تبلیغات
بصیرت و صبر - گفتگو با دكتر محمدرضا عارف‌ فصل‌الخطاب ما همواره سخنان رهبری بوده است‌

گفتگو با دكتر محمدرضا عارف‌
فصل‌الخطاب ما همواره سخنان رهبری بوده است‌
محمد رضا عارف چهره معتدل جریان اصلا‌حات است و تجربه بالا‌یی در عرصه اجرایی و اداری دارد. در گفتگو با وی مدل مدیریتی رهبر معظم انقلا‌ب بخصوص نحوه تعامل ایشان با دولت آقای خاتمی به بحث گذاشته شد.
گفتگو با دكتر محمدرضا عارف‌
فصل‌الخطاب ما همواره سخنان رهبری بوده است‌
محمد رضا عارف چهره معتدل جریان اصلا‌حات است و تجربه بالا‌یی در عرصه اجرایی و اداری دارد. در گفتگو با وی مدل مدیریتی رهبر معظم انقلا‌ب بخصوص نحوه تعامل ایشان با دولت آقای خاتمی به بحث گذاشته شد.

به عنوان اولین سوال، درباره مدل مدیریتی رهبر معظم انقلاب در عرصه داخلی وخارجی و به طور مشخص‌تر راجع به تعامل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با دولت آقای خاتمی بفرمایید و توضیح بدهید كه این تعاملات به چه شكلی انجام می‌شد.

من در ابتدا از ابتكار خوب جام‌جم تشكر می‌كنم، زیرا ما اگر به عنوان نسل اول انقلاب مسائل قبل و بعد انقلاب را روشن نكنیم پرسش‌های بسیار جدی و اساسی برای نسل‌های بعدی باقی می‌ماند كه كسی نمی‌تواند پاسخگوی آنها باشد. لازم است ضمن تشریح آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی، ویژگی‌های شخصیت‌های ترازاول آن نیز تبیین گردد.

حكومتی كه توسط امام (ره)‌ ارائه شد ویژگی‌های خاص خودش را داشت و اتكای اصلی آن به مردم بود و این مساله‌ای است كه در سخنان حضرت امام خمینی (ره)‌ در قبل و بعد از پیروزی انقلاب قابل مشاهده است اتكا به مردم هم توسط یك مرجع عالیقدر ارائه می‌شود كه در دغدغه‌های روحانی و مذهبی او شكی نیست. امام در زمانی این الگو را مطرح می‌كنند كه مردم صددرصد پشتیبان امام بودند و اگر هر الگویی را مطرح می‌كردند مردم می‌پذیرفتند. بنابراین نیازی نبود كه امام شعاری بدهند كه مردم را جذب كند.

الگویی كه امام خمینی (ره)‌ ارائه كردند، الگوی منحصر بفردی است كه می‌تواند مردم‌سالاری را (البته به معنای واقعی آن و نه به معنای تبلیغاتی غربی كه بعضا واقعا دروغ است)‌ حاكم كند و هم حافظ ارزش‌های اسلامی باشد.
به نظر من روی این الگو كم‌كار شده است. طبیعی است كه شاید بخشی از این كم‌كاری به دلیل گرفتاری‌ها و مشغله‌هایی بود كه مسوولان اصلی نظام در مقاطع مختلف داشتند. بخشی از علل كم‌ كار شدن بر روی این موضوع نیز به پیچیدگی آن برمی‌گردد و این كه علاقه و گرایش اغلب ما بیشتر به سوی مسائل سیاسی است و نه مسائل عمیق فرهنگی.

در پاسخ به سوال شما قطعا افراد یك سری معذوریت‌هایی را دارند و باید در صحبت‌ها نكاتی را رعایت كنیم كه خدای نكرده، احساس تملق نشود و به همین دلیل طبیعی است كه ملاحظاتی در بیان ویژگی‌های شخصیت رهبری انقلاب چه حضرت امام خمینی (ره)‌ و چه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مد نظر همه ما و یا حداقل خود من باشد و تلاش می‌كنم واقعیت‌ها را به گونه‌ای بگویم كه احساس نشود كه چون آنها در قدرت هستند بحث را به این صورت مطرح كرده‌ام.

البته گاهی اوقات در این زمینه چالش‌هایی نیز وجود دارد كه به نظر من ارزشمند و در خور تأملند، چون پشتوانه حكومت ما یك فرهنگ غنی اسلامی است و ما معتقدیم كه این فرهنگ می‌تواند پاسخگوی تمام نیازهای بشریت باشد و هیچ مساله‌ای نیست كه ما نتوانیم در فقه، پاسخی برای آن بیابیم. اگر هم‌اكنون در بعضی از زمینه‌ها، پاسخ روشنی نداریم به دلیل كم‌كاری ماست نه به خاطر نداشتن ظرفیت فقه.

در مورد مقام معظم رهبری باید عرض كنم كه من از قبل از انقلاب به ایشان ارادت داشتم گرچه متاسفم در آن زمان به دلیل اقامت ایشان در مشهد به صورت حضوری خدمتشان نرسیدم.

البته من در زمان دانشجویی با روحانیونی كه در تهران با حضرت امام(ره)‌ در ارتباط بودند، ارتباط نزدیك داشتم، اما با آقای خامنه‌ای از طریق دوستان دانشجو در ارتباط بودم.

خوشبختانه ایشان قبل از انقلاب پایگاه خیلی خوبی در میان جوانان مشهد داشتند و ما بسیاری از اوقات به واسطه دوستان دانشجو از صحبت‌های ایشان استفاده می‌كردیم و ایشان را از نزدیكان امام خمینی(ره)‌ می‌دانستیم.

همچنین من قبل از انقلاب به همراه برخی از دوستان گاهی به روحانیون تبعیدی سر می‌زدیم و یك بار تصمیم گرفتیم در زمانی كه آیت‌الله خامنه‌ای در استان سیستان و بلوچستان در تبعید بودند خدمت ایشان برسیم، اما چند كیلومتری كه از یزد دور شدیم اتومبیل‌ ما خراب شد و این توفیق را پیدا نكردیم كه در آن زمان ایشان را زیارت كنیم. به هر حال بعد از انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای یكی از چهره‌هایی بودند كه به لحاظ نزدیكی به امام و همچنین شجاعتشان در جبهه‌های دفاع مقدس و منش بسیجی‌وارشان زبانزد خاص و عام بودند. از این رو زمانی كه آیت‌الله خامنه‌ای به سمت رهبری جمهوری اسلامی ایران برگزیده شدند من این مساله را عنایت خداوندی تلقی كردم.

بین نزدیكان حضرت امام كه همگی انسان‌های بسیار برجسته‌ای بودند، به نظر من ایشان اولی بودند و شاید اگر آقای هاشمی، آن نقل قول‌ها را هم بیان نمی‌كردند، خبرگان رهبری به طور طبیعی ایشان را انتخاب می‌كردند.

زمانی كه انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری اعلام شد فكر می‌كنم قاطبه مردم و همگی مسوولان خوشحال شدند كه مساله خیلی خوب و سریع حل شده است. در زمان رهبری ایشان من بارها این ویژگی را مطرح كرده‌ام كه به دلیل كارهای اجرایی كه ایشان كرده‌اند و به دلیل این كه مدت زیادی درگیر امور اجرایی بعنوان رئیس‌جمهور كشور بودند مسائل را با اشراف دنبال می‌كنند.

ایشان یكسری دغدغه‌های كلی از جمله عدالت اجتماعی، توجه به اقشار آسیب‌پذیر، توجه به امور فرهنگی و توجه به توسعه علم و فناوری داشته و دارند كه به نظر من، و مهم‌تر از همه اینها، اعتقاد ایشان به كار برنامه‌ریزی در توسعه بوده است. شاید اگر حمایت‌های ویژه ایشان نبود ما اصلا برنامه توسعه نداشتیم.

باز با رهنمودهای ایشان بود كه كشور به این نتیجه رسید كه ما حركاتمان را باید در فواصل بلند مدت‌تر از برنامه‌های توسعه 5 ساله تنظیم كنیم. بنابراین تنظیم سیاست‌های كلی بخش‌های مختلف در دستور كار قرار گرفت.

با تدوین و ابلاغ این سیاست‌ها و تاكید بخصوص دولت آقای خاتمی به برنامه‌های بلندمدت و استقبالی كه رهبر معظم انقلاب از این حركت درازمدت ‌كردند، تدوین سند چشم‌انداز 20 ساله در دستور قرار گرفت و دولت پیش‌نویس این سند را تهیه كرد.

پیش‌نویس سند چشم‌انداز بر اساس عملكرد سه برنامه توسعه تدوین شد كه ظرفیت و پتانسیل كشور را به طور كلی نشان می‌داد و از طرفی جایگاهی كه باید در پایان اجرای سند به آن می‌رسیدیم را نیز مشخص می‌كرد.
خوشبختانه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز از این نگرش استقبال كرد و پیش‌نویس در مجمع با اصلاحاتی نهایی شد سپس به رهبر معظم انقلاب تقدیم شد و پس از اصلاحات ایشان این سند ابلاغ شد. تمام این مسائل، دیدگاه رهبر معظم انقلاب را در انجام حركات برنامه‌ریزی شده و درازمدت نشان می‌دهد.

در كنار این منش كلی، بر این باورم كه ایشان در خیلی از موارد به عنوان یك كارشناس نیز درگیر مساله می‌شدند و نظر كارشناسی را می‌پذیرند. در زمان حضورم در سازمان مدیریت به دلیل شغلی كه داشتم با دفتر رهبر معظم انقلاب ارتباط زیادی داشتم و مشاهده می‌كردم كه ایشان دقیقا به كار كارشناسی پای‌بندی دارند كه اگر بخواهم مصداق بیاورم می‌توانم به یكی دو مورد اشاره كنم:

اختلافی با قوه‌قضاییه بر سر اعتبارات این قوه داشتیم، دولت آقای خاتمی توجه خاصی به قوه قضاییه داشت و در حد امكانات و ظرفیت بودجه دولت، توجه خوبی به قوه قضاییه شده بود، اما رئیس محترم قوه قضاییه به دلیل این‌كه بودجه اختصاص داده شده را پاسخگوی نیازهای این قوه نمی‌دیدند این مساله را خدمت رهبری مطرح كرده بودند. من هم در جلسه‌ای در خدمت ایشان گزارش عملكرد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور را در این خصوص ارائه نمودم و عرض كردم كه در دولت آقای خاتمی در این زمینه عنایت لازم به این قوه شده است. بعد كه رهبر معظم انقلاب صحبت‌های من را با آقای‌هاشمی شاهرودی مطرح كرده بودند، رئیس محترم قوه قضاییه قانع نشده بودند. بعد از صحبت‌هایی كه انجام شد من به عنوان راه‌حل گفتم كه دراین باره، بررسی كارشناسی انجام شود و از این رو مقام معظم رهبری یكی از كارشناسان خبره را به عنوان حكم تعیین كردند.

این حَكَم چه كسی بود؟ می‌توانید نام ببرید؟

آقای دكتر دانش‌جعفری.

ایشان حَكَم بین قوه قضاییه و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور شدند تا قضاوت كنند كه ما به قوه‌قضاییه عنایت كرده‌ایم و یا این‌كه سهم آنها را نداده‌ایم؟

بعد از چندی آقای دانش‌جعفری گزارشی ارائه كردند كه نه تنها سازمان مدیریت در برنامه‌ریزی كشور وظایفش را انجام داده، بلكه فراتر از وظایف و امكاناتش نسبت به قوه قضاییه عنایت داشته است و پس از این گزارش، مساله حل شد.

این قضیه می‌تواند شاهدی بر نگاه رهبر معظم انقلاب بر كار كارشناسی باشد.

مورد دیگری را نیز مطرح می‌كنم كه جالب است.

این مورد مربوط به سفرهای استانی رهبر معظم انقلاب می‌شود. من در آن زمان كه در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بودم با جناب آقای حجازی از مسوولان محترم دفتر مقام رهبری، بحثی داشتم بر این مبنا كه در سفرهای رهبر معظم انقلاب به استان‌ها، نباید قولی داده شود كه اجرایی نشود، بخصوص این‌كه پس از سفری كه رهبر معظم انقلاب در سال 76 به نهبندان داشتند برخی از تصمیم‌هایی كه گرفته شده بود، به طور كامل اجرایی نشده بود. با این بحث، بنا  بر این شد كه قبل از سفر كارشناسانی از سوی دفتر رهبری به استان مورد نظر بروند و نیازها را بررسی كرده و پس از یك جمع‌بندی اولیه جلسه مشتركی بین كارشناسان دولت و دفتر رهبر معظم انقلاب برگزار شود و در این جلسه با توجه به منابعی كه می‌توان در سفر هزینه كرد، برنامه سفر تنظیم شود. بعد از این تصمیم‌گیری در زمینه هماهنگی سفرهای رهبر معظم انقلاب به استان‌ها بسیار موفق بودیم.

  ایشان یكسری دغدغه‌های كلی از جمله عدالت اجتماعی، توجه به اقشار آسیب‌پذیر، توجه به امور فرهنگی و توجه به توسعه علم و فناوری داشته‌ و دارند كه به نظر من، و مهم‌تر از همه اینها اعتقاد ایشان به كار برنامه‌ریزی در توسعه بوده است. شاید اگر حمایت‌های ویژه ایشان نبود ما اصلا برنامه توسعه نداشتیم‌

به پیشنهاد دفتر رهبر معظم انقلاب، قرار بر این شد كه امور خیریه و امور عمومی را از منابع دفتر بپردازند و طرح‌ها و پروژه‌های عمرانی دولتی كوتاه‌مدت و زودبازده از طریق بودجه‌های دولتی و اعتبارات ردیف سفر باشد. بنابراین قبل از سفر آقا، یك فهرست اولیه تهیه می‌شد تا ایشان بدانند كه حول و حوش چه مواردی در استان می‌شود كار كرد.
وقتی رهبر معظم انقلاب به سفر می‌رفتند و مسائل را می‌دیدند و با مسوولان و مردم گفتگو می‌كردند، در پایان سفر در جلسه‌ای با وزرای ذیربط مسائل را جمع‌بندی می‌فرمودند. موضوع‌های نهایی شده پس از آن كه به استحضار و تایید مقام معظم رهبری می‌رسید، كارهای اجرایی آن دنبال می‌شد.

در سفر رهبر معظم انقلاب به گیلان، ایشان پل غازیان را در انزلی دیده بودند كه یكی از گلوگاه‌های مهم بود و مردم از وضعیت آن خیلی ناراضی بودند؛ اما چون احداث پل جزو برنامه‌های درازمدت بود، ما آن را در برنامه‌های سفر رهبر معظم انقلاب در نظر نگرفته بودیم. آقای حجازی با من تماس گرفتند و گفتند كه اولین تقاضای مردم انزلی از رهبر معظم انقلاب رفع این مشكل بوده است؛ اما ایشان به دلیل این كه این پل در تفاهم اولیه نبوده، در مورد آن قولی به مردم نداده‌اند و تنها گفته‌اند كه آن را بررسی می‌كنیم. این خیلی نكته ظریفی است؛ زیرا اگر ایشان قول هم می‌دادند قطعا ما آن را اجرا می‌كردیم؛ اما چون در آن توافق اولیه نبود، ایشان قول نداده بودند.

من به دوستان سازمان گفتم كه رفع مشكل این پل را بررسی و نتایج كارشناسی را ارائه كنند كه خوشبختانه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور پاسخ داد كه این مساله قابل حل و اجراست. من به رشت رفتم و قبل از این كه خدمت رهبر معظم انقلاب بروم، به انزلی رفتم و شرایط را دیدم و وقتی به خدمت آقا رسیدم، به ایشان گفتم كه می‌توانیم در مورد رفع مشكل این پل به مردم قول بدهیم. آقا از من پرسیدند كه آیا این مساله در مدت زمان كوتاه قابل اجراست كه ما هم پاسخ دادیم كه سعی خودمان را خواهیم كرد.

مرحوم مهندس رحمان دادمان (كه خدا ایشان را رحمت كند)‌ در آن زمان وزیر راه بود، گفت كه اگر بودجه در اختیار ما قرار بگیرد، در مدت زمان 18 ماه این پروژه را انجام می‌دهیم كه البته متاسفانه ایشان شهید شد و فكر می‌كنم این پروژه با زمان طولانی‌تری به پایان رسید.

در عرصه سیاست‌های خارجی هم جهت‌گیری‌های كلی را رهبری تعیین می‌كنند و دولت مجری آنها و مصوبات شورای عالی امنیت ملی است كه به تایید رهبر معظم انقلاب می‌رسد. آیا رهبر معظم انقلاب در بحث‌های كارشناسی خودشان هم نظر می‌دهند؟

البته در برخی بحث‌‌های كارشناسی، ایشان دخالت می‌كردند و نظر هم می‌دادند. به عنوان مثال یكی از مسائل مهم در دولت آقای خاتمی، حل مساله بیكاری بود. رهبر معظم انقلاب در آن زمان براساس گزارش‌هایی كه دریافت می‌كردند، از عملكرد ستاد اشتغال خیلی راضی نبودند و به همین دلیل مدت‌ها، جلسات ستاد اشتغال در حضور خود ایشان برگزار می‌شد و ایشان در جلسات نظرات كارگشایی ارائه  و به طور جدی پیگیری می‌كردند كه مسائلی كه در نشست‌های قبلی مطرح شد،تا چه میزان، اجرا شده است.

شاید از بركات و دستاوردهای این جلسات بود كه ما در برنامه چهارم توسعه، تك‌رقمی كردن نرخ بیكاری بعنوان یك هدف نهایی و علمی مطرح كردیم.

در نشست‌هایی كه رهبر معظم انقلاب با شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتند، ایشان دقیقا مسائل كارشناسی و جدی را مطرح می‌كردند و بر این مساله تاكید داشتند كه باید به تولید علم و فناوری توجه كرد و بویژه ایشان بر روی فناوری‌های نو تاكید فراوان داشتند. در آن زمان فناوری نانو، تازه در دنیا بطور جدی مطرح شده بود. در جلسه‌ای كه من خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم، ایشان پرسیدند كه در زمینه نانو تاكنون چه كرده‌اید كه من پاسخ دادم تاكنون فعالیتی نداشته‌‌ایم. ایشان فرمودند: آیا می‌خواهید همین طور بمانید؟

بعد از فرمایش ایشان، با حمایت آقای خاتمی ما ستاد نانو را راه‌اندازی كردیم.

در ستاد نانو، كه زیرنظر معاون اول رئیس‌جمهور اداره می‌شد، مقرر شد كه ایران جزو 15 كشور اول جهان قرار گیرد و خوشبختانه به این مقصود رسیدیم و هم‌اكنون با این كه نانو در كشور ما عمری كمتر از 10 سال دارد، اما در اغلب مراكز پژوهشی و دانشگاه‌های بزرگ فعالیت‌هایی در زمینه نانو را شاهدیم.

در بحث تولید علم این نكته مورد تاكید رهبر معظم انقلاب بود كه باید سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی مطابق برنامه داده شود، در برنامه سوم با مشورت و نظرخواهی كه با ایشان داشتیم، سهم 5/2 درصد را برای این بخش در نظر گرفتیم كه سهم خوبی بود.

مدت‌ها رهبر معظم انقلاب در زمینه تولید علم تاكید فراوانی می‌كردند و از عملكرد دست‌اندركاران ذیربط راضی نبودند تا این كه بحث نهضت نرم‌افزاری و تولید علم را مطرح كردند و به دنبال آن نقشه جامع علمی كشور توسط ایشان مطرح شد كه به نظر من این نقشه می‌تواند حتی فراتر از سند چشم‌انداز باشد.

در صحبتی كه با آقا داشتیم، ایشان ضرورت توجه به نخبگان را مطرح كردند كه رهبر معظم انقلاب در جلسه‌ای كه با جمعی از نخبگان داشتند، به دولت دستور دادند كه باید بنیاد امور نخبگان تشكیل شود كه البته به محض رسیدن این دستور، اساسنامه‌ای برای تشكیل این نهاد تهیه كردیم. جمع‌بندی كارشناسانی كه بر روی این مساله كار می‌كردند، این بود كه رئیس این بنیاد خود من باشم. من هم چون تاكید رهبر معظم انقلاب در این خصوص را شاهد بودم، پذیرفتم و گفتم حتی حاضرم از معاون اولی استعفا بدهم و این مسوولیت را بپذیرم. اما متاسفانه اساسنامه در شورای عالی انقلاب فرهنگی گیر كرد و 87 ماهی معطل ماند تا نهایی شد و با پایان كار دولت قبل مصادف شد و ما نتوانستیم خیلی در این زمینه فعالیت بكنیم.

در سال دوم فعالیت دولت جدید در یكی از نشست‌های شورای عالی فرهنگی با معظم‌له، رهبر معظم انقلاب درخصوص بنیاد امور نخبگان تذكر جدی دادند و از این كه در این خصوص كم‌كاری شده است، بازخواست كردند كه خوشبختانه بعد از آن معاونتی در ریاست جمهوری تشكیل شد كه امیدواریم در جهت منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی اقدام كند.

در مباحث فرهنگی نیز در هر زمانی كه خدمت رهبر معظم انقلاب می‌رسیدیم، ایشان نگرانی خودشان را از وضعیت فرهنگی كشور ابراز می‌كردند و می‌فرمودند كه شورای عالی انقلاب فرهنگی نباید فقط به مسائل جاری و كوتاه‌مدت بپردازد. بحث رهبر معظم انقلاب این بود كه وظیفه شورای عالی انقلاب فرهنگی، مهندسی فرهنگی كشور است و این نشان‌دهنده نگرانی ایشان نسبت به مسائل فرهنگی در كشور است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در یكی از سخنرانی‌هایشان فرمودند: شورای عالی انقلاب فرهنگی برای همین كارها تشكیل شده است پس چرا به این مسائل نمی‌پردازید؟

فرمایش بسیار كارساز دیگر مقام معظم رهبری در این مقوله، ضرورت داشتن پیوست فرهنگی برای طرح های بزرگ بود. معمولا طرح‌های بزرگی كه ما داریم مانند عسلویه كه میلیاردها دلار در آنجا سرمایه‌گذاری می‌شود پیوست‌هایی دارد اما در حالت معمولی این طرح‌ها‌ پیوست فرهنگی ندارند. این مساله‌ای بود كه اخیرا مقام معظم رهبری آن را مطرح فرمودند كه خوشبختانه هم اكنون در سیاست‌های كلی برنامه پنجم توسعه مدنظر مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گرفته است و در شورای ‌عالی انقلاب فرهنگی هم بر روی این موضوع كار می‌شود.

حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای به جوانان و نسل‌های آینده كه قرار است انقلاب را اداره كنند توجه ویژه‌ای دارند و بعد از تاكیدهای ایشان بود كه سازمان امور جوانان تشكیل شد. وقتی معاون اول رئیس جمهور بودم جلسات شورای عالی جوانان معمولا بیشتر از دو مرتبه در سال تشكیل نمی‌شد و كاری كه ما كردیم این بود كه این شورا را فعال كردیم و به نظرم جلسات شورای عالی جوانان حداقل یكبار در ماه برگزار می‌شد و به امور جوانان به طور عام (ازدواج، اشتغال و...) می‌پرداخت و با عنایت و پیگیری مقام معظم رهبری مخصوصا در دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی اقدامات خوبی در این زمینه انجام شد.

نكات اشاره شده، نشان‌دهنده اشراف رهبری به امور، انگیزه و علاقه ایشان به پیگیری امور جاری و جدیت ایشان در پیگیری اولویت‌های كشور و تعامل ایشان با دولت است. در دوره دوم دولت آقای خاتمی زمانی ما خدمت آقا رسیدیم ایشان نگرانی جدی خودشان را نسبت به افزایش قیمت‌ها مطرح كردند. بعد از فرمایش ایشان بدون هیچ سروصدایی ستاد ویژه كنترل قیمت‌ها را با حضور معاون اول، وزیر اقتصاد و دارایی رئیس كل بانك مركزی، دو كارشناس ارشد به علاوه وزیر مربوطه تشكیل دادیم و موفق به مهار كلی قیمت‌ها شدیم و در واقع توانستیم آثار روانی تورم را كنترل كنیم به نظر من بعد از تشكیل این ستاد و فعالیتش، مقام معظم رهبری اطمینان یافتند كه دولت به طور جدی بحث مهار گرانی را دنبال می‌كند.

در زمان آقای هاشمی‌رفسنجانی، لایحه‌ای درخصوص فقرزدایی و توجه به دهك‌های آخر جمعیتی تدوین شده بود كه به دلایلی به مجلس فرستاده نشد. در دوره اول ریاست جمهوری آقای خاتمی، روی فقرزدایی بحث شد و قرار شد در چارچوب برنامه سوم توسعه یارانه‌ها هدفمند شوند تا به اقشار آسیب‌پذیر توجهی خاص بشود، این موضوع را مقام معظم رهبری هم پیگیری می‌كردند و جلسات متعددی در حضور ایشان تشكیل شد و تصمیم‌هایی هم گرفته شد از جمله این تصمیم‌ها، اصلاح یارانه سوخت و پرداختن به مقوله فقرزدایی در كشور بود. طرح‌های مربوطه هم در آخر دولت آقای خاتمی آماده شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نكته ظریفی را در این زمینه بیان فرمودند مبنی بر این كه این دو كار را به یكدیگر ربط ندهیم. دلیل ایشان هم این بود كه در صورت ارتباط این دو مقوله این شائبه ایجاد می‌شود كه می‌خواسته‌ایم یارانه‌ها را حذف كنیم و به همین دلیل بحث فقرزدایی را مطرح كرده‌ایم. ایشان تاكیدكردند كه به دنبال راهكار اساسی باشید كه هر دو كار انجام شود اما منابع فقرزدایی ربطی به طرح حذف یارانه‌های سوخت مستقیما نداشته باشد. در مجموع هر از گاهی كه خدمت رهبر معظم انقلاب می‌رسیدم رهنمودهایی كه ایشان می‌دانند چه در سطح كلان و چه در سطح كارشناسی و خرد واقعا راهگشا بود و ما استفاده می‌كردیم.

آقای دكتر، بعد از دوم خرداد دولتی بر سر كارآمد كه حداقل در بخش‌هایی از آن اختلاف قرائت‌هایی در مورد برخی امور سیاسی با رهبری به وجود آمد. در دولت آقای خاتمی كه بحث اصلاحات مطرح شد دوستان اصلاح‌طلب یك بیان كلی و اجمالی راجع به معنی و مفهوم اصلاحات داشتند، مدتی هم گذشت و مفهومی كه باب طبع جامعه باشد از سوی اصلاح طلبان مطرح نشد تا این كه به دلیل برخی افراطی‌گری‌ها خود مقام معظم رهبری در این مبحث ورود كردند و مفاهیم اصلاح‌طلبی انقلابی و اصلاح طلبی آمریكایی و همچنین دو مفهوم خودی و غیرخودی را مطرح كردند.  در این خصوص نظر شما چیست؟

به نظر من در زمینه مسائل سیاسی اختلافی میان رهبری و دولت وجود نداشت، زیرا ما در كشورمان یك قانون اساسی مترقی داریم و تكلیف همه مسوولان را قانون اساسی مشخص كرده است و این بسیار ساده‌اندیشی است كه كسی بخواهد مسوولیتی بالا در كشور را بر عهده بگیرد و در عین حال بگوید من بخشی از قانون اساسی را قبول ندارم.

البته این وجه قانونی قضیه است. منتها برای ما نقش مرجعیت و ولایت فقیه فراتر از قانون است و به آن پایبندیم.
شعار آقای خاتمی مردمسالاری دینی بود كه مورد تایید و عنایت رهبری هم بود، اما فضای كشور یك فضای سیاسی است و مخالفان دولت برای این كه به قدرت برسند از هر حربه‌ای استفاده می‌كردند. من به كرات و  به صورت خصوصی به برخی از «متدینین» نسبت به عقوبت اخروی چنین مسائلی هشدار می‌دادم. به آنها  به صورت خصوصی می‌گفتم مردم ما را سر و ته یك كرباس می‌دانند و خودمان هم می‌دانیم كه تفاوت چندانی با یكدیگر نداریم تنها اختلافمان بر سر كار بودن و یا نبودن است و فكر می‌كنیم كه اگر حكومت به دست ما باشد همه مسائل درست اجرا می‌شود والا كشور با مشكل روبرو است.

به اعتقاد من بخشی از اختلاف‌های فرهنگی در كشور ما به این دلیل است كه انقلاب ما زود به پیروزی رسید و به همین دلیل نتوانستیم منشور حاكم بر انقلاب را نهادینه كنیم و بخشی از مشكلات فعلی ما ناشی از همین مساله است. ما چون مبنایی عملی و مدون نداریم كه بتوانیم تفكر اسلام ناب و خط امام را مشخص كنیم و خودمان را با آن بسنجیم، فكر می‌كنیم با هم خیلی تفاوت داریم و بدون دلیل برای یكدیگر چماق می‌كشیم.

من در هر دو جناح انسان‌های بسیار متدین و دلسوز و همچنین افراد تندرویی كه به نظام ضربه می‌زنند را مشاهده می‌كنم. الگوی ما، الگوی اعتدال است و معتقدیم كه اسلام همواره از تندروی ضربه خورده است و این مساله‌ای است كه امام خمینی (ره)‌ و رهبر معظم انقلاب بارها مطرح كرده‌اند.

فصل‌الخطاب ما همواره سخنان رهبری بوده است. از شما می‌خواهم یك موردی را بیاورید كه رهبر معظم انقلاب مساله‌ای را مطرح فرموده باشند و دولت آقای خاتمی خلاف آن عمل كرده باشد. قطعا چنین موردی را نخواهید یافت. یكی از مظلومیت‌های آقای خاتمی همین است كه با وجود اعتقاد به قانون اساسی و روابط نزدیكی كه با رهبر معظم انقلاب داشتند، برخی به تخریب ایشان می‌پرداختند.

البته ممكن است اختلاف نظرهای جزئی وجود داشته باشد. اما فصل‌الخطاب نظرات رهبر معظم انقلاب بود.
اگر ما اعتقاد به بحث كارشناسی داشته و اجازه طرح تفكرات مختلف را بدهیم هرگز دچار مشكل نمی‌شویم. ما باید به یكدیگر اجازه اظهارنظر بدهیم و گفتگوی چالشی داشته باشیم اما این نكته را هم مد نظر داشته باشیم كه پس از رسیدن به یك جمع‌بندی این گفتگوها و چالش‌ها باید پایان یابد.

قانون اساسی هم، برای هر زمینه‌ای مشخص كرده كه نظر نهایی و قطعی را چه شخصی باید بدهد.

طبق ارزیابی شما، دولت آقای خاتمی در عین حالی كه ممكن بود در عرصه كارشناسی نظرات متفاوتی داشته باشد اما نظرات رهبری را به عنوان فصل‌الخطاب می‌پذیرفت.

بله ما سلسله مراتب را كاملا قبول داشتیم. من هم اگر در مسائلی با آقای خاتمی اختلاف نظر داشتم، خصوصی به ایشان می‌گفتم. بالاخره یا بعد از گفتگو نظر من را می‌پذیرفتند یا این كه به نظر ایشان عمل می‌كردیم. فكر می‌كنم راه درست همان بود كه به آن عمل كردیم و اجازه دادیم كه نظرات مختلف و متفاوت مطرح شود. انقلاب ما فرهنگی است و قلبا به این مساله اعتقاد دارم كه اسلام بالاترین ظرفیت‌ها را نسبت به ایدئولوژی‌‌های دیگر دارد و از طرح نظرات مخالف واهمه‌ای ندارد. البته معتقدم كه نباید دنبال حرف‌های بیهوده رفت و وقتمان را به خاطر مسائل بی‌ارزش تلف كنیم. متاسفانه بعضی اوقات چنین اتفاق‌هایی می‌افتد و هیچ نتیجه‌ای برای كشور ندارد. بحث كردن و چالش بر سر موضوع‌های مهم هیچ اشكالی ندارد اما سلسله مراتب قانونی را در چنین اموری باید رعایت كنیم.
معتقدم كه دلسوزان كشور كم نیستند و برخی از مخالفت‌ها به اختلاف قرائت‌ها در موضوع‌های فرهنگی برمی‌گردد و طرح آنها در مراحل كارشناسی و بررسی می‌تواند مفید باشد. اما در نهایت تصمیم آخر را باید مرجعی بگیرد كه قانون اساسی بصورت شفاف آن را مشخص می‌كند. به هر حال نقطه‌نظرات مقام معظم رهبری فصل‌الخطاب است و عملیاتی كردن آنها برای همه دولت‌ها، لازم و ضروری است.




برچسب ها: گفتگو با دكتر محمدرضا عارف‌ فصل‌الخطاب ما همواره سخنان رهبری بوده است‌، بصیرت و صبر،
ارسال توسط سین.راد
آرشیو مطالب
نظر سنجی
من چقدر باحالم؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar