی و جهانی داشته باشیم. كه این روند به تغییراتی در نظام مدیریت كلان فرهنگی و بعضاً اجرایی انجامید و اتكا به هویت فرهنگی برای خلق معانی جدید در این حوزه را تقویت كرد و  در عرصه صدا و سیما  به افزایش كمی شبكه‌های رادیو و تلویزیون در سطوح ملی و استانی منجر شد. در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز تغییراتی صورت گرفت و برای نخستین بار در سال 75 افراد جدیدی از جمله آقایان میرحسین موسوی، خاتمی، جنتی، حدادعادل، مصباح یزدی به تركیب شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه شدند.

رویكرد برنامه سوم به نحوی بود كه به پاسخگویی به نیازهای گسترده و ماندگاری فرهنگی  توجه ویژه داشت و در این زمینه علاوه بر دولت نقش بیشتر برای تشكل‌ها و نهادهای مردمی قائل شد. این  رویكرد با توجه به نسلی كه دو دهه در دامن انقلاب اسلامی رشد كرده بود صورت گرفت و  سیاست افزایش تولید از طریق این راهبرد ادامه یافت. در حقیقت در شرایطی بودیم كه نسل جوان و تحصیل كرده وارد عرصه اجتماع شده بود و ما ملزم به پاسخگویی به نیازهای علمی، فكری و فرهنگی  متكثر و جدید بودیم. مصرف محصولات فرهنگی بشدت افزایش پیدا كرده بود و در این مرحله بود كه همكاری جامعه فرهنگی و بخصوص پدیدآورندگان و هنرمندان با مدیریت فرهنگی گسترش پیدا كرد. حضور موثر پدیدآورندگان آثار فرهنگی باعث شد كه آنها در قرابت و نسبت نزدیكی با سیاست‌های توسعه نظام قرار گیرند. این یك اتفاق مهم بود و جنگ سردی كه بعد از كودتای 28 مرداد تا سقوط سلطنت  بین جریان روشنفكری و حكومت ایجاد شده بود و ضرورتاً جریان روشنفكری در تقابل با  نظام سیاسی تلقی می‌شد كم و بیش رنگ باخت و جریان غالب فكری و فرهنگی در چارچوب اهداف و دیدگاه دفاع از هویت ایرانی و اسلامی قرار گرفت. در اواخر این دوره  در نشست طولانی و در فضای صمیمانه اهالی فرهنگ و هنر و سینما كه با مقام رهبری داشتند و گروههای مختلف هنری به بیان دیدگاه‌های خود پرداختند. جلسه‌ای كه از طرف ایشان به عنوان یك فرصت با ارزش یاد شد و مباحثی در حوزه هنر، اقتصاد هنر، سیاست و هنر و نظائر آن پیش آمد. در این جلسه ایشان در فرازی از سخنان خود تعریفی از هنر دینی ارائه كرد و صراحتاً اظهار داشتند كه هنر دینی به معنای تظاهرهای ریاكارانه نیست. به معنای قشری گری نیست و اضافه كردند كه این هنر لزوما با واژگان دینی هم بوجود نمی‌آید. مطالبی كه در آن دوره بازتاب گسترده‌ای در بین اصحاب فرهنگ و هنر بوجود آورد و فصل الخطابی برای روشن شدن دیدگاه‌های معارضی شد كه  سالیان قبل  نسبت به هنر نگران و بدبین بود. برای نخستین بار عمده‌‌ترین تشكل‌های هنری به چاپ و نشر مطالب این جلسه اقدام كردند و خانه سینما و خانه هنرمندان گروه كاری برای بررسی مباحث تشكیل داد و محورهای استخراج شده در برنامه چهارم مورد استفاده قرار گرفت.

برنامه چهارم در ادامه برنامه سوم با رویكرد صیانت از هویت و فرهنگ اسلامی و ایرانی و با هدف توسعه فرهنگی شكل گرفت. در فضای ناشی از اعتماد و تعامل و همكاری و مشاركت اصحاب فرهنگ و هنر نظریه‌پردازان پدیدآورندگان و مدیریت فرهنگی ابزار لازم برای برنامه‌ریزی با رویكرد توسعه‌ای فراهم شد و برای نخستین بار شاخص‌ها و معیارهای اندازه‌گیری توسعه و پیشرفت فرهنگی امكان اجرا و ارزیابی پیدا كرد. در همین روند بر اساس نیازهای فرهنگی بجایی رسیدیم كه در برنامه سوم و  چهارم برای اقتصاد فرهنگ و هنر، حضور بین‌المللی، ایثار و شهادت، زبان فارسی، یاد و نام امام، مسائل مستحدثه در حوزه مباحث معرفتی زبان فارسی، بستر ورود به بازار جهانی، تقویت نقش زنان و جوانان و رونق اقتصاد فرهنگ و هنر برنامه‌ریزی‌های لازم صورت گرفت و به عنوان سند توسعه فرهنگ و هنر به تصویب رسید.

اگر بخواهیم به این روند 20 ساله  در چارچوب برنامه به سیاست‌های كلان فرهنگی نگاه كنیم، حوزه فرهنگ و هنر از سال 68 و 69 اولا جنبه قانونی و رسمی پیدا كرد و در طول این سال‌ها به افزایش كمی و كیفی تولیدات فرهنگی منجر شد و جایگاه آن در برنامه رشد پیدا یافت. بگونه‌ای كه در برنامه اول و دوم  نگاه به حوزه فرهنگ و هنر صرفا بخشی بود در صورتی كه در برنامه سوم و چهارم  حوزه  فرهنگی در بخش، میان‌بخش و فرابخش و در ساختار سیاسی، افتصادی، اجتماعی وعلمی بیشتر حضور داشت و مجموعه برنامه‌ها و نظام اجرایی را تحت تاثیر قرار می‌داد تا جایی كه بحث صیانت از هویت و فرهنگ ایرانی و اسلامی به عنوان یكی از محورهای اصلی اسناد فرادستی مصوب و ابلاغ  و اجرای آن نیز تعریف و تصویب شد. این مباحث در مرحله بالاتر در سند چشم‌انداز بیست ساله انعكاس یافت و به عنوان محوری‌ترین موضوعات مورد توجه قرار گرفت و پس از تایید مقام رهبری ابلاغ شد. 
این نوع نگاه با  تلقی امام و رهبری از فرهنگ ایرانی و اسلامی تطابق دارد كه حوزه فرهنگ را چیزی فراتر از خدمات و كالای فرهنگی می‌دیدند.




برچسب ها: یادداشت شفاهی دكتر احمد مسجد جامعی راهبری در عرصه فرهنگ‌، بصیرت و صبر،
ارسال توسط سین.راد
آرشیو مطالب
نظر سنجی
من چقدر باحالم؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar