تبلیغات
بصیرت و صبر - خاطره رهبری از اجلا‌س فوق‌العاده مجلس خبرگان

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 9 اسفند 1388
خاطره رهبری از اجلا‌س فوق‌العاده مجلس خبرگان
آنچه كه در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسؤولیت بر دوش بنده‌ كوچك ضعیف حقیر گذاشته شد، برای خود من حتّی یك لحظه و یك آن از آنات گذشته‌ زندگی، متوقع و منتظر نبود. اگر كسی تصور كند كه در طول دوران مبارزه و بعداً در طول دوران انقلاب و مسؤولیت ریاست قوّه‌ اجرایی، حتّی یك لحظه در ذهن خودم خطور می‌دادم كه این مسؤولیت به من متوجه خواهد شد، قطعاً اشتباه كرده است. من همیشه خودم را نه فقط از این منصب بسیار خطیر و مهم، بلكه حتّی از مناصبی كه به مراتب پایین‌تر از این منصب بوده است - مثل ریاست جمهوری و دیگر مسؤولیتهایی كه در طول انقلاب داشتم
خاطره رهبری از اجلا‌س فوق‌العاده مجلس خبرگان
آنچه كه در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسؤولیت بر دوش بنده‌ كوچك ضعیف حقیر گذاشته شد، برای خود من حتّی یك لحظه و یك آن از آنات گذشته‌ زندگی، متوقع و منتظر نبود. اگر كسی تصور كند كه در طول دوران مبارزه و بعداً در طول دوران انقلاب و مسؤولیت ریاست قوّه‌ اجرایی، حتّی یك لحظه در ذهن خودم خطور می‌دادم كه این مسؤولیت به من متوجه خواهد شد، قطعاً اشتباه كرده است. من همیشه خودم را نه فقط از این منصب بسیار خطیر و مهم، بلكه حتّی از مناصبی كه به مراتب پایین‌تر از این منصب بوده است - مثل ریاست جمهوری و دیگر مسؤولیتهایی كه در طول انقلاب داشتم - كوچكتر می‌دانستم. یك وقتی خدمت امام(ره) این نكته را عرض كردم كه گاهی نام من در ردیف بعضی از آقایان آورده می‌شود، در حالی كه در ردیف آنها نیستم و من یك آدم كوچك و بسیار معمولی هستم. نه این‌كه بخواهم تعارف كنم؛ الان هم همان اعتقاد را دارم. بنابراین، چنین معنایی اصلاً متصور نبود.

البته در آن ساعات بسیار حساسی كه سخت‌ترین ساعات عمرمان را گذراندیم و خدا می‌داند كه در آن شب شنبه و صبح شنبه چه بر ما گذشت، برادرها از روی مسؤولیت و احساس وظیفه، با فشردگی تمام، فكر و تلاش می‌كردند كه چگونه قضایا را جمع‌وجور كنند. مكرر از من به عنوان عضو شورای رهبری اسم می‌آوردند، كه البته در ذهن خودم آن را رد می‌كردم؛ اگرچه به نحو یك احتمال برایم مطرح می‌شد كه شاید واقعاً این مسؤولیت را به من متوجه كنند.

در همان موقع به خدا پناه بردم و روز شنبه قبل از تشكیل مجلس خبرگان، با تضرع و توجه و التماس، به خدای متعال عرض كردم: پروردگارا! تو كه مدبر و مقدر امور هستی، چون ممكن است به عنوان عضوی از مجموعه‌ شورای رهبری، این مسؤولیت متوجه من شود، خواهش می‌كنم اگر این كار ممكن است اندكی برای دین و آخرت من زیان داشته باشد، طوری ترتیب كار را بده كه چنین وضعیتی پیش نیاید. واقعاً از ته دل می‌خواستم كه این مسؤولیت متوجه من نشود.

بالاخره در مجلس خبرگان بحثهایی پیش آمد و حرفهایی زده شد كه نهایتاً به این انتخاب منتهی شد. در همان مجلس، كوشش و تلاش و استدلال و بحث كردم، تا این كار انجام نگیرد؛ ولی انجام گرفت و این مرحله گذشت.من همین الان خودم را یك طلبه معمولی و بدون برجستگی و امتیازی خاص می‌دانم؛ نه فقط برای این شغل باعظمت و مسؤولیت بزرگ، بلكه - همان‌طور كه صادقانه گفتم - برای مسؤولیتهای به مراتب كوچكتر از آن، مثل ریاست جمهوری و كارهای دیگری كه در طول این ده سال داشتم. اما حالا كه این بار را روی دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آن‌چنان كه خدای متعال به پیامبرانش توصیه فرمود: «خذها بقوّه».

برای این مسؤولیت، از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد می‌كنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم، تا بتوانم این مسؤولیت را در حد وسع خودم - كه تكلیف هم بیش از وسع نیست - با قدرت و قوّت و حفظ شأن والای این مقام، حفظ كنم و انجام بدهم. این تكلیف من است، كه امیدوارم ان‌شاءاللَّه مشمول لطف و ترحم الهی و دعای ولیّ‌عصر(عج) و مؤمنین صالح باشم.

سخنرانی در مراسم بیعت ائمه‌ جمعه سراسر كشور به اتفاق رئیس مجلس خبرگان، 12/04/1368




برچسب ها: خاطره رهبری از اجلا‌س فوق‌العاده مجلس خبرگان، بصیرت وصبر،
ارسال توسط سین.راد
آرشیو مطالب
نظر سنجی
من چقدر باحالم؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar