تبلیغات
بصیرت و صبر - فتنه 88 برای رهبر انقلاب هم یك آزمون بود

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 13 تیر 1389
كارآمدی نظام ولایی در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام علی ذوعلم
سیدمرتضی مفیدنژاد
- كارآمدی ‌چیست و در چه سطحی قابل تحلیل و بررسی است‌؟ كارآمدی ‌را با چه معیارها و ابزارهایی می‌توان سنجید؟  
كارآمدی مقوله‌ای است كه هم برای یك مجموعه یا نهاد كوچك اجتماعی قابل ‌طرح است و هم برای ‌سطوح مدیریتی جامعه. كارآمدی را می‌توان هم در سطح مدیریت كلان جامعه بررسی كرد و هم می‌توان تأثیر و نقش هركدام از اركان جامعه را در زمینه‌ی این كارآمدی مورد تحلیل قرار داد. ما می‌توانیم تأثیر و نقش ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران را بررسی و تبیین ‌كنیم و ‌نیز این‌ را كه چنین ساختاری چه مقدار در كارآمدی نظام مؤثر بوده است. من فكر می‌كنم كه دو نمونه از كارآمدی ولایت فقیه در سی‌ویك سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی عبارت است از ‌یكی «تعمیق و گسترش و دفاع از قانون‌مداری و مردم‌سالاری در جهت پیشرفت كشور» و دیگر‌ی «ارتقای جایگاه سیاسی و بین‌المللی كشور و تشكیل جبهه‌ی واحد ضد استكبار جهانی در برابر زیاده‌طلبی‌های استكباری».

فتنه 88 برای رهبر انقلاب هم یك آزمون بود



این دو مسئله، بسیار اهمیت دارند. به هر حال مردم كشور ما صدها سال در نظام‌هایی زندگی می‌كردند كه استبداد كامل بر آن حاكم بوده و مردم و حقوق آن‌ها در حاشیه قرار داشته است. بنابراین یكی از آسیب‌هایی كه در آستانه‌ی انقلاب اسلامی مورد نگرانی بود، این بود كه ممكن است انقلاب اسلامی ایران هم پس از مدتی به سوی استبداد چرخش داشته باشد، ولی مهم‌ترین و اساسی‌ترین عاملی كه طول سه ‌دهه‌ی گذشته مانع از استبداد شد، عنصر ولایت فقیه بود.

مؤثرترین نهادی كه همیشه مدافع قانون‌مداری بوده، نهاد ولایت فقیه است. هم‌چنین كارآمدترین عنصری كه در نظام به تعمیق و گسترش مردم‌سالاری پرداخته‌، نهاد ولایت فقیه بوده است. شما مشاهده می‌كنید كه از همان آغاز حضرت امام (ره) بیشترین تأكید را بر این داشتند كه ما باید قانون اساسی داشته باشیم. در زمانی كه حتی برخی روشنفكران و چپ‌گرایان تأكیدی بر تدوین قانون اساسی ند‌‌اشتند، حضرت امام بر این نكته پافشاری می‌كردند. بعد هم در فرایندی كه برای تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران طی شد، از جمله انتخاب خبرگان قانون اساسی، رفراندوم آن و حتی اصلاح و بازنگری آن، مردم نقش اول را ایفا كردند. در چند مقطعی هم كه جناح‌های زیاده‌طلب دنبال این بودند كه قانون را به نفع خودشان متوقف یا تحریف كنند، ولی فقیه جلوی آنها را گرفت. در حقیقت ما می‌بینیم كه گسترش مردم‌سالاری در كشور ما مرهون مجاهدت‌ها، تدابیر و تلاش‌های رهبری بوده و تعمیق این مردم‌سالاری و ذی‌حق دانستن مردم كاملاً اثر كارآمدی نهاد ولایت فقیه است.
 
- پس آیا می‌توانیم بگوییم كه تجربه‌ی تاریخی ما كاملاً دلالت بر كارآمدی عنصر ولایت‌فقیه دارد؟
بله. می‌خواهم تصریح كنم كه وقتی از كارآمدی بحث می‌كنیم، باید به سراغ عینیت برویم. عینیت جامعه‌ی ما در این سه دهه نشان می‌دهد كه رهبری نقش اساسی و محوری در تعمیق و گسترش قانون‌مداری و دفاع از مردم‌سالاری داشته است. یعنی در زمان‌هایی كه بعضی‌ها اساساً نمی‌خواستند كه دانشجویان و دانشگاه‌های ما سیاسی باشند، رهبری ‌گفتند: لعنت بر كسانی كه نمی‌خواهند دانشجوی ما سیاسی باشند. ‌در حالی كه حتی برخی حكومت‌های دموكراتیك این مجال را نمی‌دهند كه آزاداندیشی و مباحث جدی بین صاحب‌نظران بالا بگیرد، در كشور ما رهبری خودش پرچم آزاداندیشی را برافراشته نگه‌می‌دارد. حتی ایشان با زبان گلایه و اعتراض دست‌اندركاران را خطاب قرار می‌دهند كه چرا كرسی‌های آزاداندیشی را در دانشگاه‌ها تشكیل نمی‌دهید؟

معلوم است كه رهبر معظم انقلاب مهم‌ترین وجه همتش را در گسترش مردم‌سالاری حقیقی همراه با بصیرت و حضور واقعی مردم قرار داده‌اند و از این پیشگیری می‌كنند ‌كه جناح‌ها و احزاب بخواهند مانع حضور جدی مردم بشوند و به نمایندگی از مردم در سرنوشت‌شان مداخله كنند. امروزه در كشور ما این احساس می‌شود كه تك‌تك مردم نسبت به رأی و نظر سیاسی خودشان حساس هستند و این هم در اثر یك تربیت سیاسی و رشد فرهنگی سیاسی است كه پس از انقلاب ایجاد شده است.
ما اگر بخواهیم نقش رهبری را تحلیل بكنیم‌، نباید بین عواملی كه موقعیت ایجاد كرده است و پارامترهایی كه رهبری در آن تصمیم‌گیری كرده، خلط كنیم. درست است كه رهبری به عنوان یكی از عوامل مؤثر در ایجاد موقعیت‌ها نقش ایفا می‌كند‌، ولی همه‌ی عواملی كه در یك موقعیت اجتماعی ایجاد می‌شود و تأثیر می‌گذارد‌، فقط تصمیم‌گیری‌ها و اراده رهبری نیست.


- در مورد نكته‌ی دوم چطور؟ یعنی ارتقای جایگاه سیاسی و بین‌المللی كشور؟
باید مقایسه كنیم كه كشور ما پیش از انقلاب چه جایگاهی داشت و امروز كشورهایی كه با ما قابل مقایسه هستند، در نظام بین‌الملل چه جایگاهی دارند. كشور ما توانسته است یك جبهه‌ی فكری، سیاسی و اجتماعی در برابر زیاده‌طلبی‌های استكباری ایجاد كند. امروزه جمهوری اسلامی ایران پرچمدار یك مبارزه‌ی گفتمانی با غرب است. این نكته‌ بسیار مهمی است كه عملكرد رهبری و ولایت فقیه توانسته است چنین جایگاهی را برای ما ایجاد كند. به هر حال دولت‌های ما در دوره‌های چهارساله‌ای كه می‌گذرانند، آن‌قدر دچار مشغله‌های اجرایی و جاری جامعه می-شوند كه اساساً نمی‌توانند به مقوله‌های كلان و درازمدت فكر كنند. این جایگاه رهبری بوده كه توانسته برای كشور ما یك سیاست نهادینه شده‌ی مبتنی بر منطق و برخوردار از حمایت مردم را شكل بدهد كه حتی مورد توجه نخبگان دیگر كشورهای جهان و تأثیرگذار در جهان اسلام و فراتر از جهان اسلام قرار گیرد.

بنابراین به نظر من امروز باید به‌طور جدی بر این نكته تأكید كنیم كه خوشبختانه كارآمدی ولایت فقیه در كشور ما بسیار بالا است. اگر دیگر نهادها و ارگان‌های حكومتی هم می‌توانستند نقش خودشان را بهتر از این ایفا كنند، قطعاً این كارآمدی بسیار بیشتر خودش را نشان می‌داد.

- چه عوامل و فاكتورهای دیگری در سنجش این كارآمدی مؤثر است؟
برای سنجش كارآمدی به هر حال باید شاخص‌های كمّی را هم در نظر داشته باشیم، ولی در بسیاری مواقع این شاخص‌های كمی وجود ندارد و ما باید با‌ روش‌های تحلیلی و مشاهده‌ای به سنجش بپردازیم. مقایسه‌ی وضعیت كنونی جامعه‌ی ما با وضعیت پیش از انقلاب، یك ملاك سنجش است. ثانیاً سنجش و مقایسه با كشورهای مشابه، یك ملاك دیگر ارزش‌یابی است. به هر حال این نكته درست است كه كشورهای مختلف در سال‌های گذشته در بعضی از زمینه‌ها رشد و پیشرفت داشته‌اند، اما كشور ما هم در برخی زمینه‌ها رشد و پیشرفت داشته. باید نسبت-سنجی كنیم و در مجموع ببینیم كشورهایی مثل تركیه، مصر، مالزی، لبنان و... در چه وضعیتی بوده‌اند و هم‌اكنون چه وضعیتی دارند. جمهوری اسلامی ایران هم در سی سال گذشته چه وضعیتی داشته و الان در چه وضعیتی است. یعنی ما می‌توانیم به صورت ماتریسی و در یك مقایسه‌ی جغرافیایی و تاریخی این كارآمدی را بسنجیم.

به هر حال وقتی كه در سطح جهانی حتی تحلیل‌گران جناح رقیب ما و دشمنان ما به برخی توانمندی‌های برجسته و كارآمدی‌های اساسی ما اعتراف می‌كنند، باید خیلی دیرباور و منكر واقعیات باشیم كه این اعتراف‌ها را نبینیم و در تحلیل‌هامان لحاظ نكنیم.
 
- آیا سنجش با معیارهای كمی، همه جنبه‌های كارآمدی را پوشش می‌دهد؟.
برخی شاخص‌ها ممكن است كمّی هم باشند. بالاخره این‌كه ضریب جینی كشور ما در مسئله‌ی توزیع درآمد چیست، به هر حال این یك شاخص كمی است ‌كه نشان‌دهنده‌ی پیشرفت كشور است، ولی قطعاً در سنجش كارآمدی یك نظام نمی‌توان فقط به شاخص‌های كمی اكتفا كرد. شاخص‌های كمی را فقط در بحث‌های اقتصادی می-شود به كار گرفت، ولی در بحث‌های سیاسی و فرهنگی و تربیتی بیشتر باید سراغ تحلیل‌های كیفی رفت.

- سال گذشته ‌و پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری شاهد فتنه‌ی عمیقی بودیم كه چندین ماه كشور ما را تحت تأثیر قرار داد. بسیاری معتقدند ‌كه اگر رهنمودها و رفتار رهبر معظم انقلاب نبود، شاید این جریان لطمه‌های بسیار ‌بزرگی می‌‌زد و زمان بیشتری كشور ‌را د‌ر‌گیر می‌‌كرد. ‌چگونه می‌توان این نقش و شأن ولی فقیه ‌را كه ‌از كارآمدی‌های حكومت ولایی است، تبیین كرد‌‌؟

اساساً توانمندی هر مدیر‌ی در مواقع بحرانی خودش را نشان می‌دهد. این‌كه ‌مدیران چگونه بحران‌ها را مدیریت می‌كنند و با كم‌ترین هزینه‌ها جامعه را از مشكلات بزرگ ‌‌می‌رها‌نند‌، مسئله‌ای بسیار مهم است. این اتفاقات هم محدود به كشور ما نیست‌، بلكه در هر كشوری ممكن است چنین اتفاقاتی رخ دهد‌. هم در كشورهای غربی، هم در كشورهای شرقی و هم كشورهایی كه دموكراتیك ‌یا غیر دموكراتیك اداره می‌شود‌، كمابیش ‌چنین اتفاقات می‌افتد. اتفاقاً در كشورهایی كه مردم‌سالاری بیشتری وجود دارد، زمینه‌ی چنین اتفاقاتی بیشتر خواهد بود. لذا چگونگی مدیریت این حوادث بسیار مهم است و خودش یك شاخص اساسی است.
این برداشت كه ‌پس از انتخابات برخی كاندیداها بی‌انصافی كردند و گفتند كه رهبری از قبل مشخص كرد‌ه بود كه به چه كسی باید رأی د‌اد، برداشت مغرضانه‌ای بود‌، ‌چون تا قبل از انتخابات هیچ‌كس چنین حرفی را نمی‌زد. اتفاقاً بعضی روزنامه‌ها كه طرفدار جناح‌های مختلف بودند‌، هركدام آن شاخص‌های مد نظر رهبری را با كاندیدای خودشان تطبیق می‌دادند.


نكته‌ای كه در این‌جا مهم جلوه می‌كند‌، این است كه رهبری ولایی و ولی‌فقیه ‌برای حل یك مسئله یا چالش اجتماعی در موقعیت‌های مختلف می‌تواند طراحی‌های مختلفی را ا‌رائه دهد. ما اگر بخواهیم نقش رهبری را تحلیل بكنیم‌، نباید بین عواملی كه موقعیت ایجاد كرده است و پارامترهایی كه رهبری در آن تصمیم‌گیری كرده، خلط كنیم. درست است كه رهبری به عنوان یكی از عوامل مؤثر در ایجاد موقعیت‌ها نقش ایفا می‌كند‌، ولی همه‌ی عواملی كه در یك موقعیت اجتماعی ایجاد می‌شود و تأثیر می‌گذارد‌، فقط تصمیم‌گیری‌ها و اراده رهبری نیست. در یك جامعه گروه‌ها و افراد مختلف و نخبگان ذی‌نفوذ‌ی هستند كه دیدگاه‌ها و جهت‌گیری‌هاشان نه‌تنها ممكن است با رهبری یكسان نباشد، بلكه ‌چه‌بسا متضاد هم ‌باشد. ‌هم‌چنین گروه‌های معاند و معارضی هستند كه ممكن است ‌حتی خودشان را نشان ندهند و منتظر فرصت‌ها ‌بمانند تا به مقاصد خود دست یابند. در جهان و جامعه‌ای كه ارتباطات اینترنتی كاملاً باز و آزاد است و اطلاع‌رسانی خیلی سریع انجام می‌شود‌، دست‌یابی به بسیاری از اهداف نیز چندان سخت نیست. ما باید بررسی كنیم و ببینیم كه با توجه به برخی از موقعیت‌هایی كه وجود داشته، مقام معظم رهبری قبل از انتخابات، در حین و بعد از انتخابات چه تد‌ابیری كرده‌اند و این تدابیر آیا می‌توانسته در وضعیت بهتری هم باشد یا نه؟

به نظر من رفتار رهبر انقلاب ‌در قبل، حین و بعد از انتخابات یك رفتار مدبرانه، اخلاقی، مبتنی بر قانون و در جهت مصالح و تعالی كشور بوده‌، به‌گونه‌ای كه هر مقداری كه بررسی می‌كنیم‌، ‌نمی‌توانیم بگو‌ییم در یك نقطه‌ای از این تصمیم‌گیری‌ها و تدابیر بهتر از آن می‌توانسته عمل بشود. البته این ‌هم امری خارج از انتظار نیست ‌كه بعضی‌ها می‌خواهند نسبت به تدابیر رهبری تردید بكنند‌، چرا كه در زمان پیغمبر اكرم (ص)، امام علی (ع) و ‌د‌یگر امامان معصوم نیز چنین وضعی وجود داشته است.

- اگر ممكن است، این بحث را بیشتر بشكافید؟
 ‌مثلاً قبل از انتخابات این امكان بود كه رهبری چند نوع برخورد با انتخابات داشته باشند. یك برخورد ممكن ‌بود این باشد كه خب قرار است انتخاباتی اتفاق بیفتد و دستگاه‌هایی هم در كشور اعم از مجریان و ناظران مسئول آن هستند. بنابراین ایشان هیچ‌گونه حساسیتی به انتخابات نشان ندهد.
حتی رهبری حركت‌های خیابانی را كه هواداران برخی كاندیدها انجام می‌دادند و بسیاری از متدینین ‌هم ممكن ‌بود از آن ناراحت باشند‌، آن‌ها را هم رد نكردند. به خاطر این‌كه بتوانند این شور را كاملاً حفظ كنند. حتی رهبری فرمودند كه من پیغام دادم به بعضی از كاندیداها كه اسم نبرند از دیگران و این نشان می‌دهد كه رهبری باز در پیشگیری از حوادثی اقدام كردند كه احساس می‌كردند امكان دارد اتفاق بیفتد.


سناریوی دیگر این ‌بود كه مثلاً رهبری اساساً باید روی یك شخص تأكید كند‌‌ تا مردم متوجه آن فرد بشوند؛ حالا یا به صراحت یا به كنایه. چنین اقدامی از طرف رهبری برخلاف قانون یا عرف ‌هم نیست. یعنی شما می‌بینید در یك كشوری مثل ‌آمریكا‌، هنگام انتخابات آن رئیس‌جمهوری كه رهبری جامعه را هم به عهده دارد‌، صریحاً از كاندیدای حزب خودش حمایت می‌كند و جامعه هم می‌داند.

سناریویی سوم این بود كه رهبری ضمن این‌كه بنا به یك وظیفه‌ی الهی مردم را به شركت حداكثری در این انتخابات تشویق كردند. تدابیری را هم انجام دادند كه تمام جناح‌های سیاسی بتوانند در این انتخابات شركت كنند تا میزان مشاركت افزایش پیدا كند و درواقع آن اقتدار سیاسی نظام بتواند خودش را نشان بدهد. در عین حال شاخص‌هایی را هم مشخص كردند كه به شخص خاصی متوجه نبود‌، بلكه می‌شد در بین كاندیداها با نسبت‌های مختلف برای آن مصادیق پیدا كرد. این نشان می‌داد كه شاخص‌هایی را كه رهبری مشخص كردند‌، واقعاً به‌طور مشخص انگشت اشاره را به سمت هیچ‌كدام از كاندیداها نشانه نمی‌رفت.

این برداشت كه ‌پس از انتخابات برخی كاندیداها بی‌انصافی كردند و گفتند كه رهبری از قبل مشخص كرد‌ه بود كه به چه كسی باید رأی د‌اد، برداشت مغرضانه‌ای بود‌، ‌چون تا قبل از انتخابات هیچ‌كس چنین حرفی را نمی‌زد. اتفاقاً بعضی روزنامه‌ها كه طرفدار جناح‌های مختلف بودند‌، هركدام آن شاخص‌های مد نظر رهبری را با كاندیدای خودشان تطبیق می‌دادند. حتی رهبری صریحاً مطرح كردند كه حمایت من از دولت به معنی موضع انتخاباتی من نیست و این تعبیر صریح رهبری بسیار شفاف و روشن بود.

لذا می‌خواهم به این نكته برسم كه قبل از انتخابات‌، رهبری تمام تلاش و تدبیر خودشان را به كار بردند كه جامعه به-دور از تشنج و درگیری بتواند در یك رقابت پرشور ‌وارد انتخابات شود. حتی رهبری حركت‌های خیابانی را كه هواداران برخی كاندیدها انجام می‌دادند و بسیاری از متدینین ‌هم ممكن ‌بود از آن ناراحت باشند‌، آن‌ها را هم رد نكردند. به خاطر این‌كه بتوانند این شور را كاملاً حفظ كنند. حتی رهبری فرمودند كه من پیغام دادم به بعضی از كاندیداها كه اسم نبرند از دیگران و این نشان می‌دهد كه رهبری باز در پیشگیری از حوادثی اقدام كردند كه احساس می‌كردند امكان دارد اتفاق بیفتد.

بنابراین در موقعیت‌های قبل از انتخابات‌، رهبری كاملاً بی‌طرفی و قانون‌مداری خودشان را به‌نحوی با ارائه‌ی نشانه‌هایی مطرح كردند كه بتواند جناح‌های مختلف را البته با رعایت آن شاخص‌های اصولی انقلاب زیر چتر خودش قرار بدهد.

- در حین انتخابات چطور؟
در طول انتخابات هم رهبر انقلاب از هرگونه اظهار نظری كه توازن انتخاباتی را به نفع یكی از كاندیداها تغییر بدهد خودداری كردند. بعد از انتخابات هم موقعیتی شكل گرفت كه خارج از اداره‌ی نهادهای جمهوری اسلامی ‌بود. در آن موقعیت باز به نظر می‌رسد ‌كه رهبری بهترین و اثرگذارترین تدابیر را به كار بردند‌. آن فتنه‌ای را كه همه فكر می‌كردند كه تا ماه‌ها ممكن است رشد ‌كند و جامعه را ‌به سوی مسائل غیر قابل پیش‌‌بینی ببرد‌، با  تدابیر خودشان و البته با اتكاء به خداوند و آن روحیه‌ی ایمانی‌ و معنوی‌شان‌، توانستند با حداقل هزینه جامعه را از این چالش به سلامت عبور بدهند. درواقع بردباری مقتدرانه‌ی رهبری‌، آن اخلاق الهی و انصاف‌، قانون‌مداری و حق‌مداری واقع‌بینانه‌ی رهبری‌، اینها توانست كسانی را هم كه دچار غفلت یا حتی تردید شدند‌، به‌تدریج هوشیار كند.

نكته‌ی مهم این است كه شما ببینید بعضی از نخبگان جامعه دچار تردید ‌شدند و رهبری فقط با تبیین و ارائه‌ی تحلیل-، با گذر زمان و حوادثی كه بعداً اتفاق ‌افتاد‌، زمینه را فراهم كردند تا آنها خودشان متوجه و متنبه شوند. با وجود این‌كه در فضای منفی بعد از انتخابات‌، قدرت‌طلبی بعضی جناح‌ها، بی‌انصافی‌ها، تهمت‌ها، خودخواهی‌ها و كینه‌ورزی‌‌ها نسبت به رهبری و نظام و انقلاب موج می‌زد، ما می‌بینیم كه خوشبختانه ایشان با مدیریت بسیار عالی و خویشتن-داری، بدون شتابزدگی و دستپاچگی‌، با آن اعتماد قلبی كه نسبت به توان و همراهی مردم داشتند و با توكل به خداوند متعال توانستند بسیار مدبرانه جامعه را از این مسیر عبور بدهند.

به نظر می‌رسد خود این جریان‌های یك سال گذشته كه به تعبیر مقام معظم رهبری امتحان بزرگ بود برای همه‌ی اقشار جامعه، برای شخص رهبری ‌هم یك امتحان الهی بزرگ‌تر بود كه ‌ایشان بسیار سربلند و سرافراز از آن بیرون آمدند. امروز هیچ كس نمی‌تواند بگوید كه رهبری به‌خاطر رفاقت یا نسبت‌های خاصی كه با برخی اشخاص داشتند‌، از آنها حمایت‌های خاصی كردند. هیچ كس نمی‌تواند بگوید كه رهبری در این جریان‌ها از یك جناح خاص جانب‌داری غیر قانونی كردند. هیچ كس نمی‌تواند بگوید كه رهبری راه را برای تبیین و اعتراض منطقی معترضان بستند‌، چرا كه در همان چند روز اول حاضر شدند ‌كه بنشینند و با نمایندگان كاندیدا‌ها به‌طور صریح صحبت كنند و مسائل‌شان را مطرح كنند. رهبری از لحاظ قانونی شاید چنین وظیفه و تكلیفی نداشتند. اصلاً بعضی‌ها شاید انتقاد كردند كه چرا رهبری كه باید در ستاد باشند و به صف وارد شد‌ه‌اند‌، ولی رهبری برایش این حرف‌ها و جریان‌ها وارد نیست‌، چرا كه برای ایشان انجام تكلیف الهی، حفظ كشور و نظام و انقلاب و پیشبرد جریان امور در جهت مصالح كشور اولویت دارد.
در حالی كه حتی برخی حكومت‌های دموكراتیك این مجال را نمی‌دهند كه آزاداندیشی و مباحث جدی بین صاحب‌نظران بالا بگیرد، در كشور ما رهبری خودش پرچم آزاداندیشی را برافراشته نگه‌می‌دارد.


اصلاً در قضایای یك سال اخیر رهبری نظام در مقام این نبود كه اقتدار حكومتی خودش را به رخ معترضان بكشد، بلكه به‌عكس‌، دائماً معترضان را هم به عنوان بخشی از مردم  و به عنوان كسانی تلقی می‌كردند كه به هر حال اگر حرف قانونی دارند، باید شنیده شود. به نظر می‌رسد كه خود همین برخورد‌، قضایا را برای خیلی از افراد روشن كرده است. به همین جهت موجب شد كه آن پشتیبانی اجتماعی كه بعضی‌ها توانسته بودند  با یك نوع اغواگری و فریب برای خودشان به دست بیاورند‌، به‌شدت تضعیف شد و جریان فتنه دچار ریزش شدیدی شد. به‌گونه‌ای كه امروز وقتی آنها حرفی می‌زنند و اقدامی انجام می‌دهند‌، اساساً در جامعه هیچ گوشی به سمت ‌آن برنمی‌گردد و هیچ چشمی به -آنان نگاه نمی‌كند.

بنابراین خودبه‌خود می‌شود گفت كه آنها در حاشیه قرار گرفته‌اند. البته این به آن معنی نیست كه ما آن لایه‌های عمیق این فتنه را نادیده بگیریم و از طراحی‌های دشمن غافل باشیم‌، ولی به نظر می‌رسد آن‌چه را كه تا امروز پشت سر گذاشته‌ایم‌، بهترین وضعیتی بوده ‌و این خودش یكی از نمادهای توانمندی و كارآمدی رهبری ولایی است.

 

- ارتباط رهبر‌ی و مردم در انتخابات اخیر خیلی مشهود بود. ‌نهم دی و 22 بهمن درواقع برآیند این ارتباط و اعتماد دوطرفه بود. این علقه‌ و ارتباط دوطرفه چگونه حاصل می‌شود  و ریشه‌اش چیست؟
اساساً تفاوت نظام الهی با نظام دموكراتیك همین است. در نظام دموكراتیك مردم و حاكمیت هر دو یك نوع مراقبت و رقابت با هم دارند. یعنی حاكمیت می‌خواهد حقوق مردم را تحدید كند و حقوق خودش را استیفا كند. مردم هم می-خواهند حقوق خودشان را استیفا كنند و درواقع حقوق حاكمیت را محدود كنند‌، چون در نظام دموكراسی غرب، درواقع نظام دوركنی است‌؛ یك ركن مردم و یك ركن حاكمیت. ‌حال آن‌كه نظام الهی سه ركن دار‌د‌؛ نظام‌، امت و اسلام.

رهبری و امت در بطن كار هم‌دل و هم‌سو‌ هستند، یعنی مردم احساس می‌كنند رهبری همان را می‌خواهد كه مردم می‌خواهند. رهبری احساس می‌كند باید همان‌طور كه مردم از اجرای قوانین و ارزش‌های اسلام می‌طلبند‌، برای به سرانجام رسیدن امور در چارچوب قانون دین نظارت كند. ‌‌پس این علقه و رابطه‌ی بین امام و امت اصولاً از ویژگی‌های منحصر به فرد نظام الهی است.
هیچ كس نمی‌تواند بگوید كه رهبری راه را برای تبیین و اعتراض منطقی معترضان بستند‌، چرا كه در همان چند روز اول حاضر شدند ‌كه بنشینند و با نمایندگان كاندیدا‌ها به‌طور صریح صحبت كنند و مسائل‌شان را مطرح كنند. رهبری از لحاظ قانونی شاید چنین وظیفه و تكلیفی نداشتند. اصلاً بعضی‌ها شاید انتقاد كردند كه چرا رهبری كه باید در ستاد باشند و به صف وارد شد‌ه‌اند‌.


صاحب‌نظران علوم سیاسی مدعی‌اند كه ما دو نوع نظام سیاسی داریم‌؛ یكی نظام سیاسی دیكتاتوری و یكی نظام سیاسی دموكراتیك. بنده تصور می‌كنم كه این تقسیم‌بندی درست نیست‌، بلكه ما باید بگوییم كه سه نوع نظام سیاسی داریم‌؛ نظام سیاسی دیكتاتوری كه تك‌محوری است، نظام سیاسی دموكراتیك كه مردم در آن نقش محوری دارند و سوم ‌هم نظام سیاسی الهی. نظام سیاسی الهی درواقع یك نظام سیاسی حداكثری است و صرفاً یك دموكراسی حقوقی نیست‌، بلكه یك دموكراسی حقیقی است. نظام دموكراسی لیبرال یك دموكراسی حقوقی است. یعنی مردم از نظر حقوقی و قانونی هر چهار سال یك بار می‌آیند و به كسی رأی می‌دهند‌، ولی پشت سر این حق حقوقی مردم درواقع عاطفه‌ و هم‌سو‌یی فكری‌ای از این قبیل وجود ندارد. اگر بخواهیم تشبیه كنیم‌، مثلاً رئیس یك اداره را در نظر بگیرید كه ‌كارمندانش بالاخره تابعش هستند‌، یكی ‌هم امام جماعت در یك مسجد كه معمومین تابع او هستند. این دو نوع تبعیت تفاوت بسیاری دارد. وقتی شما پشت سر كسی نماز می‌خوانید‌، یعنی در تك تك حالات و اذكار هم‌سویی و تبعیت ‌از او دار‌ید‌، بدون این‌كه تبعیت شما تبعیت از شخص امام جماعت باشد. تبعیت شما از خود امام جماعت و ‌از نماز امام جماعت‌، هر دو تبعیت از خداوند است. به همین جهت كاملاً هم‌سویی وجود دارد. در واقع امام و مأموم همه به یك جهت حركت می‌كنند‌، ولی رابطه‌ی بین رئیس یك اداره و كارمند ‌او، فقط یك تبعیت حقوقی است. ممكن است بیرون از اداره‌، ‌كارمند و رئیس اداره هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند و چه‌بسا از یكدیگر تنفر هم داشته باشند. اصلاً این پیوستگی عاطفی، معنوی، اخلاقی و اعتقادی بین امام و امت، تنها از ویژگی‌های منحصر به فرد نظام «امام و امت» است كه در جمهوری اسلامی به‌وضوح مشهود است.



برچسب ها: فتنه 88 برای رهبر انقلاب هم یك آزمون بود،
ارسال توسط سین.راد
آرشیو مطالب
نظر سنجی
من چقدر باحالم؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar