تبلیغات
بصیرت و صبر - گفتگو با مجید مجیدی، كارگردان سینما آقا در همه زمینه‌های هنری جامع الشرایط هستند

گفتگو با مجید مجیدی، كارگردان سینما
آقا در همه زمینه‌های هنری جامع الشرایط هستند
فكر می كنید چرا مقام معظم رهبری به سینما توجه دارند ؟ آیا توجه ایشان ریشه در همان اهمیتی دارد كه سینما در زندگی بشر امروز دارد؟

البته من معتقدم كه آقا در همه زمینه های هنری

گفتگو با مجید مجیدی، كارگردان سینما
آقا در همه زمینه‌های هنری جامع الشرایط هستند
فكر می كنید چرا مقام معظم رهبری به سینما توجه دارند ؟ آیا توجه ایشان ریشه در همان اهمیتی دارد كه سینما در زندگی بشر امروز دارد؟

البته من معتقدم كه آقا در همه زمینه های هنری جامع الشرایط هستند. مثلا ادبیات برایشان خیلی مهم است و از زوایای مختلف به آن نگاه می كنند. همینطور دغدغه حوزه های دیگر هنری را هم دارند. البته سینما به طور اخص در طول چند دهه گذشته به عنوان یك هنر پیشتاز حرف اول را می زند. بسیاری از كشور های بزرگ مثل آمریكا حرف و پیامشان را از طریق سینما به دنیا می گویند و در ابعاد مختلف سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حرف خود را از طریق سینما به دنیا دیكته می كنند. به خاطر این كه سینما برد وسیعی دارد، ارتباط وسیعی با مخاطب برقرار می‌كند و از امكان و تاثیرگذاری زیادی برخوردار است. هیچ هنری اینقدر قابلیت ندارد كه چنین جهان شمول باشد. به هر حال با توجه به این كه آقا تسلط زیادی به همه حوزه های هنری دارند طبیعی است كه از قدرت و تاثیرگذاری سینما هم با خبر باشند. نشستی كه ایشان 2 سال پیش با سینماگران گذاشتند حتی در میزانسن و چیدمانی كه طراحی شده بود نشان از اهمیت موضوع برای ایشان داشت. آقا آنجا این جمله بسیار مهم و كلیدی را گفتند كه پیشرفت كشور به دست شما سینماگران است. این جمله بار معنایی بسیار زیادی دارد. اول اینكه ایشان واقف هستند كه سینما در دنیای امروز یكی از مهمترین ابزارهای ارتباطی است  و چنانچه ما سینمای فاخر و با هویتی داشته باشیم با تكیه بر پشتوانه های فرهنگی، مذهبی غنی خود می توانیم تاثیرات بسیار مطلوبی را شاهد باشیم. البته متاسفانه در طول این سالها متولیان  خیلی درست و درمانی در عرصه هنر نداشتیم و بیشتر سلیقه های شخصی افراد اعمال شده است. چه مجلس و چه ارشاد متاسفانه شناخت دقیقی نداشتند و به سینما به عنوان ابزار تبلیغاتی صرف در خدمت مدیریت خود نگاه كردند. اگر اتفاقی هم در این سالها در سینما افتاده مرهون تلاش خود سینماگران است و هیچ ربطی به تشكیلات فرهنگی نظام نداشته است. فكر می كنم تنها تعاملشان با فیلمسازان در زمینه ممیزی بوده است.

شما گفتید كه سینما برای ایشان اهمیت دارد و اصلا دغدغه ایشان است. می خواهم بپرسم كه این دغدغه از چه جنسی است، فرهنگی اجتماعی یا سیاسی است ؟

فكر می كنم كه دغدغه آقا كاملا مشخص است كه چه جنسی دارد . ما باورمان این است كه انقلاب ما یك انقلاب فرهنگی بود و اصلا به همین دلیل است كه از انقلاب های دیگر متمایز می‌شود. بار و صبغه سیاسی اش خیلی كمتر ازصبغه فرهنگی اش است. برای همین بود كه توانست توده های مختلف مردم را به هم نزدیك كند. رهبری این انقلاب هم بر عهده امام بود كه بیشتر نگاهشان به انقلاب، فرهنگی بود تا سیاسی. خب صورت مساله هم روشن است كه دغدغه آقا به سینما هم فرهنگی باشد. در واقع به اعتقاد ایشان سینما  می تواند تجلی گاه ارزشهای والای انسانی باشد. این شكل كلی ماجراست كه از ابعاد مختلف می شود به آن نگاه كرد. اما این سینما ویژگی هایی هم دارد. مثلا اگر آقا انتظار دارد كه در سینمای دفاع مقدس ارزش های والای انقلاب و دفاع مردم ایران به تصویر كشیده شود، حتما منظورشان صورت فیزیكی جنگ نیست كه متاسفانه در سینمای دفاع مقدس، به استثنای چند كار درخشان بیشتر فیزیك جنگ به تصویر در آمده است. در صورتی كه باید روح بزرگ و متعالی دفاع مردم ما در سینمای دفاع مقدس تجلی یابد.  چون همین روح معرفتی بود كه حماسه ساز شد. شما ببینید چه اتفاقی افتاد كه  یك آدم از همه چیز خود می گذشت به خاطر اعتقادات و كشورش. من فكر می كنم آقا دنبال چنین نگاه هایی هستند. كه البته به تصویر كشیدن این ها هم كار سختی است. من معتقدم كه باید تكنیك و محتوا هم عرض یكدیگر رشد كنند. خیلی وقت ها ما محتوای خیلی خوبی داریم ولی زبان بیان ­آن را خوب نمی شناسیم . عدم شناخت زبان و ساختار مناسب، سینمای جنگ ما را تبدیل كرد به سینمایی تبلیغاتی. هنر سینمای ما بعد از انقلاب به یك بلوغ خوب و درستی نرسید. اگرچه در عرصه های جهانی هم دستاوردهایی داشتیم.  ولی در بسیاری موارد در سطح ماندیم. برای همین است كه سینما افول كرد. با همه این ها آقا با توجه به حساسیت، درایت و نگاه عمیقی كه نسبت به مسایل هنری دارند و با شناختی كه من از ایشان دارم هرگز سعی نكردند  برای كسی نسخه بپیچند.

به مساله مدیریت فرهنگی اشاره كردید. فكر می كنید  شیوه مدیریت در عرصه فرهنگ و هنر امروز به خصوص در عرصه سینما با دیدگاههای ایشان در تضاد است؟ منظورم این است كه نگاه و نقش ایشان چقدر در مدیریت فرهنگی كشور ورود پیدا كرده؟ چرا آدمی كه این همه باورش داریم و از او پیروی می كنیم تفكراتش عملیاتی نشده  و در مدیریت فرهنگی ما تزریق نشده ، حداقل در این بیست سال ؟

یكی از ویژگی های آقا این است كه همه چیز را خوب رصد می كنند. شاید برایتان جالب باشد كه بدانید ایشان حتی سینمای روز دنیا را دنبال می كنند. منتها این به آن منزله نیست كه ایشان بخواهند برای كسی نسخه بپیچند یا بخواهند سینما را به سمتی ببرند. ایشان همواره نگاه كلی را ترسیم كرده‌اند. منتها متاسفانه مسئولین ما بیشتر در سطح ماجرا مانده‌اند. مثلا اگر ایشان از سینمای دینی و آرمانی به عنوان دغدغه خود سخن گفته اند، مسئولین فرهنگی روح فیزیكی آن را دریافته‌اند. یعنی فكر كرده‌اند كه اگر بروند كمیت را بالا ببرند و مثلا در سال 6 فیلم با این مضمون بسازند و مظاهر دین را به تصویر بكشند حتما خواسته های رهبری را انجام داده اند. در حالی كه من خبر دارم ایشان از هنری كه در آن تظاهر باشد در شكل های مختلف به شدت بیزار هستند. به شدت با نوع نگاه ریاكارانه مخالف هستند. بارها از صحبت های ایشان متوجه شده ایم كه قبل از این كه به نگاه برسیم باید به ساختار مناسبی دست پیدا كنیم. هنر چیزی نیست كه شما امسال ببرید و بسازید و سال بعد از آن بهره ببرید. یك دهه شاید هم بیشتر طول می كشد تا نتیجه بگیرید. در همین 3 دهه ای كه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد شما ببینید ما چقدر هنرمند انقلابی توانسته ایم پرورش بدهیم كه كارشان مطلوب و متناسب با استاندارد های هنری باشد؟ خم رنگرزی كه نیست. به همین دلیل هم هست كه به كمیت می افتند، به جای این كه به فكر كیفیت باشند. آمار می دهند كه مثلا ما 90 فیلم ساختیم . خوب بیاییم ببینیم كه از این 90 تا فیلم چند تایش به درد می خورد. حالا هم  كه ماشاء الله به بركت این تله فیلم ها می بینی از 90 تا فیلم 60 تایش فیلم های ویدئویی هستند كه همین طور سردستی گرفته‌اند و رفته‌اند. البته من هیچ امیدی ندارم. حتی خود آقا هم در دیدار با سینماگران انتقاد كردند به وضعیت موجود و به صراحت گفتند امید من به شماهاست. اگر اتفاقی هم بخواهد بیفتد توسط خود هنرمندان است . در این جمله هم چند پیام مهم هست، پیام اصلی این است كه در هیچ دوره ای سیاست گذاران فرهنگی نتوانسته اند بوجود آوردنده اتفاقات بزرگ باشند. همیشه در طول تاریخ این هنرمندان بوده اند كه درخشیده اند. به هر حال یعنی اینكه خیلی هم ننشینید به امید فلان مسئول فرهنگی كه فضایی را برای شما باز كنند. شما تعیین كننده هستید و باید عرصه را برای خود باز كنید. منتها  سینمای ما خیلی قائل به نگاه دولتی است ، به هر حال سینما یك بخشی اش هنر است و یك بخشی اش صنعت. سینمای بخش خصوصی هم كه به معنای مطلق نداریم. چون حتی تهیه كننده هایی كه خودشان سرمایه گذاری می كنند از یارانه های دولتی استفاده می كنند. مثل نگاتیو ، دوربین... و از هزینه های دولتی استفاده می كنند. بنابراین گره خوردن با سیاست های درون دولت این بخش را آسیب پذیر می كند. زمینه های رشد و تولد نگاه جدید مسدود می شود. چون سلیقه فلان مسئول وسط می آید و گاه فیلمساز را مجبور می كنند كه تمكین كند یا برود و گوشه عزلت بنشیند. من معتقدم كه متاسفانه در خصوص آقا كم لطفی شده و نگاه ایشان به هنر مهجور مانده است. تصویری كه از ایشان داده شده بیشتر محدود می شود به اینكه ایشان یك رهبر سیاسی و حكومتی است. به نظرم در این رابطه به شدت به ایشان جفا شده است. چون سابقه فرهنگی ایشان به مراتب به دیگر سابقه هایشان می چربد. عرض كردم ایشان در زمینه های فرهنگی جامع الشرایط هستند. شما هیچ یك از مسئولین فرهنگی كشور را نمی توانید نام ببرید كه به اندازه ایشان با سواد باشد. فیلم دیده باشد، موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی را بشناسد. من یادم هست در سالهای پیش، حوزه هنری جلسات شعری می گذاشت. ماه رمضان بود. مسئول حوزه یك‌تعداد مجموعه شعرمنتشر شده را  آورد خدمت آقا به عنوان افتخارات نشر یكساله. خب به لحاظ كمی كلی كتاب بود، فكر كرد آقا الان به وجد می آیند. اما آقا همین كه این كتاب ها را تورق می كردند كلی غلط ویراستاری، محتوایی و ... از این اشعار گرفتند. خب این مساله نشان دهنده تسلط ایشان به این حوزه است. خیلی وقت ها كه برای بازدید از نمایشگاه كتاب رفته اند، وزیران وقت در كنار ایشان كم آورده اند، آنقدر كه اطلاعات ایشان جامع و كامل است. اینكه چهره فرهنگی ایشان مهجور مانده است بخشی اش بر می گردد به این كه خودشان اهل تبلیغ نیستند و به دیگران هم این اجازه را نداده اند كه برایشان تبلیغ كنند. من شنیده ام كه ایشان هر دو سه ماه یكبار جلسات نقد رمان و داستان دارند. با ناشران و نویسندگان و مترجمانی كه این كتاب ها را چاپ كرده اند، صحبت می كنند. یكی از دوستان تعریف می كرد كه فیلم بادبادك باز تازه ساخته شده بود، آقا گفته بودند كه رمانش فوق العاده است. امیدوارم فیلمش هم به اندازه رمانش باشد.  همه این ها نشان دهنده اشراف جدی ایشان به مقوله هنر است. اما این كه نگاه ایشان تاكنون مهجور مانده است یك بخشی اش هم به كوتاهی رسانه ها باز می گردد كه خیلی سطحی با چهره ایشان برخورد كرده اند . من حتی یك بار به دوستان تلویزیون اعتراض كردم كه چرا این همه ایشان را به عناوین مختلف خرج می كنید؟ هر كانالی كه می زنید تصویر و صحبت های ایشان پخش می‌شود. این كارها خراب كردن چهره كسی است كه در قله این كشور ایستاده است. این نوع برخورد در شان انقلاب و رهبر ما نیست.

و چون نگاه‌ها به ایشان در سطح باقی مانده است تفكراتشان وارد بدنه مدیریت فرهنگی كشور نمی شود. مواردش را هم شما برشمردید، یكی اینكه برخی مدیران فرهنگی ما واقعا نسبتی با فرهنگ ندارند و فهم دقیقی هم از نگرش ایشان ندارند...

من كاملا به این اعتقاد دارم. یعنی بر این باورم كه آنها آدم های خوبی هستند ولی فاصله بسیار وحشتناكی در این عرصه با آقا دارند. اگر آقا می گویند تجلی آرمانهای دینی و انقلابی و دفاع مقدس در سینما، آن را در همان سطح دریافت می كنند. بعد می روند و كار آماری می كنند. مثلا می گویند امسال باید چندین فیلم قرآنی كار كنیم . در صورتی كه منظور ایشان تجلی روح دین در هنر است كه باید با بهترین زبان و ساختار بیان شود. خب ایشان در این شرایط باید چكار كنند ؟ نسخه بپیچند؟ كه هرگز چنین نبوده كه فیلمی را تایید یا رد كنند. یا حداقل من هرگز ندیدم و نشنیدم كه به صراحت درباره فیلمی سخن بگویند. حالا چه تعریف باشد چه نقد. ایشان فضا یا معبری را باز كرده اند اما دوستان این معبر را اشتباهی می روند.

چه تعریفی از مدیر فرهنگی داریم ؟ چه كسی باید مدیر باشد؟

بحث فرد نیست. به نظرم ساختار باید درست شود. ساختار فرهنگی كشور ما مشكل دارد، چون سلایق مختلف در آن دخیل است. این ها را كه من می گویم، نباید این تلقی ایجاد شود كه ما داریم فلان مدیر فرهنگی كشور را زیر سئوال می بریم. این ساختار مدیریت فرهنگی كشور است كه اشكال دارد. برای همین است كه قوه مجریه یك چیزی می گوید، قوه مقننه می آید آن را وتو می كند. قوه قضاییه هم حرف خودش را می‌زند.  یعنی همه مختار هستند كه در این حوزه ورود پیدا كنند. آسیب پذیری بیش از حد این حوزه به همین دلیل است. شما بارها دیده اید كه فلان فیلمی را كه از ارشاد مجوز دارد كمیسیون فرهنگی مجلس پایین می كشد. یا حوزه علمیه یك چیزی می گوید. سلایق مختلف كه وجود دارد، ساختار محكمی هم كه نیست، بنابر این هر كس به خودش این اجازه را می دهد كه سلیقه شخصی اش را تحمیل كند. همه هم مدعی هستند. به نظرم حوزه فرهنگ و هنر مظلوم ترین عرصه این كشور است كه هر كس به خودش اجازه ورود به آن را می دهد.  فلان نماینده مجلس كه سینما را نمی شناسد یا شاید در عمرش فیلم ندیده است (به خصوص در دوره ای كه گذشت از بدترین دوره های كمیسیون فرهنگی مجلس بود. چون اساسا شناختی نسبت به مقوله فرهنگ و هنر و سینما نداشتند و ورود پیدا می كردند همه مواردشان هم سطحی بود و تعریف كلی و كلیشه ای داشتند) به خودش اجازه اظهار نظر می دهد. تا وقتی كه این ساختار اشتباه درست نشود و مدیریت فرهنگی در كشور نهادینه نشود راه پیشرفت بسته است. الان مسئولین فرهنگی كشور بیشتر به دنبال تامین سلایق گوناگون هستند. نگاه می‌كنند ببینند كه حوزه علمیه، مجلس یا قوه قضایه چه می گوید، چون نگران این هستند كه فلان مجموعه یا فلان فرد چه خواهد گفت.كمتر دنبال راهكاری برای پیشرفت هنر و فرهنگ انقلاب  هستند. تا موقعی كه این نگاه هست اتفاقی نمی افتد . یك هنر بی خاصیت و كلیشه ای بوجود میآید كه كمترین تاثیری ندارد. مصداقش را هم داریم. متاسفانه مسیر حركت موجود ریاكارانه وخلاف جریان های اصیل فرهنگی در كشور است.

این ساختار چگونه باید تغییر كند ؟چه كسی باید آن را تغییر بدهد؟

اساسش در شورای عالی انقلاب فرهنگی است كه متاسفانه نقش خودش را درست ایفا نكرده است. در این مركز به عنوان یكی از اركان اصلی فرهنگی كشور ، كم كاری بزرگی صورت گرفته است  و ما هیچ وقت از آن تحول بزرگی را شاهد نبوده ایم. در صورتی كه این مركز می‌تواند نبض جریان فرهنگی كشور را تعریف كند اما آنجا هم بخشنامه ای كار شده است. البته نمی‌خواهم همه آدم های آن مجموعه را زیر سئوال ببرم.  چون افراد فرهیخته ای هم در این شورا هستند، ولی متاسفانه به دلیل نوع جریان های داخل این مجموعه خروجی مهمی از آن ندیده ایم.

یا حتی ببینیم این مركز تعاملی با مردم دارد؟ اصلا مردم چنین جایی را می شناسند و یا حتی هنرمندان؟

اصلا چه تعاملی با هنرمندان دارند؟ بنده كه از نسل هنرمندان انقلاب این كشور هستم و نزدیك به 3 دهه است كه دارم كار می كنم، یك‌بار در حوزه سینما از من نخواسته اند كه حالا كه شما تخصص دارید، ارتباط جهانی هم دارید، بیایید حرفتان را بزنید. من اصلا نمی دانم آنجا چه كسانی هستند. یعنی اینقدر جزیره های جداگانه در این كشور وجود دارد. ورود درستی هم كه ندارند. شناختشان هم كه شخصی است و اطلاعات غلط هم كه بهشان داده می شود، خب ضربه می زنند.  من معتقدم شورای عالی انقلاب فرهنگی چون تعریف درستی از جایگاه و  نقش خود و هنر انقلابی ندارد نتوانسته است وظیفه اش را درست انجام دهد و به هر كسی اجازه ورود داده است. اگر آنجا به عنوان تصمیم گیرنده راس كشور در امور هنری الگویی مناسب ترسیم كند دیگر كسی حق ندارد سلیقه شخصی اش را تحمیل كند. یا مصادره جناحی و فكری كند. من می‌دانم كه شورای عالی انقلاب فرهنگی به شدت مساله رهبر معظم است  و اگر این شورا خروجی خوبی داشته باشد، ایشان حمایت خواهند كرد.

پس ریشه اصلی را شما در شورای عالی انقلاب فرهنگی می دانید؟

من احساس می كنم آنجا می تواند جایش باشد.

نكته دیگری كه می خواهم راجع به آن صحبت كنیم و فكر می كنم كه جالب هم هست درباره حوزه هنری به عنوان یكی از دستاوردهای انقلاب اسلامی است.. بعد از انقلاب خیلی از سازمان‌ها و ارگان‌ها مثل سپاه پاسداران خود جوش و توسط مردم راه اندازی شدند. خیلی ها می گویند كه حوزه هنری هم به نوعی سپاه پاسداران بچه های فرهنگی انقلاب است.... چند سال پیش كه در حوزه پایگاه مقاومت بسیج زدند بچه ها می خندیدند كه اینجا نیازی به پایگاه ندارد اینجا خودش مركز بسیج فرهنگی انقلاب است.  طبیعتا حوزه هنری خیلی هم مورد توجه آقا بوده است. خب حوزه دوره هایی را هم پشت سر گذاشته است. به نظر شما چرا حوزه هم با این همه قابلیت نتوانست توقعات را برآورده كند . می‌دانیم كه آقا به این مركز خیلی توجه داشت و حتی در دوره ریاست جمهوریشان فراوان به آنجا رفت و آمد داشتندو...

خیلی خوب است كه این جا  یادی كنیم از معمار اصلی انقلاب كه اتفاقا ایشان هم انقلاب  ما را بیش از هر چیز فرهنگی می دانستند و اشراف قابل توجهی هم به سینما و اصلا مقوله هنر داشتند. چنانچه در سخنرانی تاریخی خود از سینما مصداق آوردند و بعدها فیلم گاو را مثال زدند.  در حوزه هنری هم آقای هنرمند تئاتری كار كرده بود به اسم حصار در حصار كه یك بار امام مصداق هایی از آن را نام بردند. حوزه هنری با همین تعریفی كه شما گفتید تاسیس شد و می‌دانید بعد ها خیلی هم مدعی پیدا كرد. واقعیت این است كه حوزه هنری هیچ ربطی به هیچ كدام از مسئولین فرهنگی كشور ندارد. یك جریان كاملا خود جوش بود. مثل دیگر جریان های خودجوش انقلاب، مثل كمیته انقلاب اسلامی كه مردم برای حفظ انقلاب جمع شدند  در مساجد و مدرسه ها و پایگاه هایی را راه انداختند. حوزه هنری هم تعریف شده سیاست های فرهنگی نظام نبود . یك عده از بچه های هنرمند و انقلابی در عرصه های مختلف دور هم جمع شدند و حوزه را تاسیس كردند. می دانید كه یكی از ویژگی های حوزه این بود كه همه هنرها را در بر می گرفت. در خیابان فلسطین ساختمان 2 طبقه ای بود كه بچه های ادبیات ، شعر ، تئاترو هنر های تجسمی آنجا دور هم جمع شدند و آرام آرام هنر انقلاب را شكل دادند. به نظرم بهترین كارهای بچه هایی كه حالا دیگر اساتید رشته‌های خود هستند آن موقع خلق شد. مثلا بهترین كار آقای خسروجردی همان "قنوت" است كه آن موقع خلق شد یا كار آقای كاظم چلیپا تابلوی" سرو "كه مادر شهیدی است كه لاله ها را در آغوش گرفته است. این آدمها چه از نظر سبك هنری و چه از نظر محتوا كارهای شاخصی  را آفریدند. بچه ها با این تكلیف دور هم جمع شدند كه هنر انقلابی را سامان ببخشند. جالب است بدانید كه ما روزها در حوزه به كار تولید مشغول بودیم و شب ها از آنجا نگهبانی می كردیم.

به ویژه اینكه خیابان فلسطین مركز تحولات و اتفاقات بود.

بله، وظیفه خود می دانستیم كه از مجموعه خود دفاع كنیم. حوزه تا وقتی كه به دست خود بچه ها اداره می‌شد خوب كار كرد ولی به محض این كه رفت تحت نظر سیستم مدیریتی آسیب‌ها هم شروع شد. تا  وقتی هم كه دست بچه ها بود، اتفاقا با آقا كه آن موقع رئیس جمهور بودند تعامل خیلی خوبی داشتیم. ایشان به همراه آقای میرحسین‌موسوی ، نخست وزیر وقت كه  در آن روزگار سردبیر روزنامه جمهوری بود به حوزه بسیار سر می زدند.

چون روزنامه جمهوری هم یكی از دستاورد های انقلاب بود و طبیعتا بچه های حوزه هم به آنجا رفت وآمد می كردند...

بله، خیلی وقت ها سر زده می آمدند. ما یك سن تئاتر داشتیم كه روی آن سفره پهن می كردیم و ناهار می خوردیم. می آمدند با ماسر یك سفره می نشستند، صحبت می كردند . گاهی بچه ها تابلوهایشان را می آوردند و مباحث هنری شكل می گرفت. در جلسات داستان شركت می‌كردند. می خواهم بگویم تعامل خیلی خوبی بود، ولی متاسفانه آنجاهم بعد از چند سال دستخوش حوادث دیگری شد و از هویت اصلی خودش فاصله گرفت. قرار بود حوزه هنری تجلی گاه هنر انقلاب و ملی كشور باشد و در آنجا برای هنرهای مختلف كشور با این مضمون نمونه سازی شود. یعنی به هنرمندان الگو بدهیم. آزمون و خطا هم به هر حال زیاد بود. چون به خصوص در عرصه سینما شناخت چندانی وجود نداشت.  گاهی فیلم هایی ساخته می شدكه پختگی لازم را نداشت ولی بالاخره بچه ها داشتند تلاش خود را می كردند. یك روزی فهمیدیم كه حوزه  هنری تبدیل به تجارت خانه شده و  در آن هر كاری می كردند به جز تولید شایسته هنری.  والان هم كه دیگر به نظرم محلی از اعراب ندارد.

چون تاثیر گذار نیست؟

نه، دیگر روح ندارد. فیزیكی ازش باقی مانده كه روز به روز هم چاق تر می شود. الان در ساختمان حوزه گم می شوی. در حالی كه آن موقع هر كدام از واحد ها یك اتاق بیشتر نداشتند و در همان یك اتاق هم سرآمدان هر رشته ای دور هم جمع می شدند. مثلا در حوزه شعر افرادی مثل مرحوم قیصر امین پور ، علی معلم ، یوسفعلی میرشكاك ، احمد عزیزی ، مهرداد اوستا و حسن حسینی كه همه قله های شعری بودند دور یك میز می نشستند. مثل افسانه است گفتن اینها. یا در بخش تجسمی هم همین طور. آدمهایی آنجا كنار هم بودند كه الان جزء مفاخر كشور در حوزه خود هستند. خسروجردی در یك اتاق كوچك در زیرپله ای كار می كرد.

و با این همه خروجی اش خیلی بیشتر از الان بود.

و الان با این همه تشكیلات خروجی اش خیلی كم  است. ممكن است به لحاظ كمی تولیداتی داشته باشد ولی تاثیر گذار نیست. به همین ترتیب دیگر ظرفیت های نظام هم آسیب دیده اند و جای تاسف است كه در 30 سالگی انقلاب  این همه عقب رفته باشیم ونتوانیم ایده آل های نظام و انقلاب را ببنیم.

هیچ وقت شده كه با مقام رهبری  راجع به حوزه حرف زده باشید؟

مستقیم كه خیر ولی با شناختی كه از ایشان دارم و نگاه ایشان را می شناسم می دانم كه قطعا ...

این روند مطلوب ایشان  نیست !

یقین بدانید كه نیست. این را با اطمینان می گویم. چون از دغدغه هنری ایشان با خبر هستم. ولی خب ایشان باید چكار كنند. وقتی كه هر جا دارد ساز خودش را می زند.

برویم سراغ بخش دوم گفتگویمان و خاطرات شخصی شما از دیدارها و رابطه‌تان با ایشان.  تاكنون پیش آمده كه درباره كارهایتان با ایشان رو در رو حرف بزنید؟

 اولین دیدار من با آقا بر می گردد به سال 70 و فیلم بدوك .

چه فیلم تلخی هم بود!

بله، خب فیلم تلخی باید می بود . این فیلم برای من منشا اتفاقاتی هم شد و البته مصداق بسیار خوبی است كه تفاوت نگاه آقا را با مسئولین فرهنگی نظام برای شما عرض كنم. این فیلم را به همراه جمعی از هنرمندان و مسئولین در جلسه ای كه آقا هم حضور داشتند ، دیدیم. فیلم كه تمام شد آقا به شدت بر افروخته و ناراحت شدند.

سال 70 بود ؟

 بله سال 70 شاید هم 71.  آقا برافروخته شدند. این عین عبارت آقاست : اگر این فیلم مبتنی بر درام است كه حرفی نیست ولی اگر مبتنی بر واقعیات است من حرف دارم. آقای سید مهدی شجاعی كه نویسنده فیلمنامه بود، گفت: متاسفانه مبتنی بر واقعیات است. و من هم ادامه دادم كه این فیلم فقط گوشه ای از واقعیت است و اگر می خواستیم همه آن را نشان دهیم فیلم ظرفیت این همه تلخی را نداشت  و بعد مصداق هایی را هم آوردیم. و باز این عین عبارت آقا است كه خطاب به مسئولینی كه آنجا بودند، گفتند : اگر چنین است چرا به ما نمی گویید. چرا به ما گزارش داده نمی شود. با همین لحن. كه بعد ها از ما گزارش خواستند و ما هم گزارش هایمان را مكتوب كردیم و فرستادیم و اولین نتیجه آن، این بود كه كل مسئولین آن منطقه عوض شدند. می خواهم نگاه و برخورد آقا را تشریح كنم كه می دانند هنر متعهد و انقلابی آن است كه در آن درد وجود داشته باشد تا مسئولین ببینند و در جهت رفع آنها بر آیند.

امام هم جمله ای دارند و می فرمایند كه هنر متعهد، آن است كه معضلات و نقاط كور جامعه را نشان دهد.

بله، ولی در برابر این برخورد آقا، كسانی كه به دنبال نگاه سیاسی بودند اسم این كار را گذاشتند سیاه نمایی. همین آقای كلهر كه الان مشاور آقای احمدی نژاد هستند برای این فیلم نقدی نوشت كه مضمون آن این بود كه فیلم به سفارش غربی ها ساخته شده است.

یعنی برای جشنواره ها ساخته شده است.

آره برای جشنوار ها ساخته شده  با ماموریت نگاه غربی .

در صورتی كه پشت فیلم آدم هایی مثل سید مهدی شجاعی و مجید مجیدی كه از بچه های انقلاب هستند ، ایستاده بودند.

در حالی كه وقتی خود آقا كه معیار است، نمی گوید آقا به چه حقی این فیلم راساختی، او كه رهبر مملكت است و  می توانند تكلیف كنند كه نباید چنین فیلمی بسازی  و پرونده كار را ببندند، اما چنین نگفتند. ولی می دانید كه فیلم توسط وزیر ارشاد وقت توقیف شد. نگذاشتند به جشنواره‌ها برود. فقط به كن رفت و رئیس جمهور وقت نامه ای 11 بندی خطاب به من و حوزه هنری نوشت و توضیح خواست . در بند اول این نامه آمده بود كه ما این همه سد و سیلو در كشور  ساختیم، این همه آبادانی، چرا راجع به این ها فیلم نساختید؟ هجمه های زیادی به من شد.

اولین فیلم بلند سینمایی تان  هم بود و یادم هست كه شهید آوینی هم از آن خیلی حمایت كرد.

شهید آوینی در نمایش خصوصی فیلم را دید. وقتی فیلم تمام شد آنقدر با سرعت از حوزه بیرون رفت كه فكر كردم از فیلم بدش آمده است.

ولی رفت كه گریه كند.

 بله، می خواست كسی اشكش را نبیند.  بعد به‌من زنگ زد، رفتم پیشش و من را بغل كرد وبوسید. شهیید آوینی اولین مدافع این فیلم بود  و تنها  حامی من او بود. نامه رئیس جمهور وقت را بردم پیش آقا سید مرتضی. گفت:  ول كن مجید! تو فیلمتو ساختی. گفتم: باید جواب بدهم ، گفت: جواب هم می دهیم با هم . یك روز مفصل به همراه او نشستیم و به این نامه جواب دادیم و در پاسخ به بند اول آن نوشتیم: شما در همه تاریخ ادبیات ایران در میان آثار شعرای متعهد یك بیت شعر پیدا نمی كنید كه درباره سد و سیلو و... باشد.  یعنی با زبان بی زبانی گفتیم كه قرار نیست مجیز گوی شما باشیم و اگر هم دفاع می كنیم از كلیت این انقلاب و این كشور دفاع می كنیم.  هنر فرمایشی كه خاصیت ندارد. وظیفه هنرمند هم این نیست. ولی در برابر همه این هجمه ها آقا یك پیغامی به من دادند كه اگر قرار باشد كسی انتقاد كند و به چالش بكشاند همین شما ها هستید. ودر مقابل هم ساختار مدیریت فرهنگی كشور تا آنجا پیش رفت كه 3 سال نگذاشتند من فیلم بسازم.  بچه های آسمان را 3 سال بود نوشته بودم و نمی گذاشتند بسازم.

البته بچه های آسمان هم فیلم خیلی تلخ ولی درستی است. شما هدف را موقعیت و شرایط نگرفتید.بلكه به نظر من  ساختار جامعه  را در این فیلم به چالش گرفتید. یعنی فرودست هر چقدر هم تلاش كند باز هم به آنچه می خواهد نمی رسد. بچه هم  همه تلاشش را می كند تا سوم شود و به كفش برسد ولی اول می شود  و....

نه، شاید تعبیر شما كم انصافی باشد . بستر اصلی فیلم این است كه فقر چهره بدی دارد. هیچ كس از فقر تقدیر نكرده است. ما می خواستیم بگوییم فقر با همه زشتی هایش نمی تواند عزت و ارزشهای انسانی را تحت الشعاع قرار دهد. چون پایه محكم تری به نام اعتقادات وجود دارد. در فقر بچه های آسمان شكوه و عزت نهفته است.

پس تعبیر من را قبول ندارید كه این فیلم مكانیسم عدالت در جامعه را به چالش می كشد؟

چرا، بالاخره این فیلم دارد وضعیت جامعه را بیان می كند ولی چنین نیست كه این ها محكوم باشند. علی بچه های آسمان می خواهد سوم شود ولی اول می شود به این معنی كه این‌ها اولی‌های جامعه خود و نسل شان هستند.  اینها باید الگو و اسطوره شوند.  این بچه در یك نظام فرهنگی و اعتقادی محكم رشد پیدا كرده است.  در مسجد كفش ها را جفت می كند در حالی كه خودش محتاج یك جفت كفش است.

یا پدر او كه قند های هیئت را خرد می كند و به آ نها لب نمی زند.

بله، پشتوانه علی پدری است كه در مكتب اعتقادی بزرگی رشد پیدا كرده است.  ما معتقدیم لقمه حلال می تواند آدمی را به رستگاری برساند.

به بچه های آسمان هم خیلی اعتراض شد؟

اولش هجمه هایی شكل گرفت ولی بعد ها رنگ باخت

درباره این فیلم، هیچ وقت  با ایشان صحبت كردید؟

در جلساتی كه با سینما گران داشتند، مستقیم نام نیاوردند ولی مصداق هایی را از این فیلم و رنگ خدا برشمردند كه سینما باید مضامینی این چنینی را مطرح كند.

من فكر می كنم برخی كسانی كه در حوزه فرهنگ كار می كنند و مسئولیت دارند، قدر این  سرمایه ملی را نمی دانند.

بله،عرض كردم شخصیت ایشان در حوزه فرهنگ مهجور مانده است. حالا بخشی از آن‌ به خاطر منش خود ایشان بوده ولی باز می گویم كه بخش دیگری هم كوتاهی رسانه ها بوده كه فقط به شخصیت و جایگاه سیاسی ایشان پرداخته اند. مثلا همین نشست با سینماگران كه 2 سال پیش برگزار شد، می‌توانست  نقطه ثقلی برای سینما و منشا اتفاقات مهمی در این عرصه باشد. سینما می توانست به پشتوانه حمایت ایشان جهش بزرگی را تجربه كند. تازه در چه دوره ای آقا این نشست را گذاشت؟ در دوره ای كه هجمه های زیادی علیه سینما وجود داشت.  آقا با این میزانسن ، سینماگران را دعوت و صحبت كردند.

صحبت های شان هم خیلی صریح بود.

بله، ایشان فضا را باز كرد كه همه حرف های شان را بگویند و شاید در هیچ دور ه ای مگر در دیدارهای خصوصی این قدر صریح صحبت نكرده بودند.جایگاه سینما را بالا بردند و بر اهمیت نقش كارگردان ها تاكید كردند.  این اتفاق كه می توانست جهش بزرگی برای سینما باشد تبدیل شد به جزوه  و كتابی كه ارشاد منتشر كرد برای این كه در تاریخ ثبت شود. خروجی اش صفر بود . در صورتی كه خود ارشاد می توانست فرمایشات ایشان را بررسی كند و برایش برنامه‌ریزی كند و بستر را آماده كند برای اینكه تحول بزرگی در سینمای كشور ایجاد شود .

تا وقتی هم كه ساختار مدیریت فرهنگی كشور تغییر نكند، نمی توانیم امیدوار باشیم كه نگاه متعالی ایشان  به عرصه هنر و فرهنگ ، عملیاتی شود.اما به هر حال بچه های انقلاب خود را مكلف می دانندو...

این كه می گوییم نا امید هستیم از مسئولین نا امید هستیم. نا امید از هنرمندان كه نیستیم. كما این كه خود آقا هم همین نگاه را داشتند. ما كه داریم كارمان را می كنیم و به شدت هم معتقدیم كه باید در عرصه باشیم. و اگر هم امیدی هست به خود هنرمندان است. خوشبختانه هم نسل ما و هم نسل بعد از ما كه تازه كارشان را شروع كرده اند از پتانسیل خوبی برخوردار هستند. راه پر فراز و نشیب و سختی است اما من بر این باورم كه هنرمندان می توانند زمینه های تحول را ایجاد كنند. از طرف مسئولین هم نا امید هستیم چون ساختار مدیریت فرهنگی كشور اشكال دارد. شما می‌دانید در چین بزرگترین نوع سانسور وجود دارد منتها چون نهادینه اش كرده اند تكلیف همه روشن است. من همین فیلم المپیك را كه در پكن كار می كردم در یكی از میدان های معروف می‌خواستیم از ساختمان پارلمان این كشور فیلم بگیریم ، گفتند از نیمه سمت راست ساختمان نمی‌توانی فیلم بگیری. هرچه نگاه كردم دیدم دو طرف با هم فرقی ندارند. برایم عجیب بود. گفتم:  باشد نمی گیرم. ولی بگویید چرا ؟ ولی طرف خودش نمی دانست چرا و می گفت: قانون است.  من اینجا به درست یا غلط بودنش كاری ندارم ولی می خواهم بگویم یك چیزی تعریف شده و بر مبنای آن كار می كنند. اما  اینجا شب می‌خوابی صبح بلند می شوی و می بینی یك نسخه ای برایت پیچیده اند. یك فیلم در یك دوره ای كفر است و در یك دوره ای از آن تقدیر می شود. بالاخره تكلیف هنرمندان این وسط چیست؟ متاسفانه مدیران فرهنگی كشور می خواهند همه را شكل خودشان كنند.

یك نكته‌ای می خواهم بگویم، مخالفان نظام معمولا درباره آقا اینطور تبلیغ می كنند كه هنر مطلوب از نگاه ایشان یك هنر از نوع رئالیسم  سوسیالیستی و از جنس نگاه مثلا چپ به ادبیات و هنر است. در صورتی‌كه چنین نیست و در خود جمهوری اسلامی علیه نظام فیلم می‌سازند ....

اصلا چنین نیست. این را می گویم ولی شاید ایشان راضی نباشند. ولی یك فیلمی را آورده بودند كه مورد نقد برخی متدینین و خیلی از مسئولین كشور بود ولی ایشان گفتند كه اگر من بودم به این فیلم تقدیرنامه می دادم. می خواهم بگویم آقا هیچ وقت و برای هیچ كس نسخه نپیچیده و حتی از فیلمی كه مورد تاییدشان هم بوده نام نبرده اند كه مبادا سلیقه شود. در صورتی كه سلیقه ایشان اتفاقا سلیقه فاخری است. به خوبی هنر را می شناسند و از درایت خوبی هم برخوردار هستند. حتی در زمینه ادبیات كه خیلی هم بیشتر تخصص دارند ، هرگز نسخه نداده اند.

به قول شما رسانه ها هم در ایجاد این نگاه كلیشه ای به ایشان مقصر بوده اند.

بله، اغلب به خاطر همین جریان های خط‌وخط‌بازی ، وجوه فرهنگی ایشان را تعمیم نداده اند . من حتی معتقدم خیلی بیشتر از دشمنان خارجی، دوستان داخلی چهره ایشان را تخریب كرده اند. چرا باید اینقدر نگاه های ژورنالیستی نسبت به آقا وجود داشته باشد؟چرا؟مگر ایشان احتیاج به این چیز ها دارند؟

می دانید در نمایشگاه كتاب سال گذشته ایشان به غرفه ای می رسند كه كتاب های مرحوم به آذین را منتشر می كند و حال به آذین را می پرسند. كه اتفاقا 2 هفته  بعد هم به آذین فوت كرد.

بله، بله .

در صورتی كه به آذین به هر حال توده ای بود و با نظام میانه خوبی نداشت و ... ولی ایشان فارغ از جریان های سیاسی به چهره ادبی او اهمیت می دهند.

اصلا نگاه شان به هنرمند اینقدر متعالی است كه خودی و غیر خودی نمی شناسند. البته در صورتی كه هنرمند واقعی باشد، چون بعضی ها را كه می بینید سیاسی هستند و برای خودشان مرز گذاشته اند واصلا كارشان فحش دادن است نه خلاقیت. این ها تكلیفشان معلوم است. ولی كسی كه هنرمند است حتی اگر نسبتی هم با انقلاب نداشته باشد ولی صاحب آثار فاخر باشد نزد ایشان جایگاه محترمی دارد.

یكی از دوستان شاعر تعریف می كرد كه در نشست ایشان با شعرا گفته بود كه من 2 تا شعر دارم اولی درباره شماست و دومی منتقدانه است و آقا گفته بودند كه دومی را بخوان...

با شناختی كه من از ایشان دارم غیر از این هم نمی تواند باشد. خداوكیلی شما تاریخ انقلاب را نگاه كنید حتی یك مورد سراغ دارید كه آقا گفته باشند كه فلان اثر هنری تولید شود؟ و یا این كه تكلیف كنند. در صورتی كه هم احاطه اش را دارندو هم قدرتش را. ولی هرگز چنین كاری نكرده‌اند. هیچ وقت سلیقه شخصی خود را تحمیل نكرده اند و این باید برای مسئولین فرهنگی كشور الگو شود.

سخنرانی ایشان را در سال 65 یادتان هست؟ آدم باور نمی كند كه یك روحانی چنین نگاهی به حافظ داشته باشد.

بله، در حالی كه فلان نماینده مجلس به خودش اجازه می دهد كه بگوید فلان چیز باید ساخته شود و فلان چیز نباید ساخته شود. اصلا تو چه كاره ای كه به خودت اجازه می دهی سیاست های فرهنگی نظام را آن‌هم مصداقی تعریف كنی؟

بله همه دارند و با متر های خودشان هم اندازه گیری می‌كنند. گفتم مظلوم ترین عرصه در كشور ما حوزه فرهنگ و هنر است.

چون اظهار نظر در این حوزه هم راحت است. حیطه های دیگر تخصص و تبحر می‌خواهد. شما باید تحصیلات آكادمیك داشته باشی كه بتوانی راجع به مثلا اقتصاد و  تورم حرف بزنی ولی درباره هنر هر كسی نظر خود را بیان می كند.

مساله ناراحت كننده تر هم این است كه چون آقا در راس هرم هستند، خیلی چیزها را به ایشان نسبت می‌دهند. مثل بحث رفتارهای اجتماعی و مساله امر به معروف و نهی از منكر كه اصل درست دین ماست، ولی آن قدر نوع برخورد غلط است كه گاه ضد خودش می شود. یا بسیاری موارد دیگر را مثل نقد هایی كه بر دولت وارد می شود. ببینید چه فشار ها و نگاه های غلطی وجود دارد و ایشان سپر بلای همه  هستند . هیچ وقت هم از خودشان دفاع نكرده اند.  در صورتی كه همه مسئولین كشور مدام دارند از خودشان دفاع می كنند.  رفتار ایشان بهترین الگو برای مسئولین است.

آقا در واقع دلگرمی بچه های انقلاب هم هستند.

حتما همین طوراست. 

همه ما می‌دانیم اگر یك جایی به ستوه برسیم دستمان به ایشان می رسد. زمانی كه در دفتر ادبیات و هنر مقاومت كار می كردیم می دانستیم كه از حمایت و دلگرمی ایشان برخورداریم. كتاب های ما را می بینند و كارهای ما را دنبال می كنند. این احساس خیلی قشنگ است.

بله، ایشان مورد اتكای خیلی ها هستند. شاید جالب باشد بدانید من از منبع موثقی شنیده ام كه ایشان به روز در جریان خیلی از مسایل جامعه قرار می گیرند و خیلی وقت ها به شكل مردمی در سطح شهر تردد می كنند. با یك پیكان یا پراید.

به خانه شهدا  سر می زنند ...

بدون خبر قبلی هم تشریف می برند. متاسفانه ابعاد شخصیتی ایشان خیلی مهجور مانده است. و این جفای بزرگی است. البته تاریخ یك روزی قضاوت خواهد كرد و حقایق ناگفته ای را خواهد گفت. من معتقدم آدمهای بزرگ در زمان خودشان شناخته نمی شوند. این البته درد و واقعیت بزرگ تاریخی است كه آدمهای بزرگ بعد از رفتن شان شناخته می شوند.

و دریغ گوی آنها می شویم .

همین طور كه دریغ گوی امام شدیم. گاهی فكر می كنیم مگر می شود رهبر انقلاب به این عظمت،‌  این همه ساده زندگی كند. چقدر دلش برای مردم می تپید. من معتقدم كه امام هنوز هم به طور كامل شناخته نشده و شاید 50 یا 100 سال بعد شخصیت ایشان و سلوكشان تجلی پیدا كند. شخصیت آقا هم همین  طور است و در دوره خودشان به دلیل نگاه های سیاسی مهجور مانده است. خیلی ها بعد از چاپ این مصاحبه خواهند گفت كه مجیدی هم نگاه حكومتی دارد ولی خدا خودش می داندكه نگاه من به ایشان خیلی متعالی است و برایم آن زمان كه هنوز رئیس جمهور  نبودند و بعد كه بودند و می آمدند پیش ما و سر سفره با ما املت می خوردند با الان كه رهبر مملكت هستند فرقی نكرده اند. الان هم همان تعامل، صمیمیت و تواضع را دارند كه آن موقع داشتند. خیلی وقت ها ما دور هم جاهایی جمع شدیم كه مسئولین سیاسی بودند، هنرمندان هم بوده اند، باورتان نمی شود كه ایشان اینقدر بچه های هنرمند را تحویل گرفته اند كه مورد حسادت سیاسیون واقع شده است. توجه ایشان به نویسندگان و هنرمندان مثال زدنی است. همه این ها نشان دهنده این است كه آقا می دانند كه هنرمند چه روح حساسی دارد و چقدر جایگاه او پر اهمیت است.  اهمیتی كه ایشان برای هنر مندان قایل هستند برای بالاترین مقام های سیاسی كشور قایل نیستند.

ممكن است از عملكرد مسئولی راضی باشند و در جهت اهداف مردم سالاری  چیزی را تایید كنند كه آن هم در مورد اشخاص كمتر این تایید را دارند. اما در مواجهه با هنرمندان بارها دیده ایم این كه اهمیت داده‌اند و تعریف و تمجید كرده اند. چیزی كه متاسفانه در خیلی از مسئولین نیست. بچه های هنرمند می روند ساعت ها پشت در اتاق فلان مسئول می ایستند و تازه وقتی هم كه داخل می روند به خودشان زحمت نمی دهند كه از روی صندلی بلند شوند و به آنها توجه كنند. 

خب خسته نباشید آقای مجیدی. تشكر می كنم كه با حوصله برای این گفتگو وقت گذاشتید، اگر فكر می كنید حرفی باقی مانده است بفرمایید.

نه ، گفتنی ها را گفتیم. من هم از شما متشكرم.



ارسال توسط سین.راد
آرشیو مطالب
نظر سنجی
من چقدر باحالم؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar