تبلیغات
بصیرت و صبر - در گفتگو با آیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌ فقاهت،‌ مرجعیت و ولایت

در گفتگو با آیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌
فقاهت،‌ مرجعیت و ولایت
آیت‌الله محمد یزدی، اكنون رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هستند و در سالهای متوالی پس از انقلاب، مسئولیتهای متعددی را بر دوش داشته‌اند. ایشان از اولین كسانی هستند كه به دلیل آشنایی نزدیك با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بر مقام فقهی و بر مرجعیت ایشان گواهی دادند و به تعبیر خودشان، از این بابت مجبور شدند كه به اشكالات برخی از بزرگان هم جواب دهند. در باره جایگاه فقهی و علمی مقام معظم رهبری، گفتگویی را با ایشان انجام داده‌ایم كه می‌خوانید.
در گفتگو با آیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌
فقاهت،‌ مرجعیت و ولایت
آیت‌الله محمد یزدی، اكنون رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هستند و در سالهای متوالی پس از انقلاب، مسئولیتهای متعددی را بر دوش داشته‌اند. ایشان از اولین كسانی هستند كه به دلیل آشنایی نزدیك با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بر مقام فقهی و بر مرجعیت ایشان گواهی دادند و به تعبیر خودشان، از این بابت مجبور شدند كه به اشكالات برخی از بزرگان هم جواب دهند. در باره جایگاه فقهی و علمی مقام معظم رهبری، گفتگویی را با ایشان انجام داده‌ایم كه می‌خوانید.

از شما به خاطر قبول دعوت روزنامه جام جم برای انجام مصاحبه متشكریم. اولین سئوالی كه به ذهن مخاطب ما در مورد انتخاب و معرفی رهبری نظام مطرح است، بحث بررسی اعضای مجلس خبرگان درباره افراد شایسته مقام ولایت فقیه  در فاصله زمانی عزل آقای منتظری تا ارتحال حضرت امام(ره) است. آیا چنین امری صورت گرفته بود؟ لطفا در این خصوص اگر توضیحاتی دارید بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم. این تصور كه در دوران بیماری امام(ره) در فكر تعیین نفر بعدی باشند، تصور صحیحی نیست. چون عمده‌ترین وظیفه‌‌ای كه قانون اساسی برای  مجلس خبرگان معین كرده است، مسئله جانشینی نیست بلكه مسئله انتخاب صالح‌ترین فرد موجود در بین فقهای عظام بعد فوت یا استعفای رهبری و.. است اما اینكه قائم‌مقامی باشد یا نفر دومی تعیین شده باشد مثل برخی از سیستم‌‌های حكومتی كه ولیعهد یا جانشین دارند، چنین بحثی در حكومت اسلامی یا قانون اساسی پیش‌بینی نشده است.

متن قانون بدین شكل است كه اعضای خبرگان پس از رحلت یا استعفا یا بیماری رهبر در بین فقهای موجود، صالحترین فرد را انتخاب خواهند كرد. این یك مطلب كه نشان می‌‌دهد بعد از سخت‌شدن كسالت حضرت امام، اعضای خبرگان جلسه‌‌ای برای شور و بررسی در مورد انتخاب رهبری بعد از فوت امام نداشتند. این مسئله بعد از تحقق فوت و در جلسه اصلی خبرگان و همراه با مذاكرات بسیار طولانی اتفاق افتاد و مشروح این بحث و گفتگوها هم منتشر شده اما در عین حال محرمانه است و تنها در دسترس اعضای خبرگان قرار دارد و طبق مقررات، كلیه اسناد محرمانه بعد از گذشت مدت زمان معین  انتشار خواهد یافت.

مسئله قائم‌مقامی یك فرضی بوده كه در حال سلامت امام مطرح شده و خبرگان نام آقای منتظری را آوردند. از مجموعه اسناد هم بدست می‌آید كه شخص امام با مطرح شدن این بحث خیلی موافق نبودند ولی خبرگان این موضوع را مطرح و پیش‌بینی می‌كردند كه در بین موجودین، كسی باشد كه در ظرف زمان مشخص به عنوان قائم‌مقام رهبری مطرح شود. گرچه كه در متن قانون اساسی عنوان قائم‌مقام اساساً وجود ندارد و چنین تكلیفی بر خبرگان نیست اما به هر دلیل و با كمك عواملی كه موثر در طرح این پیشنهاد و موافق با آن بودند كه در جای خود باید به آن پرداخت، مسئله قائم‌مقامی مطرح شد. اما روش و رفتار و برخوردی كه آقای منتظری داشتند، موجب شد كه در نهایت، امام بزرگترین خدمت را به اسلام و نظام كرده و ایشان را از قائم‌مقامی بركنار كنند.

مناسب است كه به نكته‌ای در این خصوص اشاره كنم. منزل ما روبروی منزل آقای منتظری بود و من گاهی به منزل ایشان می‌رفتم و مباحثی را در دیدار با ایشان مطرح می‌كردم و این دیدارها در زمانی كه مسئولیت دستگاه قضایی را داشتم نیز استمرار داشت. در آخرین مرحله من پیش آقای منتظری رفتم و گفتم من تا الان تصورم این بود كه  سخنان و اقدامات شما برای خدمت به نظام و اسلام و انقلاب بود اما كم‌كم دارم شك می‌كنم كه آیا واقعاً هدفتان خدمت به اسلام و انقلاب باشد. كسانی در اطرافتان هستند كه شما به اقدامات آنها توجه ندارید. اگر شما واقعاً سخنی با مسئولین نظام دارید به من كه مرتب به دیدار شما می‌آیم بگویید تا از طریق امثال من این سخنان به مسئولین نظام منتقل شود تا دیگر اینگونه مباحث  و طرح اشكالات به سطح جامعه آورده نشود. حتی اگر مرا به عنوان اینكه مسئول قوه قضاییه هستم قبول ندارید، مسائلتان را به آقای طاهری خرم‌آبادی یا آقای مومن و دیگر دوستانتان منتقل كنید. این افراد در شورای نگهبان هستند و به راحتی می‌توانند با شخص اول نظام ارتباط برقرار كنند. چرا بحثهایتان را به ما نمی‌گویید و در رسانه‌ها مطرح می‌كنید؟ منظورتان چیست؟

آقای منتظری در پاسخ گفتند: همه این كارها تقصیر امام بود. امام مرز روحانیت را شكست و با آقای شریعتمداری آنگونه برخورد كرد و موجب شد كه با من هم چنین برخوردی صورت بگیرد. من با تعجب گفتم: یعنی شما معتقدید كه برخورد با آقای شریعتمداری خلاف بوده و مرز روحانیت شكسته شده؟ آیا مسئله خلق مسلمان كه توسط ایشان مطرح شده بود یك فتنه نبود؟ ما كه همه از نزدیك شاهد این اتفاقات بودیم و دیدیم كه برای خاموش كردن این جریان فتنه، با چه مسائلی مواجه بودیم. شما چطور می‌گویید كه این اتفاقات تقصیر امام بود؟  با این گفته‌ها معلوم شد كه دلتان نمی‌خواهد كه نظام را نگه دارید و مصلحت نظام را رعایت كنید. از آن به بعد من ارتباطم را با ایشان قطع كردم.

خوشبختانه امام با این اقدام خودشان این سمت را رسماً حذف كردند و همه ما كه در ریز جریان‌ها بودیم، می‌دانستیم كه متنی كه بار اول توسط امام تهیه شد و بنا به نظر ایشان بنا بود كه از صدا و سیما پخش شود، با تلاش‌های آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خامنه‌ای 24 ساعت به تاخیر افتاد و بعدها عبارات اولیه نامه تعدیل شد. اما بعدها در رنج‌نامه‌ای كه مرحوم سید احمد خمینی در این خصوص نوشت، این مسائل به وضوح بیان شد. به هر صورت با توجه به اتفاقاتی كه  افتاد، اساساً بحث قائم‌مقامی سابقه بدی پیدا كرد.

به هر حال زمانی بحث قائم‌مقامی مطرح بود و با توجه به شرایط موجود، مسئله جانشینی امام با حكم ایشان منتفی شد. آیا  كسانی كه به نوعی خود این مباحث را از ابتدا دنبال می‌كردند، بعد از وقوع این حادثه به فكر انتخاب جایگزینی بهتر برای مسئله قائم‌مقامی نبودند؟

در اولین جلسه خبرگان كه بعد از فوت امام تشكیل و به رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منتهی شد، كسانی كه طرفدار آقای منتظری بودند حرفهایشان را زدند و طرفداران آقای گلپایگانی نیز مباحثشان را مطرح كردند. پیشنهاداتی هم كه در مورد شورای رهبری بود، ارائه شد. مسئله بازنگری قانون اساسی و شرایط رهبری نیز مورد توجه بود و در نهایت، بحث‌ها به این سمت هدایت شد كه یك فقیهی كه اصل فقاهت و ولایت را داشته باشد، به عنوان رهبر انتخاب شود. نام كسانی در این زمینه مطرح شد و بالاخره آیت‌الله خامنه‌ای نامشان مطرح شد و افرادی در این زمینه بحث و بررسی كردند و در پایان جلسه، در مورد انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نظر موافق مجلس خبرگان اعلام ‌شد.

در مورد مسئله مرجعیت و نامه امام در مورد لازم نبودن شرط مرجعیت برای انتخاب رهبری، نظرات مختلفی وجود دارد. برخی آن را به عنوان یك نقطه نظر مشورتی امام تلقی و آن را صرفاً پاسخ به استفتاء آیت‌الله مشكینی رئیس مجلس خبرگان از امام عنوان می‌كنند و عده‌ای دیگر آن را یك حكم حكومتی می‌دانند. این بحث را شما چگونه تبیین  می‌كنید؟

تعبیر امام این است كه من از اول هم می‌دانستم  كه اگر مرجعیت را شرط بدانیم، مشكل برای كشور درست خواهد شد بدلیل اینكه تعدد مراجع وجود دارد و ترجیح برخی بر برخی علل خاصی را لازم دارد. تعیین یك فرد بین چند فقیه با شرط مرجعیت مشكلات زیادتری را دارد. بنابراین امام از اول معتقد بود كه مرجعیت شرط نیست. از نظر علمی و فقهی در كتاب ایشان حكومت اسلامی كه در نجف تدریس می‌‌كردند نیز همین مسئله آمده است. خیلی صریح و روشن است كه فقیه ولایت دارد. یعنی در زمان غیبت، فقهای جامع‌الشرایط به عنوان نائب و جانشین امام زمان پیگیر همان اموری هستند كه خداوند از طریق نصب به ائمه معصومین واگذار كرده است.  در متون فقهی به شروط چنین فقیهی اشاره شده است. از جمله درجه علمی، تقوا، پرهیز از هوی و هوس، ریاست‌طلب نبودن و ... كه در واقع واجد چنین صفاتی به عنوان جامع الشرایط تلقی می‌شود. اگر فقیهی چنین شرایطی را داشت، ولایت و حق تصرف در امور مسلمین را دارد. عنوان فقیه در هر زمان مصادیق متعدد دارد و شاید كمتر زمانی بوده كه ما با یك فقیه سرو كار داشته باشیم. فقهای متعدد جامع الشرایطی وجود داشتند منتهی گاهی مرجعیت به یك نفر منحصر می‌شده نه اصل فقاهت. یعنی معمولاً حوزه‌های بزرگ شیعه مثل حوزه نجف، قم، مشهد و ... همیشه سه الی چهار فقیه درجه اول داشتند كه جامع شرایط بودند. گاه گاهی برخی از این فقها، مرجع بودند كه مقلدانی نیز از رساله آنها در امور عبادی پیروی می‌كردند. گاهی با گذشت زمان مرجعیت به یك فقیه منحصر می‌شده مثل  زمان آیت‌الله بروجردی یا آیت‌الله ابوالحسن اصفهانی در نجف و... پس آن كسی كه مسئولیت ولایت را دارد عنوانش فقیه است و در شرایط مذكور در مورد فقیه، شرط مرجعیت ذكر نشده است. بله! ائمه علیهم السلام مردم را به فقها ارجاع دادند البته از جمله اموری كه مردم باید به فقها مراجعه می‌كردند پرسش در مورد مسائل شرعی بود. این بدین معنا نیست كه فقها صرفاً مسئله‌گو هستند. بلكه آنها ولی هستند و حق تصرف در شئون اسلامی را دارند.

 این نكته را باید اضافه كنم كه بین زمان بسط ید و قبض ید،  فرق وجود دارد. یعنی زمانی كه دست فقیه باز است و می‌تواند به حاكمیتش عمل بكند با زمانی كه یك حكومت طاغوتی وجود دارد و مانع اعمال حكومت از سوی فقیه است، تفاوت دارد، درست مثل زمان خلافت حضرت امیر(ع). ایشان بعد از پیامبر اسلام ولی مسلمین است منتهی بدلیل شرایطی كه در نظام اجتماعی آن روز پیش آمد دستشان برای اعمال حاكمیت بسته شد اما اینگونه نبود كه كنار بنشیند و كاری هم نكند بلكه در حد توان به نظام حاكم زمان كمك می‌كرد. یك روزی هم به عنوان ولی و حاكم رسمی مردم شناخته شد و آن زمان هم كه حكومت در اختیار حضرت امیر(ع) قرار گرفت، به خاطر نوع اداره امور، عزل و نصب‌ها، نامه‌ها و ...  از نظر ما عالیترین نمونه حكومت اسلامی است. در طول 1400 سال زمان غیبت كبری  هم فقها كه جانشینان امام زمان(ع) هستند، در حد مقدورات خود در امور شیعیان تصرف می‌كردند. غیر از تصرف در امور مالی، سرپرستی، وجوهات شرعی ، اداره حوزه‌های علمیه و... گاهی هم حد می‌زدند و حتی در امور حكومتی از جمله در محاكم هم نقش فعالی داشتند بطوری كه به آنان قضات شرعی می‌گفتند و در كنار قضات حكومتی قرار داشتند و مسلمانان بخصوص در امور مربوط به احوالات شخصیه به آنان مراجعه می‌كردند. این مربوط به زمانی است كه دست فقیه برای اعمال حاكمیت بسته است اما زمانی كه شرایط مثل زمان ما مهیا و آماده باشد، یك فقیه در راس امور قرار می‌گیرد و فقهای دیگر در مقابل دستورات حكومتی او اقدام دیگری نمی‌كنند. این مسئله هم در قانون اساسی ما ذكر شده و هم به صورت روال طبیعی نیز چنین تجربه‌ای صورت گرفته است. این مسئله غیر از تقلید است. در تقلید ممكن است پنج نفر مرجع تقلید باشند و هر كسی به فتوای مرجع تقلید خود عمل كند و مشكلی هم پیش نیاید اما در حاكمیت و اداره نظام اسلامی نمی‌شود دو نفر حاكم باشد چون اگر یك نفر بگوید جنگ و فقیه دومی بگوید صلح، با این شرایط نمی‌توان كشور را اداره كرد. روابط با سایر كشورها، انجام برخی از امور حكومتی بر اساس مصالح اسلامی و ...، از جمله مسائلی است كه نباید در آن اختلافی باشد تا حكومت براساس یك نظم واحد اداره شود. لذا در دوران بسط ید، یك فقیه رهبری را به عهده می‌گیرد و سایر فقها او را حمایت می‌كنند و در مسائل حكومتی به هیچ وجه دخالت نمی‌كنند و همیشه او را تایید می‌كنند.

پس مرجعیت شرط تصدی ولایت نیست. امام هم در بحث حكومت اسلامی كه در نجف تدریس كردند و در كتابهای فقهی‌شان نیز آمده، برای اصل ولایت، مرجعیت را شرط ندانستند. البته در این میان برخی دوستان اصرار می‌كردند كه كسی كه واجد شرایط ولایت است، مرجعیت نیز داشته باشد. این یك شرط شرعی نبود كه یك فقیه غیرمرجع شرعاً نتواند ولایت داشته باشد بلكه یك امتیازی برای یك فقیه می‌تواند محسوب شود.

در چنین زمینه‌ای خود حضرت امام مرجعیت هم داشتند و از این امتیاز برای ولایتشان نیز استفاده كردند. قبل از سقوط رژیم شاهنشاهی ، امام دستورات حكومتی زیادی صادر كردند. حتی برخی از دستوراتی كه ایشان صادر فرمودند مخالف نظر بسیاری از فقها بود. به عنوان نمونه نظر امام این بود كه خانم‌ها با حفظ شرایطی بدون جلب رضایت پدر یا شوهر می‌توانند در راهپیمایی‌ها شركت كنند. در صورتی كه فقهای دیگر حضور زن در اینگونه اجتماعات را منوط به اجازه پدر یا شوهر می‌دانستند. این یك حكم حكومتی بود و دیدیم كه بعد از این حكم، حضور مردم در تظاهرات دو برابر شد.

بنابراین مرجعیت را نه شرط بلكه یك امتیاز می‌دانیم. خوب. امام از دنیا رفتند  و چند نفر از فقها  از جمله حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مظان رهبری قرار دارند. خبرگان ایشان را به عنوان رهبر انتخاب كردند. زمانی كه ایشان رهبر شدند سخنی از مرجعیت ایشان نبود. من  با ایشان از دوره ریاست جمهوری آشنا بودم و از زمان بازنگری قانون اساسی از آنجایی كه ایشان ریاست جلسه را به عهده داشتند و من هم منشی بودم، با ایشان انس بیشتری گرفتم. مقام معظم رهبری از آن موقع پیشنهاد تشكیل یك جلسه فقهی دادند كه من از همان ابتدا در این جلسه شركت كردم. این پیشنهاد در زمان ریاست جمهوری ایشان مطرح شد و یادم است كه در اولین جلسه‌ای كه در دفتر ایشان برگزار شد، مقام معظم رهبری گفتند كه من چنین تصمیمی دارم و هیچ وقت یادم نمی‌آید كه عادت طلبگی خودم را ترك كرده باشم. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از من در خصوص افرادی كه در این جلسه می‌توانند شركت كنند پرسیدند و من پیشنهاد دادم كه فقهای شورای نگهبان كه منصوب امام هستند و بحث‌های فقه حكومتی را دنبال می‌كنند، در جلسه شركت كنند. اولین جلسه برگزار شد و یكی از مصوبات جلسه این بود كه افزودن و كاستن افراد جلسه، بستگی به تصمیم جمعی اعضا دارد. خوشبختانه این جلسات تاكنون ادامه دارد و تا قبل از این،  هفته‌ای دو روز برگزار می‌شد اما بدلیل حجم كاری ایشان، هفته‌ای یك جلسه منتهی با ساعات بیشتر داریم. من یادم است كه زمانی كه مسئولیت ریاست قوه قضاییه را داشتم، هر وقت یك بحث پیچیده فقهی پیش می‌آمد به من می‌گفتند كه این بحث را در جلسه فقهی مطرح كن.

طبعاً در چنین جلساتی افراد شناخته می‌شوند و قدرت استنباط و تسلط بر علومی كه در استنباط لازم است، مثل ادبیات، تفسیر، رجال و... برای سایر اعضا معلوم می‌شود. برای من با توجه به جلسات متعددی كه با ایشان داشتم، مشخص شد كه ایشان در مباحث فقهی با توجه به علمایی كه من در حوزه‌های علمیه می‌شناسم اگر از نظر علمی از آنان بالاتر نباشند، كمتر نیستند و حداقل با بقیه مساوی هستند. البته من آن موقع حضرات آیات گلپایگانی و اراكی را در این مقایسه كنار گذاشتم و گفتم بعد از این دو بزرگوار از بقیه مراجع، قوت علمی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای كمتر نیست.

ظاهراً علت اینكه شما از طریق تریبون نماز جمعه مرجعیت مقام معظم رهبری را مطرح كردید هم به خاطر این موضوع بود.

بله! من این موضوع را به عنوان یك وظیفه شرعی طرح كردم. چون به مبانی ایشان آشنایی داشتم و می‌دیدم كه مقام معظم رهبری از نظر علمی از بقیه عقب‌تر نیستند، به همین خاطر مرجعیت ایشان را مطرح كردم. الان طلبه‌ای فاضل كه در دروس مراجع فعلی شركت كرده باشد و با مبانی فقهی آقا نیز آشنایی داشته باشد، می‌تواند نظر بدهد كه مقام معظم رهبری از نظر علمی در سطح بالایی قرار دارند و حتی در برخی از جنبه‌های علمی از جمله رجال از بقیه جلوتر هستند. خوب از نظر شرعی و علمی كه مسئله روشن است. من چون به توانمندی‌های مقام معظم رهبری اشراف داشتم، از فرصت نماز جمعه استفاده كردم و عنوان كردم كه ایشان از نظر علمی كمتر از مراجع فعلی نیستند و می‌توانند مرجع هم باشند.

در محیط حوزه چنین اظهاراتی عكس‌العمل  و مخالف و موافق دارد و من صریحاً اعلام می‌كنم كه به خاطر طرح این موضوع، بعضی‌ها با من دعوا كردند و گفتند كه نباید چنین سخنی را عنوان می‌كردم. حتی یكی از بزرگان به من گفت كه به تو چه ارتباطی داشت كه چنین سخنی را بگویی و چه نفعی از این موضوع می‌بری. من در پاسخ جواب شرعی خود را می‌دادم كه وقتی یك فقیهی در مقام رهبری در ردیف دیگر مراجع از نظر علمی قرار دارد، از نظر شرعی من موظف به طرح مسئله مرجعیت ایشان هستم.

نكته دیگر بعد سیاسی قضیه است. یكی از رجال طراز اول سیاسی كشور به من گفت كه شما برای مقام معظم رهبری دردسر درست كردی. رهبری مشاغل زیادی دارد و دیگر به فقاهت نمی‌رسد و تو نباید این كار را می‌كردی. من در پاسخ گفتم: فارغ از بحث شرعی، من می‌بینم كه در آینده اگر رهبر، موقعیت مرجعیت داشته باشد وقتی حكمی می‌كند نفوذ این حكم از زمانی كه مرجع نباشد بیشتر خواهد بود. چون ممكن است در چنین صورتی حكم او با حكم مراجع دیگر در تعارض باشد و در آن وقت به خاطر مرجع نبودن، حكم رهبری متزلزل خواهد شد. مرجعیت رهبر به نفوذ و استحكام نظام می‌انجامد و تجربه رهبری حضرت امام نیز مبین همین موضوع است. مرجعیت امام باعث شد كه این نفوذ عمیق را در بین مردم و علما پیدا كنند. خوشبختانه می‌بینم كه همان شخصی كه با من در این خصوص دعوا كرد، در حال حاضر مرجعیت مقام معظم رهبری را قبول دارد و از آن دفاع می‌كند.

جنبه دیگر رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تدبیر و زمان‌شناسی است. زمان‌شناسی یعنی آشنایی با مردم زمان و تمیز دوست و دشمن. ما در طول این مدت دیدیم كه خداوند ذخیره بزرگی برای اسلام و انقلاب نگه داشته است و در میان فقهای عظام كسی را نمی‌شناسیم كه اینقدر در مسایل دقت نظر، اطلاع عمیق، تسلط و حافظه كافی داشته باشد و در عرصه شناخت دوست و دشمن و تصمیم‌گیری‌های سریع و مراقبت از همه بخش‌ها كارآمد باشد.

زمانی كه شما تصدی قوه قضاییه را داشتید ارتباط شما با مقام معظم رهبری چگونه بود و تدابیر رهبری بواسطه بروز برخی از مشكلات در این قوه چگونه چاره‌ساز بود؟

زمانی كه من ریاست قوه را بدست گرفتم به مقام معظم رهبری  عرض كردم كه من در دوره حضرت امام، به مبانی ایشان عمل می‌كردم و هر وقت دچار مشكل می‌شدم می‌پرسیدم. در حال حاضر آیا همیشه باید در مورد اداره امور از شما پرس‌و‌جو كنم. ایشان تبسمی كردند و گفتند همان گونه كه در زمان امام عمل می‌كردید به همان شیوه رفتار كنید. من هم همین روش را ادامه دادم. در روند جاری، مبانی ایشان را رعایت می‌كردم و خوشبختانه طولی نكشید كه ایشان بسیاری از امور را به من واگذار كردند. مثلا قصاص كه حق‌الناس است و به حكومت اختصاص دارد، توسط مقام معظم رهبری به من واگذار شد. تعدادی از مسائل فقهی كه امروز در دست عمل هست و آن روز مبهم بود، در همان جلسه فقهی مورد بحث قرار گرفت و نتایج  خوبی حاصل شد از جمله مسئله دیه، ضرب سكه و ... و مواردی از این دست بسیار بوده كه با تدبیر ایشان ما موفق به حل مشكلات بسیاری در قوه قضاییه  شدیم.




برچسب ها: در گفتگو با آیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌ فقاهت، ‌ مرجعیت و ولایت، بصیرت و صیر،
ارسال توسط سین.راد
آرشیو مطالب
نظر سنجی
من چقدر باحالم؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar