تبلیغات
بصیرت و صبر - در اندیشه‌های مقام معظم رهبری ‌آرمانگرایی واقع‌بینانه‌

در اندیشه‌های مقام معظم رهبری‌
آرمانگرایی واقع‌بینانه‌
از بنده خواسته شده كه مطلبی را پیرامون شخصیت و اندیشه‌های مقام معظم رهبری بنویسم. فرصت مغتنمی است تا آنچه را كه مدتهاست در ذهن دارم و احساس می‌كنم بیان آن و توجه محافل علمی ما به آن لازم است ارائه كنم.

در اندیشه‌های مقام معظم رهبری‌
آرمانگرایی واقع‌بینانه‌
 
از بنده خواسته شده كه مطلبی را پیرامون شخصیت و اندیشه‌های مقام معظم رهبری بنویسم. فرصت مغتنمی است تا آنچه را كه مدتهاست در ذهن دارم و احساس می‌كنم بیان آن و توجه محافل علمی ما به آن لازم است ارائه كنم.

در اواخر عمر پربار و گرانمایه حضرت امام (ره) آنچه در بین همه نیروهای انقلاب نگرانی‌ ایجاد می‌كرد، شرایط و اوضاع پس از رحلت امام (ره) بود. همگان دلشوره‌ این را داشتند كه چه كسی جایگزین عظمت، ابهت و شخصیت و فكر و رهبری تابناك و درخشان حضرت امام (ره) خواهد شد و كشتی انقلاب پس از ایشان رو به كدام سو خواهد داشت.

بی‌گمان رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی حادثه‌ای سخت تكان‌دهنده و جانفرسا بود. اما آنچه سبب شد این ضایعه بزرگ و نفس‌گیر و این تلاطم عظیم در دل و جان مردم ایران به آرامش و طمأنینه بدل شود، انتخاب عمیقاً هوشمندانه و به واقع تاریخ‌سازی بود كه توسط مجلس خبرگان در آن برهه حساس صورت گرفت.

اكنون پس از گذشت نزدیك به 20 سال از آن زمان آنچه آشكار است رهبری مدبرانه، اندیشه ژرف و همه‌جانبه‌گر، شخصیت متین و صبور همراه با ایمان، علم، یقین و قاطعیت رهبر فرزانه‌انقلاب بوده كه نظام جمهوری اسلامی را از گیرودار حوادث مختلفی كه هر كدام می‌توانست یك نظام سیاسی مستحكم را به شكست و ناكامی بكشاند، عبور داده و افق‌های روشن آینده را پیش ‌رو‌ی نظام مقدس جمهوری اسلامی و تحقق آرمان‌های انقلاب و امام بگشاید.

رهبر معظم انقلاب اسلامی واجد شخصیتی چندبعدی و برجسته هستند. فقیهی زمان‌شناس و آینده‌نگر، سیاست‌مداری اخلاق‌محور و هوشمند، مدیری توانمند و اندیشمندی فرزانه ...

به نظر بنده در میان این گستره وسیع و فراخ از خصلت‌های شخصیتی رهبر معظم انقلاب بیش از هر چیز خصایص اندیشه‌ای و ویژگی‌های ایده ‌پردازانه‌ ایشان مورد غفلت واقع شده است. در واقع آن چه دردناك است و مایه دغدغه و بعضاً موجب شرمساری این است كه شخصیت اندیشمند و ابعاد گوناگون اندیشه‌های ایشان بعضاً به شیوه‌ای خودخواهانه و نفع‌جویانه و به منظور تأمین مصالح فردی و حزبی نادیده گرفته شده یا مورد تمسك سطحی ، شعاری و ابزاری قرار گرفته است.

موارد بسیاری را می‌توان مثال زد كه رهبر معظم انقلاب طرح نویی درافكنده‌اند و بحث تازه‌ای را افتتاح نموده‌اند كه می‌توانسته دستمایه‌ای برای ایده‌پردازی‌های كلان و كاربردی قرار گیرد اما در عمل رویكردهایی از جنس آنچه در بالا آمد، سبب می‌شود كه چنین اتفاقی نیفتد و فرصت به دست آمده به شیوه‌ای مؤثر و كارآمد مورد بهره‌برداری قرار نگیرد.

از این روی بی‌راهه نیست اگر ادعا كنیم كه بعد اندیشه‌ای و خصلت‌های فكری رهبر معظم انقلاب مظلوم‌ترین بخش از ابعاد شخصیتی ایشان است و بیش‌ترین بی‌مهری را به خود دیده است. در حالی‌كه توجه شایسته به اندیشه‌ها و ایده‌‌پردازی‌های ایشان می‌توانست قابلیت‌های جدیدی برای حل معضلات و مشكلات جامعه فراهم آورد.

علاوه بر رویكردهای سیاسی، سطحی، شعاری و ابزاری به اندیشه‌های ایشان، آنچه آشكار است و موجب عدم بسط مناسب اندیشه‌‌های رهبر معظم انقلاب شده، فقدان نگاه‌های روشمند، منظم و دقیق به اندیشه‌های ایشان است.

در رابطه با این ضعف روش‌شناختی بنده نكاتی به ذهنم می‌رسد كه ارائه می‌كنم و معتقدم وظیفه پژوهشگران و اندیشمندان و دلدادگان نظام و انقلاب است كه با بسط این روشمندیهای درست، در صدد واكاوی بیشتر اندیشه‌های ایشان برآیند.

نكته اول و مهم این است كه باید اندیشه‌های رهبری در درون یك مجموعه و منظومه منسجم، به هم پیوسته با اركان و ابعاد مشخص و در ارتباط معنی دار با هم مورد مطالعه قرار گیرد. در این صورت است كه ارتباط مفاهیم مختلف با همدیگر و نسبت و رابطه آنها مشخص می‌شود. اگر مفاهیم و ایده‌هایی كه ایشان ارائه می‌كنند در ارتباط با سایر ایده‌ها سنجیده نشود، آن عمق و اثربخشی كه مورد نیاز است، حاصل نخواهد شد. در درون این منظومه است كه مفاهیم همدیگر را تكمیل می‌كنند، بعضی از مفاهیم و ایده‌ها، ایده‌های دیگر را توضیح می‌دهند و یا عمق می‌بخشند.

نكته دوم در فهم اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب، توجه و تأمل در ماهیت جمهوری اسلامی است. اگر ما درك درستی از ماهیت و محتوای جمهوری اسلامی نداشته باشیم، اندیشه‌های كسی را كه تلاش می‌كند در جهت پیشبرد و بسط و شكوفایی این نظام، استراتژی و ایده‌ها و مفاهیم لازم را تولید كند، درك نخواهیم كرد.

در تلاش برای درك ماهیت اصلی جمهوری اسلامی باید به این مهم توجه كنیم كه اصولاً و در بدو امر، جمهوری اسلامی یك نظام نوبنیاد و بدون الگوست و نه در جهان امروز و نه در گذشته، هیچگونه الگو و بدیلی ندارد. این نظام كه خود را در عبارت جمهوری اسلامی نیز مشخص می‌كند از یك طرف خود را نظامی برآمده از اسلام و معارف عظیم آن دانسته و از سالهای صدر اسلام و حكومت نبوی وعلوی هم الهام می‌گیرد و خود را در برابر این مبانی و ریشه‌ها و آن تجربه‌‌ها متعهد می‌داند و از سوی دیگر به سبب حضور و لزوم رشد و بالندگی در جهان كنونی، از ویژگی‌های تمدنی جدید بهره برده و مختصات دنیای نو و مقتضیات زمانه و تحولات بشری را در همه ابعاد فكری و عینی در اندیشه‌ و عمل خود لحاظ می‌كند. اندیشه مقام معظم رهبری به عنوان معیار و مبنای فكری نظام اسلامی بخوبی این جامعیت و چند بعدی نگری را در خود آشكار می‌سازد. تأكید فراوان ایشان بر ارزش‌گرایی و عقلانیت همراه با اعتدال و میانه‌روی و یا تأكید ایشان بر جنبش نرم‌افزاری، بهره‌گیری از اندیشه‌های دیگران در عین عدم تقلید و توجه به نوآوری یا نفی اصولگرایی یكجانبه و هشدار به اصولگرایان برای لحاظ كردن تحول، تحرك و پیشرفت و پویایی و نفی اصلاح‌طلبی بدون اصول و توجه دادن به مبانی انقلاب و نظام در اصلاح‌طلبی و تأكید ایشان بر مردم‌سالاری دینی، از این سنخ اندیشه‌هاست كه صرفاً با درك ماهیت نظام جمهوری اسلامی قابل درك است.

نكته سوم در درك اندیشه‌های رهبری، توجه به این نكته است كه ایشان درك عمیق و كاملی از اندیشه‌ها و آرمان‌های امام دارند و سعی بلیغ دارند كه نظام جمهوری اسلامی پس از حضرت امام (ره)، كاملاً در راستای اندیشه‌ها و آرمان‌های امام (ره) تداوم داشته باشد.

حال اگر با درك این روشمندی‌ها به اندیشه‌های مقام معظم رهبری نگاهی بیافكنیم چه حاصل خواهد آمد.

آرمانگرایی واقع بینانه‌

رویكرد مقام معظم رهبری نسبت به مسائل گوناگون را می‌توان تحت عنوان كلی «آرمان‌گرایی واقع‌بینانه» درك و تبیین نمود.

رهبر معظم انقلاب از یك سوی در همه حوزه‌ها، ذره‌ای از آرمان‌های اصیل اسلامی و انقلابی كوتاه نمی‌آیند و از سوی دیگر این آرمان‌ها را در حوزه واقعیت‌ها و با توجه و شناخت دقیق واقعیت‌های عینی، به شیوه‌ای عقلانی و معتدل پی‌گیری می‌كنند. درك این نكته در اندیشه‌های ایشان بسیار حیاتی است چرا كه نظام ما از سوی اندیشه‌ها و اعمال آرمان‌گرایانه غیرواقع‌بین و واقع‌گرایی غیرآرمانی، مورد تهدید است.

آرمانگرا اگر واقعیت‌ها را درك و فهم نكند با توجه به خصلت صلب و غیرمطلوب بسیاری از واقعیت‌ها در دام رویكرد غیرمنطقی و افراطی فرو می‌غلتد و واقع‌بینی اگر به واقع‌گرایی تبدیل شود و آرمان‌ها فراموش شوند، آنچه حاصل می‌شود انفعال و سازش با واقعیت‌ها و اندیشه و تصمیم و عمل در چارچوب تنگ این واقعیت‌ها خواهد بود.

در اینجا توجه به تمایزی كه میان واقع‌بینی و واقع‌نگری وجود دارد مهم است. بر این مبنا، مقام معظم رهبری واقع‌بین است نه واقع‌گرا.

واقع‌گرایی پذیرش و سازش با واقعیت‌‌هاست، تسلیم شرایط و وضعیت موجود شدن است و در موضعی انفعالی نسبت به وضع موجود تصمیم گرفتن و عمل كردن. اما در واقع‌بینی، شاهد نوع خاصی از حكمت هستیم. لحاظ كردن شرایط موقعیتی در تصمیم‌گیری‌ها در عین التزام به اصول اساسی و بنیادین كه به طور خلاصه می‌توان آن را تركیب شرایط نامعین با اصول معین دانست. نوع اندیشه‌ورزی مقام معظم رهبری بیشترین تقارن را با این تعریف دارد. نظام جمهوری اسلامی هم اگر ذره‌‌ای از آرمان‌گرایی واقع‌بینانه فاصله بگیرد دچار خسران خواهد شد.

دومین حاصلی كه از كاوش روشمند در اندیشه‌های رهبری حاصل می‌شود، درك انقلاب اسلامی به‌مثابه پویشی برای شكل دادن به تمدن ایرانی- اسلامی است.

در این نگاه، هدف از انقلاب اسلامی و شكل‌گیری نظام جمهوری اسلامی، سامان دادن و فراهم آوردن یك زندگی مادی و معنوی مؤمنانه و پیشرفته و توسعه‌یافته است و زندگی فردی و اجتماعی شكوفا مبتنی بر هویت اصیل اسلامی و ایرانی.

در راستای نیل به این تمدن اسلامی- ایرانی است كه مقام معظم رهبری بر پی‌گیری توسعه، تأكید وافر دارند و البته همیشه گوشزد می‌كنند كه این توسعه باید كاملاً مبتنی بر الگویی باشد كه مختص خود ماست و از الگوهای دیگر كشورها تقلید نشده باشد.

به‌زعم بنده دغدغه محوری ذهن مقام معظم رهبری در شرایط فعلی توسعه كشور است اما توسعه‌ای مبتنی بر هویت و ارزشهای دینی و ملی. توسعه‌ای كه برآمده از متن و بطن جامعه خودمان باشد و با شرایط و نیازهای مردم و كشور ما هماهنگ باشد.

این امر از یك طرف نشان از همان رویكرد آرمان‌گرایی واقع‌بینانه دارد و از طرف دیگر مبین درك عمیق ایشان از مفهوم توسعه است.

زمانی بود كه نظریه‌پردازان توسعه در غرب توصیه می‌كردند كشورهای دیگر از الگوهای غربی تبعیت كنند. از نظر آنان، راه توسعه یكی است و آن هم تبدیل شدن كشورهای توسعه‌یافته به شكل و شمایل كشورهای غربی است اما پس از تجربیات بسیار در حوزه نظر و عمل، اكنون بسیاری از این نظریه‌پردازان معتقدند كه هر كشوری باید الگوی خاص خودش را با توجه به ارزشها و نیازهایش تدوین نماید.

بهره‌گیری از تجربیات موفق و درست دیگران امری است كه كاملاً مورد تأیید رهبری است اما تقلید از الگوهای دیگران مورد نكوهش ایشان:

«ما دنبال چه نوع توسعه‌یی هستیم؟ این نكته اساسی، در بحثهای اقتصادی و غیراقتصادی جاری است. كسانی دنبال این هستند كه حرفی را پرتاب كنند و ذهن مردم را از مسائل اصلی دور نگه دارند: مدل چینی، مدل ژاپنی، مدل فلان. مدل توسعه در جمهوری اسلامی، به اقتضای شرایط فرهنگی، تاریخی، مواریث و اعتقادات و ایمان این مردم، یك مدل كاملاً بومی و مختص به خود ملت ایران است؛ از هیچ‌جا نباید تقلید كرد؛ نه از بانك جهانی، نه از صندوق بین‌المللی پول، نه از فلان كشور چپ، نه از فلان كشور راست. هرجا اقتضایی دارد. فرق است بین استفاده كردن از تجربیات دیگران، با پیروی از مدلهای تحمیلی و القایی و غالباً هم منسوخ. بنده می‌بینم گاهی بعضی از شیوه‌هایی كه در زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی و غیره پیشنهاد می‌شود، از دیگران گرفته شده - فلان متفكر فرنگی این‌طوری گفته، فلان متفكر كجایی این‌طوری گفته - مثل این‌كه به آیات قرآن استناد می‌شود! خیلی از شیوه‌ها منسوخ است؛ سی سال پیش، چهل سال پیش، پنجاه سال پیش تجربه شده، بعد یك روش بهتر آورده‌اند؛ ولی ما الان می‌خواهیم از روش منسوخ آنها در آموزش و پرورش، در مسائل علمی، در كارهای دانشگاهی، در كارهای اقتصادی و در برنامه‌ریزی و بودجه‌بندی استفاده كنیم؛ نه، این درست نیست. از تجربه‌ها و دانشها باید استفاده كرد، اما الگو و شیوه و مدل را باید كاملاً بومی و خودی انتخاب كرد» (دیدار نمایندگان هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی،‌27 /3/83)

از دیدگاه ایشان اتكا بر توان و نیروی بومی منافاتی با استفاده از تجربیات دیگران در این زمینه ندارد:

«تمدّن واقعی برای مردم ما تمدّن ایرانی است؛ تمدنی است كه متعلّق به خود ماست؛ از استعدادهای ما جوشیده وبا شرایط زندگی ما در هم آمیخته و چفت شده است.

راه حلّ حقیقی، راه حلّ بومی است. باید بذر سالمِ خودمان را بپاشیم و مراقبت كنیم تا سبز شود؛ دنبال تقلید از این و آن نباشیم؛ دنبال سخن گفتن با زبان و لغت بیگانه و عاریه گرفتن از تجربه‌های دست چندم آنها نباشیم. نه این‌كه از فرآورده‌های علمی دیگران بهره نبریم؛ چرا،صددرصد معتقدم كه باید از همه تجربه‌های علمیِ بشری بهره برد. پنجره‌ها را نمی‌بندیم؛ هركس كه در دنیا كار خوبی كرده، آن را انتخاب می‌كنیم.» (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جوانان و فرهنگیان در مصلّای رشت، 12 /2/80)

برای جمع بین توسعه بومی و بهره‌گیری از تجربیات دیگران، آنچه مورد نیاز است تقویت روحیه خودباوری و امید بر آینده است: «استعدادها را باید پرورش بدهیم. همه كس - چه اهل علم، چه اهل تكنولوژی، چه اه ل ابتكار، چه اهل مسائل فنی در هر سطحی - باید احساس بكنند كه بار سازندگی كشور بر دوش آنهاست. ما خودمان باید كشور را بسازیم؛ كسی كشور را برای ما آن‌چنان كه مورد نیاز ماست، نخواهد ساخت. ما خودمان هستیم كه خانه خودمان را برطبق نیازهای خودمان می‌سازیم .»  (دیدار مردمی، 12/9/70)

با توجه به این محورها به نظر، توسعه‌گرایی مقام معظم رهبری دارای چهارركن اصلی است:

1- بهره‌گیری از تجارب دیگران در عین نفی تقلید:

توسعه نمی‌تواند در خلا و در شرایطی فارغ از تأمل و تدبر در تجارب دیگران رخ دهد. از این روی نگاه تیزبینانه، تحلیلی و موشكافانه به تجربیات دیگران از جمله اصلی‌ترین خصایص هر فرایندی است كه رویكرد به توسعه در آن مورد تأكید است. با این حال چنین نگاهی باید بسیار فراتر از رویكرد تقلیدی به سطح شناختی تحقیقی، عمق بیابد و عملاً از منظری تجربه‌‌اندوزانه و نه مقلدانه رخ دهد.

2- بنیان نهادن توسعه بر بستر و بر مبنای هویت، ارزش‌ها و آرمان‌های دینی و ملی

همگان بر این نكته اذعان دارند كه توسعه در كلیت خود امری خنثی و فارغ از آرمان‌ نیست. از این‌روی است كه مقام معظم رهبری بر عدم تقلید تأكید دارند چرا كه در دل الگوهای توسعه دیگران، هویت،‌ ارزش‌ها و آرمان‌های دیگران نهفته است كه برای جامعه ما مطلوبیتی ندارند و احیاناً در خیلی جاها با آرمان‌های انقلاب اسلامی تفاوت یا حتی تقابل دارند.

ایده محوری انقلاب اسلامی این بود كه با تمسك به ارزشهای دینی و اعتقادی، امكان درانداختن طرحی نو برای توسعه كشور وجود دارد كه شكوفایی و پیشرفت مادی و اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با معنویت، اخلاق و اعتقادات دینی عجین باشد و در واقع، پیشرفت‌های مادی بر بستر ارزش‌های دینی و ملی بروید. لذا در طراحی الگوی توسعه، كم‌توجهی به ارزش‌ها و آرمان‌های دینی و ملی، كوتاه آمدن از ایده محوری انقلاب اسلامی است.

3- توسعه همراه با عدالت‌

در غرب با شكست رویكردهای ماركسیستی و با به حاشیه‌ رانده شدن اندیشه‌های سوسیالیستی و تفوق لیبرالیسم، اندیشه عدالت اجتماعی در عزلت و انزوا قرار گرفته و مورد كم‌توجهی واقع شده است. در غرب و الگوهای غربی همراه كردن عدالت با توسعه، اصالتی ندارد و هدف محوری و مهم به حساب نمی‌آید. نظام ما به سبب بنیان‌های اعتقادی خود نمی‌تواند نسبت به عدالت بی‌تفاوت باشد. از این روی است كه مقام معظم رهبری همیشه تأكید دارند كه توسعه باید همراه عدالت باشد.

«ما در زمینه همه فعالیت‌های‌گوناگون اقتصادی و تولیدی كشور و حواشی آن، باید توجه كنیم كه ما هم توسعه محوریم، هم عدالت محور، ما طبق برخی از سیاستهایی كه امروز در دنیا رایج است و طرفداران زیادی هم دارد، نیستیم كه صرفاً به رشد تولیدات و رشد ثروت در كشور فكر كنیم و به عدالت در كنار آن فكر نكنیم، نه، این منطق ما نیست.

نوآوری نظام ما همین است كه می‌خواهیم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادی در كنار هم داشته باشیم و اینها با هم متنافی نیستند. ما دیدگاهی كه تصور كند اینها با هم نمی‌سازند و یا باید این را انتخاب كرد یا آن‌را، قبول نداریم. این نكته باید در همه موارد هم در كاهش حجم دولت، هم در مسأله خصوصی‌سازی، هم در نگاه كلی به مسائل اقتصادی و هم در تقسیم منابع میان بخش خصوصی و بخش تعاونی و بخش دولتی رعایت شود» (دیدار با رییس‌جمهور و اعضای هیأت دولت، 4/6/83)

«بعضی این طور تصور می‌كردند- شاید حالا هم تصور كنند- كه ما بایستی دوره‌ای را صرف رشد و توسعه كنیم و وقتی كه به آن نقطه مطلوب رسیدیم، به تأمین عدالت اجتماعی می‌پردازیم. این فكر اسلامی نیست. «عدالت» هدف است و رشد و توسعه مقدمه عدالت است» (دیدار با رییس‌جمهور و هیأت وزیران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت، 8/6/74)

4- سرعت در توسعه:

مقام معظم رهبری با اشراف به وضعیت و جایگاه كشور ما در توسعه و عنایت به عقب‌ماندگی‌های تارخی كشور در این حوزه، بر اعتماد به نفس ملی، عزم ملی و نوآوری در توسعه تأكید دارند .

ایشان تأكید دارند كه با توجه به ظرفیت‌ها و قابلیت‌های بالای كشور در همه حوزه‌ها، معتقدند ما می‌توانیم راهی را كه دیگران در مدت طولانی طی كرده‌اند، در مدت كوتاهی سپری كنیم و توسعه‌‌ی كشور را سامان ببخشیم.
حال با توجه به درك محوریت توسعه در ذهن و اندیشه مقام معظم رهبری، مفاهیم و ایده‌پردازی‌های ایشان معنای عمیق‌تری پیدا می‌كند. با تفطن به این بحث آشكار می‌شود كه در واقع ایشان برای توسعه كشور در صدد طرح مفاهیم مورد نیاز هستند. مفاهیمی چون اعتماد به نفس ملی، عزم ملی، نیاز ما به سه عین (عقل، علم، عزم)، انضباط اجتماعی و روحیه كار، نهضت آزاداندیشی و تولید علم تأكید بر سند چشم‌انداز 20 ساله، لزوم اتخاذ رویكردهای اقتصادی در اداره كشور، طرح مفهوم كارآمدی در حوزه‌های مختلف به خصوص اقتصاد، مهندسی فرهنگی، امید، همبستگی ملی، مشاركت اجتماعی، اتحاد ملی، انسجام اسلامی، نوآوری و شكوفایی و بسیاری مفاهیمی دیگر در ارتباط با همدیگر معنا می‌یابند و همه با هم فضای توسعه كشور را فراهم می‌سازند. از این زاویه است كه مقام معظم رهبری با طرح مفاهیم معنوی و دینی بعد ارزشی و اعتقادی توسعه را شكل می‌دهند، طرح مفاهیمی چون سال امام علی‌(ع)، سال پیامبر و ... نشان می‌دهد كه چگونه مفاهیمی از سنخ توسعه با مباحث معنوی پیوند می‌خورند و چگونه معنویت، اساس توسعه قرار می‌گیرد.

هدایتگری جریانهای اجتماعی و سیاسی‌

یكی از ویژگیهای كم‌نظیر مقام معظم رهبری در حوزه اندیشه كه در تداوم شیوه رهبری حضرت امام‌(ره) بروز می كند، این است كه ایشان اندیشه‌های نو و مفاهیم جدید را در همراهی با جامعه و به مرور زمان با توجه به آماده‌سازی بسترهای لازم در درون گروههای اجتماعی و سیاسی مطرح می‌سازند و این از خصلت‌های یك رهبر ژرف‌نگر و دوراندیش است.

این بدین معناست كه ایشان مفاهیم اجتماعی و سیاسی را به یكباره و بدون مقدمه چینی و آماده‌سازی بسترهای لازم بیان نمی‌كنند و اجازه می‌دهند كه جامعه به مرور با این مفاهیم خو بگیرند و با ایشان همراه شوند.
علاوه بر این، ایشان تلاش دارند كه جامعه در حوزه‌های مختلف مسیر بلوغ را خود طی كنند و ایشان صرفاً از منظر هدایتگری و رهبری در این مباحث حضور می‌یابند.

مثال عینی این ویژگی اندیشه‌ای، برخوردی است كه ایشان با گروه‌های مختلف سیاسی داشته‌اند. آن زمانی كه جریانی به نام اصلاح‌طلبی در كشور شكل گرفت و گروهی مفاهیمی را در قالب و در ذیل ایده اصلاح‌طلبی طرح كردند، گروه‌هایی از جامعه این ایده را مغایر با آرمان‌های انقلاب و ارزش‌های نظام قلمداد كردند ولی مقام معظم رهبری در عین تأیید اصلاح‌طلبی و تأكید بر اهمیت و ضرورت اصلاح طلبی، درصدد هدایت این فكر در مسیر درست بر آمدند و به ایده‌پردازی پرداختند:

 «امروزه یكی از واژه‌های رایج، واژه «اصلاح طلبی» است. من در نماز جمعه هم گفتم، بارها هم تكرار كرده‌ام؛ بنده معتقدم اصلاح طلبی جزو ذات انقلاب است. اصلاً انقلاب، یعنی یك حركت بزرگ و روبه جلو، كه این حركت هرگز ایستایی ندارد و به طور دائم پیشرونده است. این پیشروندگی یعنی همان اصلاح طلبی.» (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان واساتید دانشگاه صنعتی امیر كبیر، 9/12/79)

ایشان علاوه بر تأیید رویكرد اصلاح طلبانه درصدد برآمدند تا از منظر هدایت‌گری مؤلفه‌های لازم برای تدوین یك اندیشه اصلاح‌طلبی اصیل را طرح نمایند. ایشان فرمودند كه اصلاحات باید ضابطه‌مند باشد، نسبت آن با قانون اساسی و آرمانهای امام و انقلاب باید مشخص گردد، سرعت اصلاحات در حوزه‌های مختلف اهمیت دارد و بسیاری توصیه‌های دیگر در زمینه اصلاح‌طلبی كه می‌توانست نقشی اساسی در هدایت اندیشه اصلاح طلبی در مسیر درست ایفا نماید.

ایشان در جایی فرمودند كه اصلاحات باید تعریف درست و معین و شفافی داشته باشد و پس از آن خود ایشان تعریفی از اصلاحات ارائه كردند و فرمودند اصلاحات یعنی مبارزه با فقر، فساد و تبعیض. این بیان، از جمله مصادیق مظلومیت اندیشه ایشان است.

گروه اصلاح‌طلبان، به دلایل سیاسی این بحث را بایكوت كردند و تلاش نمودند هرگز در تعریف اصلاحات از مفاهیم مبارزه با فقر و فساد و تبعیض بهره‌ای نگیرند.

برخی كسان دیگری كه بعداً اصولگرا نام گرفتند و مدعی اطاعت از رهبری بودند و هستند برخورد سطحی، شعاری و احساسی و احیاناً ابزاری با این تعریف داشتند و كمتر به عمق و اساس علمی آن پرداختند.

با این دو رویكرد معیوب بود كه این ایده راهگشا نتوانست ظرفیت‌های خود را در حل مسائل كشور بروز دهد. به روش علمی، معقول و واقع‌بینانه می‌توان نشان داد كه «فقر و فساد و تبعیض» قابلیت توضیح همه مسائل و مشكلات ما در حوزه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی،‌ اقتصادی و سیاسی و اداری را دارند و تدوین برنامه‌های علمی و درست برای رفع مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، دامنه گسترده‌ای از اصلاحات در همه حوزه‌ها را در بر می‌گیرد. مبارزه با فقر، در محافل علمی و اجرایی دنیا، ادبیات گسترده و غنی دارد و ابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی را در بر می‌گیرد. شما باید برای مبارزه با فقر، روندهای اقتصادی، ساختارهای معیوب سازمان تولید و مصرف در كشور، و بسیاری حوزه‌های دیگر را اصلاح كنید. فساد هم صرفاً فساد اقتصادی نیست بلكه فساد سیاسی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی، حوزه‌های دیگر فساد است كه برای مبارزه با این ابعاد، باید برنامه‌های وسیع و گسترده‌ای اصلاحی تدوین گردد. تبعیض سیاسی، قضایی، جنسی، منطقه‌ای، قومیتی و حوزه‌های دیگر اجتماعی نیاز به اصلاحات عمیق و كارساز دارد.

به نظر بنده بسیار بعید است كه مشكلی در كشور وجود داشته باشد و ذیل این سه معضل اساسی مورد نظر مقام معظم رهبری نگنجد. اینجاست كه آشكار می شود كه منظور ایشان از اصلاحات به‌مثابه مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، اصلاحاتی همه‌جانبه، گسترده و عمیق است. اما برخورد سطحی و شعاری با این مفاهیم باعث شد كه مبارزه با فقر صرفاً در حد توزیع پول محدود گردد. مبارزه با فساد، در حد شعار و مچ‌‌‌گیری‌ها و افشاگری‌های آنچنانی باقی بماند و هرگز به اصلاح رویه‌ها، ساختارها و مناسبات و روابط فسادزا گسترش پیدا نكند. برای تبعیض هم كه هیچ برنامه منظم و مدون و معقولی ارائه نشده است.

پس از رواج اصلاح‌طلبی، جریانی موسوم به اصولگرایی در حوزه‌های مختلف مطرح شد. مقام معظم رهبری در طرح مفهوم اصولگرایی هم به هدایتگری پرداختند و تلاش نمودند اندیشه اصولگرایی را غنی‌تر سازند و در جهت تعمیق آن و هدایت اصولگرایان در مسیر درست، ایده‌‌های جدیدی را ارائه نمایند.

ایشان ابعاد مختلف اصولگرایی و مؤلفه‌های محوری آن را توضیح دادند و اندیشه اصولگرایی را ستودند اما به این نكته هم توجه دادند كه نباید مفهوم اصولگرایی محدودنگر و تنگ‌نظرانه باشد و دایره طرفداران اندیشه اصولگرایی محدود گردد:

«اصولگرایی به حرف نیست. اصولگرایی در مقابل نحله‌های سیاسی رایج كشور هم نیست. این غلط است كه ما كشور یا فعالان سیاسی را به اصولگرا و اصلاح‌طلب تقسیم كنیم: اصولگرا و فلان؛ نه اصولگرایی متعلق به همه كسانی است كه به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست می‌دارند؛ حال اسمشان هر چه باشد» (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهوری اسلامی، 29/3/85)

رهبر معظم انقلاب در ادامه همان بینش منظومه‌ای و در راستای هدایتگری جریانهای سیاسی به آرمان‌های انقلاب، هنگامی‌كه فضا را برای ارائه ابتكاری جدید و نوآورانه آماده می‌بینند با نفی دوگانه انگاری‌های تصنعی و مرزبندی‌های نادرست میان نیروهای انقلاب، به ترسیم افق‌های جدید برای آینده نظام می‌پردازند. این افق جدید یكی دیگر از همان ابعاد مغفول مانده و مظلوم اندیشه رهبری است كه عمق و ابعاد آن مورد توجه جدی قرار نگرفته است.

مقام معظم رهبری وقتی احساس كردند كه از یك طرف مفاهیم اصولگرایی و اصلاح‌طلبی به باروری و بلوغ خوبی رسیده‌اند و از طرف دیگر اتفاقی رخ داده كه این دو مفهوم در برابر هم و متفاوت و متقابل با هم تعریف شده‌اند و گروه‌های مختلف تلاش می‌كنند اگر اصولگرا هستند از مفاهیم اصلاح‌طلبی بهر‌ه‌ای نگیرند و اصلاح‌طلبان از توجه به مفاهیم و مؤلفه‌های فكر اصولگرایی ابا دارند لذا با طرح مفهوم «اصولگرایی اصلاح‌طلبانه» هم این دوگانگی را شكستند و هم این نكته مهم را گوشزد كردند كه اصولگرایی بدون اصلاح‌طلبی و توجه به ارزش‌ها و اصول اسلام و انقلاب با كم‌توجهی به پویایی و پیشرفت و تحول زمانه ممكن است جمود فكری و عقب ماندگی عملی ایجاد كند و پیشرفت و نوآوری و اصلاح‌طلبی بدون اصولگرایی یعنی عطف توجه به تحول و تغییر و پیشرفت بدون عنایت كافی به چارچوب‌ها و مبانی این تحول، امكان دارد ما را از مسیر اصلی منحرف كند و پیشرفت و تحولی هم كه فراهم می‌آید تحولی معیوب و مشكل‌ساز خواهد بود:

«بنده دعوای اصلاح‌طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم‌بندی را غلط می‌دانم. نقطه مقابل اصولگرا، اصلاح‌طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح‌طلب، اصولگرا نیست. نقطه مقابل اصولگرا، آدم بی‌اصول و لاابالی است؛ آدمی كه به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یك روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب می‌كند كه بشدت ضد سرمایه‌گذاری و سرمایه‌داری حركت كند، یك روز هم منافع‌اش یا فضا ایجاب می‌كند كه طرفدار سرسخت سرمایه‌داری شود؛ حتّی به شكل وابسته و نابابش! نقطه مقابل اصلاح‌طلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاح‌طلبم؛ اصول متین و متقنی كه از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روش‌ها به صورت روزبه‌روز و نوبه‌نو... ما باید روش‌ها را اصلاح كنیم. در روش‌ها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهی به مرحله‌ای می‌رسیم كه امروز دیگر جواب نمی‌دهد؛ باید مرحله دیگری را شروع كنیم. حفظ اصول و اصلاح روش‌ها، معنای اصلاح‌طلبی است.» (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان كرمان، 19/2./84)

اعتقاد و التزام كامل به مردم سالاری دینی‌

رهبر معظم انقلاب اندیشه‌های پیشرو و راهبرنده برای هدایت جامعه ارائه می‌كنند اما همه اینها را در چارچوب «مردمسالاری دینی» و در ارتباط متقابل با جامعه و مردم طرح كرده و پیش می‌برند و  به ظرفیت‌ها، علایق و جهت‌هایی كه از روند مردم‌سالاری دینی برای اداره كشور در حوزه‌های مختلف حاصل می‌شود، توجه دارند و به گونه‌ای نیست كه بدون توجه به آمادگی‌های جامعه، یك مسئله را به یكباره طرح و پیگیری نمایند.

آنگاه كه جامعه را آماده می‌بینند اندیشه و ایده‌ای را طرح می‌كنند و هر چقدر كه جامعه و مردم و گروه‌های فكری و سیاسی از این ایده‌ها استقبال و در پیگیری آن تلاش می‌كنند این ایده‌ها را بسط بیشتری می‌دهند. موارد متعددی می‌توان نشان داد كه به جای اینكه یك اندیشه را به یكباره ارائه كنند در طول زمان و به مرور آن را طرح می‌نمایند.

ایشان در انتخابات مختلف پس از طی مراحل قانونی، آنچه را كه مورد انتخاب مردم باشند،می‌پذیرند و البته درصدد هدایت جریان و فكر و شخص یا گروهی كه در انتخابات برگزیده می‌شوند، برمی‌آیند و اگر هم انحراف یا اشكال اساسی در موارد اداره نهادهای مورد انتخاب مردم ببینند به نسبت عمق و گستره این انحراف یا اشكال، عكس‌العمل لازم را نشان می‌دهند. ولی كاملاً به مردم سالاری دینی التزام دارند و این امر را هم به صورت نظری و هم عملی رعایت می‌فرمایند.

در عرصه عمل، احتیاط كامل دارند كه رای و نظر ایشان آشكار نشود و اجازه‌ می‌دهند خود مردم با تشخیص خود، انتخاب مورد نظرشان را انجام دهند و ایشان صرفاً به مؤلفه‌ها و شاخصه‌های انتخاب درست اشاره می‌نمایند. در عرصه نظر هم با جریانی كه مورد انتخاب مردم واقع می‌شود، همراهی هدایتگرانه پیشه می‌كنند.

نگاه فرهنگ‌محور به سیاست،‌ اقتصاد و همه امور

انقلاب اسلامی یك انقلاب فرهنگی بود و تحول و رشد و تربیت فرهنگی مردم باعث پیروزی انقلاب شد. رهبر كبیر انقلاب (ره) فرهنگ را زیر بنای تحول بشر در همه حوزه‌ها و اصلاح فرهنگی را مبنای همه اصلاحات می‌دانست.

هدف اصلی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، تربیت انسان و ایجاد محیطی مناسب برای رشد مادی و معنوی اوست و مسلماً نیل به این هدف تنها با نگاهی فرهنگی امكان‌پذیر است.

با توجه به این موضوع و در درك منظومه‌وار اندیشه رهبر معظم انقلاب، فرهنگ زیربناست. نگاه فرهنگی به امور مختلف اقتصادی، سیاسی، بین‌المللی، نقطه برجسته و متمایز نگاه ایشان است. ایشان  بر مبنای فرهنگ سایر حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی بین‌المللی را مورد تحلیل قرار می‌دهند و ثمره شیرین نگاه فرهنگی به امور مختلف چیزی است كه پژوهشگران ما می‌توانند با كاوش بیشتر در اندیشه‌های رهبری آن را آشكار سازند:

«آرمان اصلی  ملت ایران رسیدن به جامعه‌ای رشید، موحد، پرنشاط، پرامید، عدالت‌طلب دارای اعتماد ‌به نفس، پركار، پیشرو، پیشرفته، دارای توكل و برخوردار از روح ایثار و گذشت است و «فرهنگ» مهمترین عامل دستیابی به این هدف والاست....

فرهنگ عمومی علاوه بر رفتارهای فردی و اجتماعی در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های حكومتی نیز كاملاً مؤثر است و به همین علت باید آن را به شكلی صحیح، تبیین و پیگیری كرد.» (دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با رهبر معظم انقلاب، 17/09/86)

ایشان پس از آنكه رهنمودهای كلان و خرد خود را در حوزه فرهنگ و آسیب‌شناسی مسائل و نهادهای فرهنگی و تبیین فرهنگ به عنوان زیربنای همه امور ارائه می‌كنند، نهایتاً مفهوم محوری «مهندسی فرهنگی» را برای سامان دادن فرهنگ به عنوان بنیان همه امور و اساس همه تحولات و پیشرفت‌های كشور طرح می‌نمایند، جهت‌های اصلی مهندسی فرهنگی را معین می‌فرمایند و از نهادهای مسئول، پژوهشگران و صاحبنظران می‌خواهند كه این جهت‌های اصلی را بسط دهند و تعمیق ببخشند:

«فرهنگ یك سیستم است و دارای انواع و اجزایی است و مهندسی فرهنگ به عنوان یك مهندسی سیستم باید انجام پذیرد. فرهنگ یك جامعه، اساس هویت آن جامعه است. فرهنگ كه می‌گوییم اعم از مظاهر فرهنگی- مانند زبان و خط و امثال اینها و آنچه باطن و اصل تشكیل‌دهنده پیكره فرهنگ ملی است مثل: عقاید، آداب اجتماعی، مواریث ملی، خصلت‌های بومی و قومی. اینها اركان و مصالح تشكیل‌دهنده فرهنگ یك ملت است. فرهنگ دارای انواعی است و در مهندسی فرهنگ همه انواع فرهنگ باید مهندسی شوند. انواع فرهنگ عبارتند از: فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی، فرهنگ تخصصی، فرهنگ سازمانی، فرهنگ ملی.) (سال 1383)

در حوزه فرهنگ یك نگاه معتدل و معقول و با شناخت درست و عمیق از ماهیت فرهنگ و جامعه بر اندیشه رهبری حكمفرماست و ایشان همیشه در این حوزه (و البته همه حوزه‌های دیگر) بر میانه‌روی و یك مسیر معقول و آگاهانه تأكید دارند:

«ما نه معتقد به ولنگاری و رهاسازی هستیم كه به هرج و مرج خواهد انجامید، نه معتقد به سختگیری شدید، اما معتقد به نظارت، مدیریت، دقت در برنامه‌ریزی و شناخت درست از واقعیات هستیم.»

«ما نمی‌خواهیم با نگاهی افراطی به مقوله فرهنگ نگاه كنیم. بایستی نگاه معقول اسلامی را ملاك قرارداد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطی كه معارف و الگوهای اسلامی به ما نشان می‌دهد، تنظیم كرد. برخورد افراطی از دو سو امكان‌پذیر است و تصور می‌شود: یكی از این طرف كه مقوله فرهنگ را مقوله‌ای غیرقابل اداره و غیرقابل مدیریت بدانیم، مقوله‌‌یی رها و خودرو كه نباید سر به سرش گذاشت و وارد آن شد. متأسفانه این تفكر در جاهایی است و عده‌یی طرفدار رها كردن و بی‌اعتنایی كردن و بی‌نظارتی در امر فرهنگ هستند. این تفكر، تفكر درستی نیست و افراطی است. در مقابل، تفكر افراطی دیگری وجود دارد كه آن سختگیری خشن و نظارت كنترل‌آمیز بسیار دقیق است. این تفكر هم به همان اندازه غلط است. نه می‌شود فرهنگ را رها كرد كه هر چه پیش آمد پیش بیاید نه می‌شود آن طور سخت‌گیری‌های غلطی را كه نه ممكن است و نه مفید، الگو قرار داد.» (سال 1383)

محوریت عدالت در منظومه اندیشه رهبری‌

علاوه بر آنچه پیرامون محوریت،‌ عدالت در توسعه و جایگاه آن در اندیشه رهبری گفته شد نگاه عدالت محور به همه امور اجتماعی از خصیصه‌های اصلی اندیشه‌ مقام معظم رهبری است.

از دیدگاه مقام معظم رهبری، «عدالت»  به عنوان یكی از اركان اصلی اسلام و تشیع، والاترین جایگاه را در نظام اسلامی از آن خود می‌سازد. در نظام اسلامی هر مقوله‌ای تنها آن هنگام از اعتبار برخوردار است كه در راستای نیل به جامعه عادلانه و عدالت اجتماعی باشد. توسعه واقعی نیز تنها در این راستا امكان تعریف و توسیع می‌یابد:

«در یك نظام اجتماعی، عدل از همه چیزها بالاتر و با ارزشتر است. عدالت، هدف تشكیل نظامهای الهی و فرستادن پیامبران خداست. عدالت، از بین رفتن تبعیض و فقر و جهل و محرومیت و نادانیهای نفوذ و رسوب كرده و در اذهان بخشی از مردم در گوشه و كنار كشور، چیزهایی است كه باید انجام گیرد. ما اگر سازندگی را باز هم پیش ببریم، اما در جهت استقرار عدالت و از بین رفتن تبعیض و ایجاد برابری حقوق و احیای كرامت زن و مرد مسلمان فعالیتی نكنیم، موفقیتی به دست نیاورده‌ایم. موفقیت، آن وقتی است كه بتوانیم معنویت و دین و اخلاق و عدالت و معرفت و سواد و تواناییهای گوناگون را در میان جامعه مستقر كنیم». (در اجتماع بزرگ مردم اهواز، 18/12/75)
زندگی مسلمان وار و نیل به سعادت دنیوی و اخروی تنها آن هنگام میسر می‌شود كه عدالت سرلوحه كلیه امور جامعه قرار گیرد:

«حیات طیبه اسلامی، زندگی‌ای است كه در آن، راه رسیدن به معنویت و اهداف و سرمنزل‌های نهاییِ این راه، از زندگی دنیایی مردم عبور می‌كند. اسلام دنیای مردم را آباد می‌كند؛ منتها آبادی دنیا هدف نهایی نیست. هدف نهایی عبارت است از این كه انسان‌ها در زندگی دنیوی از معیشت شایسته و مناسب، از آسودگی و امنیت خاطر و از آزادی فكر و اندیشه برخوردار باشند و از این طریق به سمت تعالی و فتوح معنوی حركت كنند. حیات طیبه اسلامی شامل دنیا و آخرت- هر دو- است. مسئله این است كه زندگی دنیوی- كه به سمت اهداف الهی حركت می‌كند- باید زندگانی حقیقی و راستینِ عادلانه را برای مردم تأمین كند. در اسلام، عدالت مسئله بسیار مهمی است. ارزشی كه از نظر اسلام به هیچ‌وجه و در هیچ شرایطی مورد مناقشه قرار نمی‌گیرد، عدالت است. عدالت، هدف پیغمبران است؛ هدف انقلاب اسلامی هم بوده است. در سایه عدالت، زندگی مردم می‌تواند با رفاه و توسعه مادی به سمت اهداف معنوی هم حركت كند» (در دیدار با نخبگان استان كرمان، 18/2/84)

نكته بسیار مهم اینكه ایشان عدالت را در رابطه و پیوند عمیق با دو مفهوم دیگر معنا می‌كنند و به این امر مهم توجه می‌دهند كه اگر عدالت در پیوند این با این دو مفهوم نباشد، عدالت نیست و اشكالات اساسی ایجاد می‌شود:

«من می‌خواهم این نكته را هم عرض كنم كه اگر بخواهیم عدالت به معنای حقیقیِ خودش در جامعه تحقق پیدا كند، با دو مفهوم دیگر بشدت درهم تنیده است؛ یكی مفهوم عقلانیت است؛ دیگر معنویت. اگر عدالت از عقلانیت و معنویت جدا شد، دیگر عدالتی كه شما دنبالش هستید، نخواهد بود؛ اصلاً عدالت نخواهد بود. عقلانیت به‌خاطر این است كه اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت به‌كار گرفته نشود، انسان به گمراهی و اشتباه دچار می‌شود؛ خیال می‌كند چیزهایی عدالت است، در حالی‌كه نیست؛ و چیزهایی را هم كه عدالت است، گاهی نمی‌بیند. بنابراین عقلانیت و محاسبه، یكی از شرایط لازمِ رسیدن به عدالت است. بنابراین اگر بخواهید عدالت را بدرستی اجرا كنید، احتیاج دارید به محاسبه عقلانی و به‌كار گرفتن خرد و علم در بخش‌های مختلف، تا بفهمید چه چیزی می‌تواند عدالت را برقرار كند و اعتدالی را كه ما بنای زمین و زمان را بر اساس آن اعتدالِ خدادادی می‌دانیم و مظهرش در زندگی ما عدالت اجتماعی است، تأمین كند. اگر عدالت را از معنویت جدا كنیم - یعنی عدالتی كه با معنویت همراه نباشد - این هم عدالت نخواهد بود. عدالتی كه همراه با معنویت و توجه به آفاق معنویِ عالم وجود و كائنات نباشد، به ریاكاری و دروغ و انحراف و ظاهرسازی و تصنع تبدیل خواهد شد.» (سال 84 در دیدار با اعضای هیئت دولت نهم)




برچسب ها: در اندیشه‌های مقام معظم رهبری ‌آرمانگرایی واقع‌بینانه‌، بصیرت رهبری، بصیرت وصیر،
ارسال توسط سین.راد
آرشیو مطالب
نظر سنجی
من چقدر باحالم؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar